برابری جنسیتی و توسعه شهری: ساختن اجتماعات محلی بهتر برای همگان (1)

مونیکا یِکِل- ماریکه فان گلدرمالزن - ترجمه زهره دودانگه

تصویر: برنامه آموزش نمایندگان زنان در نوامبر 2008 که از سوی وزارت توسعه شهری هند برای بومیان منطقه شهری پوری برگزار شد.
هنگامی که به شهرها از منظر جنسیت نگاه می کنیم، یکی از تفاوت های اصلی که استفادۀ فضای شهری را تحت تاثیر قرار می دهد، وظایف و مسئولیت های زنانه و مردانه در امر مراقبت (care-giving) است. زنان، بر مبنای تقسیم کاری که مبتنی بر جنسیت صورت گرفته، بیشتر کارهایی را که مستقیما به امر مراقبت در خانواده و محله مرتبط است، انجام می دهند. بدین ترتیب، زنان به دو دلیل در «برنامه ریزی شهری و توسعه» عنصری کلیدی محسوب می شود، هم به عنوان استفاده کنندگان اصلی فضای شهری که نقش گردانندگان خانه را بر عهده دارند، و هم به عنوان سازندگان اصلی محیط مسکونی که وظیفه هدایت اجتماع محلی و بنیان گذاری شبکه همسایگی را به دوش می کشند.
جریان کنونی توسعه زیرساخت های شهری و محیط انسان ساخت باید مجددا به گونه ای طرح ریزی شود که برابریِ جنسیتی را در استفادۀ فضای شهری و انتفاع از آن، به نحو مطلوب تری ارتقا دهد. علیرغم اینکه زنان  نقش مراقبت کنندگان اصلی را ایفا می کنند، بسیاری از روندهای گذشته و کنونی «برنامه ریزی شهری و توسعه» دیدگاه های مردانه را بازتاب می دهند. نگریستن به خانواده ها، جوامع محلی، شهرک ها، شهرها و مناطق از منظر جنسیت مستلزم تغییری رادیکال هم در عرصه اندیشه و هم در حوزه اقدامات است.
مفاله پیش رو خلاصه وار اصولی پایه ای را ارائه می دهد که می توانند برای برنامه ریزی شهری، سیاست ها و برنامه ها اطلاعاتی را فراهم کنند، تا این حوزه ها در فرایند طراحی و توسعه مجدد نواحی شهری به مبحث جنسیت حساس تر شده، جامعیت یابند و به نیازهای همگان پاسخگو باشند.
 

اصلاح فضای عمومی برای زندگی روزانه
رویکرد بخشی در برنامه ریزی شهری، دهه های متمادی، به ایجاد محیط های شهری تفکیک شده ای انجامیده که در آن محیط های مسکونی، کار، محدوده های خرید و فراغت حوزه های جدایی را شکل داده اند و توسط بزرگراه های وسیع و سیستم های حمل و نقل عمومی به هم متصل شده اند. در این رویکرد ترافیک (عبور و مرور) حکمفرماست و حرف نخست را می زند و سایر عملکردها را به بسته های فشرده و منفصلی از زندگی شهری –در میان چشم انداز گسترده ای از زیرساخت ها و فن آوری- تقلیل می دهد.
مراقبت کنندگان که نیاز دارند با ابعاد متنوعی از زندگی روزمره به صورت همزمان سر و کار داشته باشند، بازدهی تکنوکراتیک محیط های شهریِ تک فرهنگی را مانعی در برابر خویش می یابند. آن ها به فضاهای شهری چند عملکردی نیاز دارند تا با واقعیات روزمره شان، که مبتنی بر وظایف چندگانه است، مطابق باشد. محلاتی مستقل و کامل از کاربری ها مختلط با مسافت های کوتاه و نزدیکی به محل کار، مهدکودک و مدارس، مهیا بودن مغازه ها و خدمات، همراه با پیاده روهای امن و سیستم های حمل و نقلی که به صورت مکرر و به سادگی در دسترس هستند. همه این ها برخی از شاخص های یک زندگی شهری را می سازند که مطابق با نیازهای زنان به عنوان مراقبت کنندگان است.
 

