مقالات قدیمی: فرهنگ معماری ایران (۱۳۵۴)

آثار معماری هر سرزمین، روشنگر ویژگیهای جوامع آن سرزمین در زمینة اوضاع و احوال اجتماعی – اقتصادی- سطح فنون و مهارت­ های فنی، روشنگر فصول تمدن و حوادث تاریخی، میزان ذوق هنری وحس و دریافت زیبائی( و ارائه مجدد آن به صورت آثار معماری) و نیز تعیین کنندة مذهب و جهان­بینی­ های فلسفی است، هم ازینروست که باستانشناسان، مردم ­شناسان، تاریخ پژوهان، جامعه شناسان، اکولوژیست ­ها و روانشناسان قومی و

فرهنگ معماری ایران

از انتشارات:  سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران

شمارة اول، فروردین 1354

زیرنظر: دکتر پرویز ورجاوند

آثار معماری هر سرزمین، روشنگر ویژگیهای جوامع آن سرزمین در زمینة اوضاع و احوال اجتماعی – اقتصادی- سطح فنون و مهارت  های فنی، روشنگر فصول تمدن و حوادث تاریخی، میزان ذوق هنری وحس و دریافت زیبائی( و ارائه مجدد آن به صورت آثار معماری) و نیز تعیین کنندة مذهب و جهان  بینی  های فلسفی است، هم ازینروست که باستانشناسان، مردم  شناسان، تاریخ پژوهان، جامعه شناسان، اکولوژیست  ها و روانشناسان قومی و روانکاوان شعور جمعی، و نیز پرستندگان هنر، به پژوهش درباره جنبه  های مختلف هنر معماری علاقمند و نیازمندند.
در میان شگفتی  های معماری جهان شاهکارهای معماری ایران جائی ویژه دارند، علاوه بر نوشته  ها و تصاویر چاپ شدة بسیار در سفرنامه  های مغرب  زمینی  ها، از حدود سدة هفدهم تاکنون، کتابها و جزوه  ها و مقاله  های متعددی دربارة ایران به زبانهای مختلف چاپ شده است. از آغاز سدة بیستم نیز مجموعه آثار پروفسور پوپ، ایرانشناس معروف، «آثار ایران»، برخی مقاله  های مجله «هنر و مردم» و «باستانشناسی و هنر ایران» به مجموعة نوشته  های ایرانشناسانه افزوده شده  اند.
آشکار است که این همه، در برابر تعداد و ارزش  های فنی و هنری ایران، کاری کم و گاه کم عمق می  نماید که کمتر قادر است تصویری جامع، پیوسته و تحلیلی از هنر معماری ایران در دوران  های مختلف عرضه بدارد، و لاجرم آشکار است که تنظیم برنامه  ای اساسی و دراز مدت برای تدوین مجموعه  ای ارزنده از بررسی  های بنیادی و شناسائی کامل همة آثار معماری و بافتهای کهن شهرها و محله  ها و مجموعه  ها و تقسیم بندی علمی سبک  های هنر معماری ایران در دورانهای مختلف، از طرفی، و عرضة نتایج این پژوهشها به علاقمندان در قالب جزوه  ها، کتابها و جنگ  ها، از طرف دیگر ضروری می  نماید. جا دارد طرحهای فنی مرمت و بازپیرائی بناهای بزرگ و مهم نیز که در ایران و دیگر سرزمین  ها در دست اجرا هستند، معرفی و مورد بحث و نقد قرار گیرند. ایجاد «مرکز آموزش و پژوهش مرمت و بازپیرائی بناهای تاریخی» و نیز انتشار مجموعه « فرهنگ معماری ایران» با توجه به همین منظور است.