زندگی شهری برای همگان
ساختار فضای شهری اغلب چالش های دشوارتری را برای ساکنانی که تحرک کمتری دارند، به وجود می آورد، مانند کودکان، افراد سالمند و معلولان. افرادی که در این گروه ها یا سایر گروه های مشابه قرار دارند به حاشیه رانده شده و به فضاهای تفکیک شده طرد می شوند، مکان هایی که هدف آن ها منحصرا تامین نیازهای فضایی این گروه هاست. آن ها اغلب در جریان اصلی زندگی شهری جای ندارند. تحرک و جامعه ای آزاد محیط های مسکونی ای را خلق کرده که از روح اجتماع محلی تهی است، چرا که ساکنانِ آن مشغول فعالیت های اجتماعی ای در خارج از محلات خویش هستند. اینترنت و سایر اشکال جدید اطلاعات و فن آوری ارتباطات از راه دور این روند ها را تشدید می کند.
از آنجایی که رفت و آمد اتومبیل سبب شده که بازی در خیابان های محلی برای کودکان بسیار خطرناک باشد، آزادی عمل آن ها به صورتی که بتوانند به صورت مستقل محیط سکونت خود را کشف کنند، روزبروز محدودتر می شود. جوانان روز به روز به والدین و سایر بزرگتر های خود وابسته می شوند تا آن ها را در رفتن به مکانی که منحصرا مناسبِ نیاز آن هاست، مانند پارکها و زمین های بازی، همراهی کنند.
از آن جایی که محلات مسکونی و ساکنان آن ها پیرتر و در نتیجه کم تحرک تر می شوند، همگنی و یک دستی به عنوان یک مشکل پدید می آید. از منظر چالش های جمیتیِ جامعه ای که در حال پیر شدن است، اجتماعاتی که به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، قومیتی و سن از تنوع برخوردارند بهتر می توانند نیازهای آن گروه جمعیتی را بر آورده کنند که بزودی به اکثریت تبدیل می شوند.
 

قدرت حضور
محلات پایدار هستند، اگر دارای ترکیبی واقعی از جمعیت با کیفیات مختلفی از گرایش ها، نیازها و نیز انواع مختلفی از دارایی هایی باشند که ساکنان باید در دادن آن ها برای کمک به محله خود با یکدیگر همکاری کنند. این دارایی ها شامل زمان، سرپرستی و مراقبت، مهارت ها، فرهنگ و سرمایه اجتماعی و نیز پول است. عمل اصالت بخشی (gentrification) اغلب محلات را به  محیط هایی تبدیل می کند که به لحاظ اقتصادی تک فرهنگی هستند. یک نقد رایج درباره اجتماعات مسکونی، که به تازگی ساخته شده اند یا مجددا توسعه یافته اند، این است که آن ها زیبا هستند اما کسالت بارند. ساکنان آن ها زمان زیادی را در خارج از محله صرف می کنند. این محلات فاقد روح و سرزندگی هستند.
محلات برای آن که امن و زیست پذیر باشند، به مردمی متکی هستند که می توانند و تمایل دارند زمان، انرژی، خلاقیت، حضور و شبکه اجتماعی خود را صرف ارتقا و مفرح ساختن شرایط محلی کنند. اگر بخواهیم محلات امن باشند و محیط حمایتگری را برای بچه ها و سایر کسانی که بدان وابسته هستند بوجود آورند، همسایگان باید یکدیگر را بشناسند و مراقب هم باشند و در نسبت با محیط پیرامون خویش احساس مسئولیتی بنیادین کنند. در این صورت نیاز به انسجام اجتماعی و درک متقابل وجود دارد. وجود چنین شرایطی دیگر نمی تواند به سادگی وانمود شود یا دست کم گرفته شود. آفرینش یا احیای چنین چرخه هایی نیاز دارد که تلاش شهروندان هوشمند و فعال در همراهی با سیاست های بخش خصوصی و عمومی- که برای بازسازی کیفیات کالبدی و اجتماعی محیط شهری ما طراحی شده اند- قرار گیرد. افراد مختلف در مراحل مختلف زندگی خویش چیزهای متفاوتی دارند که در محله شان به یکدیگر بدهند. از این نگاه، برنامه ریزی شهری باید بر فراهم کردن ساختارها و فرصت هایی برای مبادلات محلیِ طیف گسترده ای از دارایی های سرمایه ای مختلف به صورت پویا تمرکز کند، تا این سرمایه ها درون اجتماعات محلی با یکدیگر آمیخته شوند.
 

اهمیت مفهوم محلی ( the Local)
خلق محلات، شهرک ها و شهرهای دربرگیرنده و جامع که با نیازهای زنان و سبک زندگی زنانه تطابق دارد، مستلزم اصلاح  مفهوم "محلی (local)" در برنامه ریزی فضایی شهر و کاربری زمین، توسعه اقتصادی و اجتماع محلی، مشارکت مدنی و یکپارچگی فرهنگی است.
ما در عصر تغییرات اجتماعی و جمعیتی سریع هستیم. اندازه خانواده در حال کوچک شدن است، تعداد خانوارهای تک نفره رو به افزایش است، و مردم سالمند به صورت روزافزون از خانواده ها و مراقبت از سوی خویشاوندان کنار گذاشته می شوند. شبکه های اجتماعی سنتی که روابط اجتماعی را به یکدیگر تنیده اند- مانند خانواده های گسترده، جماعت های مذهبی و سازمان های خیریه- در حال زوال هستند، و در نتیجه نیاز تازه ای برای راه های جدید به منظور خلق انسجام اجتماعی به وجود می آید. بُعد فضایی محلی در محلات شهر دارای پتانسیل قابل توجهی برای توسعه اشکال جدیدی از همبستگی اجتماعی و شبکه های محلی است.
گسترش سریع جنبش مراکز بین المللی مادر (2) در دو دهۀ گذشته به روشنی نیاز تاریخی را به حمایت محلی و باز کردن فضای اجتماعی، همگام با توجه به مراقبت از خانواده و مسئولیت های پدری، نشان می دهد. این ضرب المثل معروف که " برای بزرگ کردن یک بچه به مشارکت یک دهکده نیاز هست" (3) یاد آور این است که مراقبت از نسل بعدی بچه ها و جوانان وظیفه ای است که به ظرفیتی بیش از خانواده های هسته ای نیاز دارد. امر محلی متضمن اتصال میان [بخش های] عمومی و خصوصی و غیر رسمی و رسمی است، که به خوبی مطابق با وظایف مراقبتی و حمایتی است. شبکه محلات کیفیات یک دهکده شهری را خلق می کنند که فرصت های بیشتری فراهم می آورد تا درون اجتماع محلی وظایف حیاتی مراقبت از بچه ها و سالمندان به طور وسیع تری تقسیم شود. این ایدۀ دهکده شهری مدرن و نظام های فضایی و اجتماعی مربوطه، حمایت مورد نیاز برای مراقبان خانواده را فورا ارائه می دهد، در حالی که کمک می کند تا کیفیت بهینۀ مراقبت خانواده حفظ شود. امر محلی چشم اندازی جدید از همسایگانی را ارائه می دهد که چندین نسل را در خود دارند، و خدمات با کیفیت به همراه تسهیلات محلیِ را در دسترس قرار می دهد، و از محدودیت های نظام های فوق رسمی و متمرکز اجتناب می کند. این امر سالمندان را قادر می کند تا در محیط آشنای پیرامون، نزدیک به خانواده، دوستان، خویشاوندان، همسایگان قدیمی و شبکه ای فعال و پررونق از خدمات، مغازه ها و روابط اجتماعی زندگی کنند.
 

ادغام فرهنگ مراقبت در زندگی عمومی
گستردن ساختار خانواده هسته ای در شبکه های حمایت محلی در محلات شهری سبب تغییری به سوی مسئولیت جمعی بیشتر و سازماندهی وظایف مفید و ادغام مجدد مراقبت خانواده در زندگی عمومی می شود. همچنین پتانسیلی را فراهم می کند که تقسیم کار بر مبنای جنسیت، و مسئولیت مراقبت در خانواده ها و اجتماعات محلی تعدیل و اصلاح شود. مطالعات گوناگونی که درباره ابتکاران پدران در کمک به خویشتن انجام شده، به این نتیجه رسیده است که زمانی که مسئولیت های مراقبت از خانواده، در محیطی عمومی و جمعی تر، به امری اجتماعی تبدیل شود، مردان با سهولت بیشتری درگیر آن می شوند.
فضای عمومی در متن شبکه های خانواده و همسایه همچنان شخصی باقی می ماند، در عین حال امکان به رسمیت شناختن و پدیدار شدن اجتماع محلی را فراهم می کند. مراکز مادران (The Mother Centers ) که به عنوان فضاهای خودگران ملاقات برای خانواده ها و کودکان در محلات، اتاق های زندگی عمومی (public living room) خوانده می شوند، روش خوبی برای عینیت بخشیدن به این کیفیت خاص است. بچه ها آشنا شدن با زندگی عمومی و ورود به آن را در یک محیط مصون تجربه می کنند، در حالی که افراد سالمند به عنوان همراهانی آشکار برای جامعۀ چند نسلی و مشارکت کنندگانی فعال در اجتماعاتِ چند سنی باقی می مانند.
محلات شهری به مثابۀ  کانونی برای تبادل اطلاعات، فرهنگ و دانش محلی هستند. آن ها می توانند مناطق حائل و تعدیل کننده بسیار موثری برای بسیاری از دشوارترین چالش های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصی در جامعه معاصر باشند و به غلبه بر انزوا و از خودبیگانگی کمک کنند.
 