اولین مقالة این مجموعه «نکات تازه  ای در زمینة معماری هخامنسیان براساس کاوشهای اخیر» از دکتر اکبر تجویدی است و خبر از یک اکتشاف جدید و جالب در تخت جمشید دارد. پیدا شدن طاق جناغی با قوس کاملا تیز در عصر هخامنشیان، کشف این طاق می  تواند اساس تاریخ معماری ایران را در زمینة پوشش بناها دگرگون سازد. زیرا تاکنون تصور می  شد این نوع طاقها در معماری اسلامی ایران، نه دنبالة روش  های نیاکان ایرانی که عاملی است وارداتی. تا پیش ازین اکتشاف، برای باستانشناسانی که می  خواستند وجود طاقهای تیز را در معماری ساسانیان اثبات نمایند مشکلات بسیار وجود داشت.
اکنون، با پیدا شدن اینگونه اطاقها در تخت جمشید می  توان فهمید که امر پی افکندن انواع طاقهای جناغی در مساجد بی-نظیر ایرانی، سرمشقی از امویان نیست، بلکه نمایانگر تداومی است از سنت هنر ایرانی از زمان پارسها، و حتی پیشتر از آن، مادها.
وجود یافته  های تازة باستانشناسی ثابت می  کند که اظهار نظر قاطع و عجولانه دربارة بسیاری از مظاهر تمدن و فرهنگ ایران باستان هنوز کمی زود است. نویسنده با این جمله نوشته را پایان می  دهد که: هنوز سالیان درازی فرصت لازمست تا بتوان ازین راز باستانی یعنی موضوع سکونت مردمان و کیفیت شهرسازی در پارسه پرده برداشت.
- «اطلاعات جدیدی راجع به اصول ساختمانی معمول در مسجد جامع اصفهان» عنوان مقاله اوژینو گالدیری است که گویا عضو «مؤسسة ایتالیائی مطالعات شرق نزدیک و شرق دور» می  باشد- مؤسسه  ایکه از طرف یونسکو، صلاحیت آن برای مطالعه و تعمیر مجموعه  ای از ساختمان  های دوران اسلامی ایران تأیید شده است.
همیشه گفته شده  که مسجد جامع اصفهان در زمان خلفای عباسی ساخته شده است، ... در حالیکه در زیر یکی از گنبدهای این مسجد تاریخ سنة481 هجری یافته شده است. مسجد جامع جزء یکی از ساختمان  های زمان سلجوقی به حساب می  آید. البته می  توان حدس زد مسجد ساختة سلجوقیان بنای قدیمی  تری داشته که محتملا از روی طرح مسجد عربی ساخته شده بوده است.
- « معماری قلعة تاریخی هرمز و زمان بنای آن» را دکتر پرویز ورجاوند نوشته است. تنها نشانة چشم  گیری که از گذشته پرشکوه و جلال جزیرة هرمز و دوران آبادانی آن برجاست، قلعة عظیم سنگی آنست که در کنار ساحل واقع شده است. دربارة زمان بنا و ساختمان این قلعه تا انجام یک رشته کاوشها و بررسیهای لازم نمی  توان اظهار نظر روشن و قطعی کرد، بخصوص آنکه به علت ممانعت و اشکالتراشی   های برخی مأموران محلی، امکان بررسی  وضع موجود آن نیز برای نگارنده فراهم نیامد و تنها در فرصتی کوتاه از برخی واحدهای بازدید شد.
مدارک تاریخی، بنیاد نخستین شهر را در هرمز به دوران اردشیر ساسانی نسبت می  دهند. در مورد قلعه کنونی هرمز باید گفت از دیرباز در این محل قلعة سنگی مستحکمی وجود داشته است که با آمدن پرتقالیها مورد استفاده قرار گرفته و برخی تغییرات در آن انجام شده است. بنیاد قلعه نمی  تواند مربوط به دوران پرتقالیها باشد، چه از یاد نباید برد که زمان بنای قلعة پرتقالیها را حدود یکسال ذکر کرده  اند که برای بنای قلعه عظیمی بابعاد قلعه کنونی هرمز زمان ناچیزی بنظر می  رسد و از اینرو می  توان گفت که منظور زمان از زمان بنای قلعه، زمان مربوط به ایجاد تغییرات و تعمیرات در بنای قلعه قدیمی هرمز بوده است.
- «قشرهای مکرر تزئیناتی در گنبد سلطانیه» از دکتر رضا کسائی، مقاله  ای است توضیحی و تشریحی در باب تکنیک کامل نازک  کاری در کاربرد تغییر شکل فضاهای داخلی در معماری ایلخانی، خاصه مقبرة با شکوه سلطان محمد خدابنده (الجایتو) در سلطانیة زنجان، که پایتخت پادشاهان ایلخانی بوده است، در این مقاله در باب انواع تزئینات مرکب (تزئین آجر و کاشی- تزئینات آجر و کاشی با مهر از گل پخته – گچبری با آجر کاری دروغین)،  تزئینات ساده (کاشیکاری با فرمهای 6 گوش – کاشیکاری معرق- تزئینات به وسیله خطوط نوشته)، تزئینات روی پارچه، تکنیک تهیه و مواد بکار رفته اطلاعاتی می  دهد.
« قره کلیسا: از معماری تا مرمت یک بنای تاریخی» را دکتر محمد منصور فلامکی در باب شناسایی اجمالی ساختمان اصلی بنای صومعة کهن قره کلیسا، یا کلیسای طاطاوس قدیس، و بنای جدید یعنی کلیسای سفیدی که در کنار آن ساخته شده است، نوشته است. تاریخچه بنا، مسأله روز قره کلیسا یعنی تعمیر و احیاء آن، و مسائلی دیگر در این مقاله مورد اشاره قرار گرفته  اند.
« سبک آذری» نوشتة مهندس کریم پیرنیاست، با این مقدمه که آذربایجان از لحاظ معماری ایرانی و ریشه  های تاریخی آن در درجة اول اهمیت واقع شده، بطوریکه سه شیوه از شیوه  های مشخص معماری ایران از آنجا سرچشمه گرفته و در سراسر کشور منتشر شده است، هنگامیکه گروه پارس قوم آریان کوههای آران را پشت سر می  گذاشتند تا به جنوب سرزمین ایران رهسپار شده و در آنجا ماندگار شوند، در سر راه خود ستاوندهای جویین، شبستانها  و نهانخانه  های کوشک مانند آذربایجان را پسندیدند و چون ارمغانی نخست به اشلن و بعد به پارس بردند و به همین شیوه ساختمانی با تأثر از سبک  های گوناگون مللی که به تابعیت پارسیان در می  آمدند سبک تازه  ای پدید آوردند که به سبک پارس معروف است و از آغاز شاهنشاهی ایران تا پایان روزگار هخامنشیان (و حتی اندکی بعد از آن) برای ساختن کاخها و کوشکها بکار گرفته می  شد. پس از یورش خونین مغول نوعی معماری پدید آمد که به حق نام (آذری) گرفت... از ویژگیهای این شیوه یکی قوس و پوشش معروف به «کلیل آذری» است که در مجموعة مزار و خانقاه شیخ صفی در اردبیل و همچنین در گنبد خدابنده بیش از هر جای دیگر به چشم می  خورد. خوانندة مشتاق می  پرسد «کلیل آذری» چیست، اما پاسخی نمی-یابد، خوانندة مشتاق و مجذوب عنوان مقاله (سبک آذری)، می  پندارد که بالاخره با تحلیل علمی و دقیق یکی از سبک  های معماری ایرانی روبرو شده است، اما این پنداری نابجاست. خوانندة مشتاق، مشتاقانه آرزو می  کند که در باب بناهای ایرانی و سبک  ها نه فقط از دید مصالح و هندسه و فن، بلکه همراه با دیدی تحلیلی- آنان که شایستة نویسندگان محقق مجموعه  ای چنین محققانه است- چیزهایی بخواند، (ضمن اینکه چون و چرا بر سر این نامگذاری را موقتاً کنار می-گذارد). اما از سر تجزیه و تحلیل شیوه  ها نه در مقاله و نه در مقالات دیگر نشانی نیست. نویسنده معتقد است:
« ویژگیهای شیوه آذری معماری ایران چندان است که می  توان کتابها درباره آن پرداخت و در این مختصر امکان توضیح آن حتی بطور مختصر و فهرست  وار هم نیست و بهتر است به معرفی چند شاهکار معماری که در خاک آذربایجان واقع شده اکتفا کنیم.»