مشارکت و اتحاد مدنی
امر محلی در ایجاد مشارکت محلی و دربرگیری اجتماعی نیز نقش مهمی دارد. از آن جایی که فضاهای عمومی در محلات با هدف حمایت از تماس و ارتباط طراحی شده اند، مکان های طبیعی ای را فراهم می کنند که مردم در آن ها باهم ملاقات کنند، یکدیگر را بشناسند و درک مشترک و نیز فعالیت های مشترکی ایجاد کنند. فضاهای کالبدی و اجتماعی کوچک مقیاس به پایداری شبکه های حمایتی دوسویه کمک می کنند. خودمانی بودن غیر رسمی و اساسا بی خطر و اطمینان بخشی که این فضاهای اجتماعی به وجود می آورند، شهروندان را قادر می کند تا به صورت فعال مهارت ها و منابعشان را به اشترک گذارند و در اداره محلی- بسیار بیشتر از اینکه درون ساختارهای رسمی تر، نهادینه تر و بزرگ مقیاس تر زندگی عمومی باشند- مشارکت کنند. زنان به طور قابل توجهی ، در مقیاس محلی کوچکتری از فضاهای عمومی و شبکه های اجتماعی، به عنوان هدایت کنندگان و مشارکت کنندگان، به صورت مکرر و فعال مشغول به کار هستند.
این نوع از انسجام اجتماعی نیز برای مدیریت موفقیت آمیز تنوع چند فرهنگی و پروراندن آرامش اجتماعی ضروری است. امروز به دلایل متعدد، محل های کار دیگر مکان شهری اصلی برای یکپارچگی اجتماعی نیستند. بلکه امروز، ابتدا درمحلات است که مهاجرانی که به عنوان پناهنده یا زوجین وارد کشور میزبان می شوند، اغلب از طریق کنش متقابل با فرزندانشان در ارتباط با دوستان، خانواده ها، معلمان و سایر اعضای اصلی اجتماع، خود را برای فرهنگ و نهادهای محلی ابراز و آشکار می کنند. بنابراین امر محلی برای انسجام اجتماعی اهمیت زیادی دارند، به ویژه درباره شرکت زنان در زندگی اجتماع محلی.
 

توسعه اقتصادی و اجتماعی محلی
صنعتی شدن، جهانی شدن، فن آوری و رقابت اقتصادی میان نیروی کار بسیار ماهر و تولید کننده که روز به روز بیشتر کار می کند، و کسانی که از اقتصاد رسمی محروم هستند دوگانگی به وجود آورده و بذر اختلافِ برخاسته از محرومیت های اجتماعی را می کارد. احیای بعد محلیِ توسعه اقتصادی اجتماع محور می تواند در رفع این خلاء نقش موثری داشته باشد. توسعه اقتصاد محلی می تواند از تمام سرمایه ها و منابع درون اجتماعی محلی، بدون توجه به بازدهی رسمی و صلاحیت های اداری، استفاده کند. همچنین فرصت هایی را برای ارتقای توانایی ها و استعداد مردم و آموزش و تمرین بیشتر برای ارتقای مهارت های شغلی شان بوجود می آورد. توسعه اقتصادی محلی می تواند اشتغال  غیر رسمی و کار آفرینی بخش غیر رسمی را اعتبار بخشد، به ویژه برای زنان که به میزان بسیار زیادی برای خانواده، محله و جامعه خود کار بی چشم داشت انجام می دهند، حتی اگر ساعات زیادی را نیز در مشاغل رسمی کار کنند.
محلی کردن توسعه اقتصادی و اجتماعی می تواند به پیشرفت اجتماع نیز کمک کند. محله ای که توسط ساکنانش توسعه یابد، یک برآیند محلی با هویتی محلی است که به راستی از سایر اجتماعات متمایز است. در حقیقت توسعه شهری که به صورت محلی تولید و هدایت شده باشد از هر آنچه که برنامه ریزان حرفه ای و توسعه گران املاک خود می توانند بیافرینند، متفاوت است. داشتن یک هویت و وجهۀ محلی متمایز چیزی است که به طور روزافزونی در عرضه تصویر و ارزش محلات دارای تاثیر و نفوذ است.

پانوشت:
1-http://www.cmao.nic.in/news1/ARC26.htm

2- the Mother Centers International movement
http://mine.cc/
3- It takes a village to raise a child

منبع: مجله جهانی توسعه شهری
http://www.globalurban.org/GUDMag06Vol2Iss1/Jaeckel%20&%20van%20Geldermalsen.htm

نویسندگان

Monika Jaeckel

Marieke van Geldermalsen


ایمیل مترجم: zo1986do@gmail.com


مطالب مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ:
پرونده جنسیت و فضای شهری (با تاکید بر زنان)
http://anthropology.ir/node/17343

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

دودانگه، زهره / معاونت روابط عمومی

مطالب نویسنده