این قابل درک است که چرا افرادی که سرشار از اطلاعات دقیق و عمیق پیرامون مسایلی هستند نمی  خواهند، و یا به علت فقر و کمبود رسانه  های علمی، نمی  توانند «مختصری» از آن را عرضه کنند، اما قابل درک نخواهد بود اگر که با وجود امکانات موجود، در فرصت  هایی بهتر و در صفحاتی گسترده  تر، همچنان ندانم کاری و بی  دقتی و «سطحی نویسی» دیده می  شود. با اجازه  تان، اینرا هم بگویم که استفاده از نامها و اصطلاحات تخصصی همچون «گمانه»، «سقف نعل اسبی»، «سنگهای مکعب بادبر»، «غلام گردشی»، «ستاوند»، «شباک»، و امثالهم، بدون دادن هیچ توضیحی یاری  کننده  ای (علیرغم اختصاص دادن صفحاتی به «ملاحظات») مجموعه را مناسب حال خوانندگانی می  کند که چیزهایی بسیار از معماری می  دانند و مقالات را می  خوانند، نه مناسب حا خوانندگان بیشماری که مقالات را می  خوانند تا چیزهایی- هرچه بیشتر- از معماری بدانند.
آخرین مقالة این مجموعه که اتفاقاً دارای هردو جنبه تشریح تکنیکی و تحلیلی انسانی است « فلسفة معماری صخره  ای و تمرکز در روستای میمند کرمان» نوشتة دکتر غلامعلی همایون است که خود مسئول طرح تحقیقاتی میمند است و در نوشته خود با استنباطی مفهومی، و موجز، نخست معماری صخره  ای را تعریف می  کند و سپس به اهمیت معماری صخره  ای، و بررسی معماری صخره  ای، نواحی مختلف جهان و ایران، علل انتخاب محل و تمرکز در میمند، و فلسفة معماری صخره  ای میمند، می  پردازد: «از برآمدگی یک صخره می  توان تندیسی تراشید و یا صخره  ای عمودی را مسطح کرده و نقوشی برجسته  ای در آن ظاهر ساخت و بدین وسیله پیکره  ای و یا نقش برجسته  ای صخره  ای خلق نمود. اکنون در صخره  ای، حفره  ای ایجاد می  نمائیم و بتدریج حفره را وسعت داده تا فضاهای مورد احتیاجمان مثلاً خانه و یا آرامگاهی ایجاد شود. این محصول مبارزه انسان یا صخره را در جهت ایجاد فضای مناسب، معماری صخره  ای می-نامیم، معماری صخره  ای از مصالح آزاد و معمولی ساختمان به وجود نمی  آید، در جهت عکس آن عمل می  کند.»
اهمیت دفاعی معماری صخره  ای در مقابل انسان و حیوان مهاجم، و عوامل طبیعی، غیرقابل انکارست. عوامل طبیعی ، گذشت زمان و دست انسان، آن را ویران نمی  کند. مگر زمین لرزه  های شدید. با وجود این زمین لرزه هم نمی  تواند چندان خسران بزرگی بر آن وارد آورد زیرا که از صدها محل کنده شده در صخره  ها که در سرزمین  های لرزه  خیز قرار داشته فقط تعداد کمی ویران گردیده است...»
«باحتمال قوی غار طبیعی به بشر اولیه نخستین تصور از فضای معماری را اعطا کرده است»...
« حدسیات بر آن است که قدیمی  ترین نوع معماری صخره  ای ابتدا در آسیای صغیر و خاور نزدیک پدید آمده است»...
و پس از نظری به معماری  های صخره  ای ایران، در باب علت انتخاب محل و تمرکز در میمند می  نویسد:« مسأله آب در میمند نیز مانند اغلب روستاهای ایران مهمترین مسئله حیاتی است. بنابراین انتخاب محل در کنار رودخانه امری طبیعی بشمار می  رود. ( در انتخاب محل شاید این مسئله نیز دخالت داشته است که مهرپرست  ها، مهرابه   ها و خانه   های خود را در کنار رودخانه  ها بنا می  کردند) ... امر مهم دفاع یکی از مسائل اساسی تمرکز در میمند است. از دیر زمان چادرنشینان شرق به نواحی خوش آب و هوا و کوهستانی ایران هجوم می  آوردند... مردم بومی مجبور به ساختن پناهگاههای متعدد بودند... سازندگان میمند نیز بی  شک از اقوامی بودند که بدین مناسبت در میان کوههای پرفراز و نشیب برای خود پناه-گاههایی به وجود می  آوردند.»
نویسنده در باب « فلسفة معماری صخره  ای میمند» می  نویسد: «در اینکه معماری صخره  ای براساس معتقدات خاصی به وجود آمده است شبهه  ای نمی  توان داشت ولی جستجوی اساس این فلسفه و معتقدات مستلزم بررسی  های عمیق  تری است.»
با اینحال نویسنده به معتقداتی که در رأس آن تقدس «کوه» در فرهنگ ملل قدیم است اشاره می  کند از جمله « اکثریت بزرگی از اقوام معتقد بودند که جایگاه خدایان برفراز کوههای خوش  منظر و بلنداست. بابلیان جایگاه اصلی مردوک را بالای کوه می  دانسته  اند. همچنین است در مورد خدای آشوریان «آشور» و خدای سومریان «انلیل»، موسی پیامبر یهود در کوه نور با خدای خود راز و نیاز می  کرد، یونانیان باستان کوه المپ را محل اجتماع خدایان می  دانستند، حضرت محمد در کوه حرا به رسالت برگزیده شد، اهرام مصر، داستان پهلو گرفتن کشتی نوح در کوههای آرارات و الوند. کیومرث از نظر ایرانیان قدیم اولین بشریست که وی را «اهورامزدا» بیافرید و در مدت سی سال تنها در کوهساران بسر برد... بعضی از ادیان ایرانی چون آئین مهرپرستی و زردشتی ارتباط مستقیمی را به تقدیس کوه آشکار می  کند... مهرپرستان معتقد بودند که خورشید شکست  ناپذیر وجاودانه است، همچنین مسئله شکست ناپذیری و جاودانگی است که آنانرا بسوی تقدیس کوهها می  رانده است زیرا کوه خود پایدار و شکست ناپذیر و جاودانه است، از اینجاست که مهرپرستان عقیده داشتند که مهر از سنگ متولد شده  زیرا  سنگ نیز شکست ناپذیر و جاودانه است. در هرحال مسئله جاودانگی در تمام فرهنگ میترا بچشم می  خورد و از این جهت است که معماری صخره  ای را می  توان به مهرپرستان ایران نسبت داد. زیرا معماری صخره  ای نیز جاویدان باقی می  ماند، معماران و حجاران میمندی که شاید آئین مهرپرستی داشته  اند در کمال قدرت معتقدات مربوط به آئین خود را در معماری مساکن خود پیاده نموده  اند... می  دانیم که نیروی مبارزه و سرسختی یکی از اصول اساسی آئین مهرپرستی است.
علاوه بر تمام مطالب فوق یکی از انتقادات اساسی مهرپرستان در خلق خانه  ها در دل صخره مسئله تقلید از کردار خدایان است و مردم همواره سعی داشتند از خدایان تقلید کنند یعنی آنان نیز علاقمند بودند که فرزندشان از سنگ پدید آید. به این خاطر محتملا میمندیها خانه  های خود را در دل صخره کندند تا فرزندانشان هنگام تولد در داخل صخره بدنیا آیند.
اساس فلسفه مادی مسکن در میمند در مقاله دیگر، در همین مجله تجزیه و تحلیل خواهد شد.

اطلاعات مقاله:
 رودکی٬ سال چهارم٬ شماره ۴۶  ٬ مرداد ۱۳۵۴  ٬ صفحات ۲۳ و ۲۴

مجموعه: لاله تقیان و حلال ستاری

 

ورود به صفحه مقالات قدیمی
http://www.anthropology.ir/old_articles
 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی