شهرهای تاریخی جهان اسلام (5): تبریز (بخش دوم)

مینورسکی، بوثورث، بلیر ترجمه ی ملیحه درگاهی

9.ایلخان های مغول. هولاکو پس از گرفتن بغداد در سال 1265/645 به آذربایجان رفت و در مراغه اقامت گزید. در سال 1263/661 پس از اینکه نظامیان برک در شمال قزاقستان شکست را بر وی تحمیل کردند هولاکو به تبریز بازگشت و بازرگانان قیپچاقی را قتل عام کرد. در سال 1264/662 با توزیع مجدد املاک، هولاکو حاکمیت ملک صدرالدین بر استان تبریز را تأیید نمود.
در زمان حکومت آباکا ((Abaqa (82-1265/80-663) تبریز به مرکز اداری کشور بدل شد و این موقعیت را در زمان جانشینان آباکا و تا آمدن اولجایتو حفظ کرد. در سال 1289/688 تحت حاکمیت ارغون، وزیر یهودی، سعدالدوله، پسر عموی خود ابو منصور را فرمانده ی تبریز کرد. در زمان حکومت گیخاتو عایدی های استان تبریز در حدود 80 تومان برآورد شد. در سال 1294/693 تبریز صحنه ی شورشی بود که در نتیجه ی ابداع پول کاغذی به وقوع پیوست. طی دوران حکومت غازان خان بود که به بیشترین شکوه و عظمت خود رسید. این پادشاه در سال 1295/694 وارد تبریز شد و در کاخی اقامت گزید که توسط ارغون و در روستای شام واقع در غرب شهر، ساحل سمت چپ آجی چای، ساخته شده بود. از دستورهایی که به یک باره داده شدند تخریب بتخانه ها، کلیساها و کنیسه ها و آتشکده ها بود. گفته می شود که این دستورات در سال بعد و با ظهور پادشاه ارمنی، هتوم، فسخ شده اند. در سال 1299/699 غازان خان در بازگشتش از اردوگاه سوریه ساخت بناهایی را آغاز کرد. همانگونه که ذکر شد وی شام را به عنوان استراحتگاه دائمی خود در نظر گرفته بود. در شام ساختمانی بنا شد که بلندتر از گنبد سلطان سنجر در مرو بود و بعدها به عنوان بلندترین ساختمان جهان اسلام مورد توجه قرار گرفت. در کنار این مقبره که با یک گنبد تاجگذاری شده بود، یک مسجد، دو مدرسه (مدارس شفیعی و حنیفی)، یک هتل برای سیدها ( در السِیدا)، یک بیمارستان، یک رصد خانه شبیه به رصدخانه ی مراغه، یک کتابخانه، آرشیو، ساختمانی برای کارمندان این تأسیسات، یک مخزن آب آشامیدنی و حمامهایی با آب گرم، وجود داشت. برای حفاظت از این تأسیسات وقفها یا عایدی هایی بالغ بر 100 تومان طلا، کنار گذاشته شده بود. در هر یک از دروازه های شهر جدید یک کاروانسرا، یک بازار و حمامهایی ساخته شده بود. درختان میوه از زمینهای دور به شهر آورده شده بوند.
در خود شهر تبریز نیز پیشرفتهای قابل ملاحظه ای شکل گرفت. پیش از این دیوارها (باروها) ی شهر فقط 6000 گام بودند. غازان خان دیوار جدیدی برای شهر بنا کرد که 25000 گام (5/4 فرسنگ) طول داشت. تمامی باغها و کوه ولیان و نواحی سنجران در شهر ادغام شده بوند. درون دیوار شهر، بر سراشیبی های کوه ولیان (کوه سرخاب یا عینعلی زینعلی حال حاضر)، ساختمانهایی توسط وزیر مشهور، رشید الدین، بنا شدند و بنابراین منطقه با عنوان ربیع رشیدی شناخته شد. ما نامه ای از رشید الدین داریم که در آن وی از پسرش خواسته که از روم 40 زن و مرد جوان برای مردم یکی از روستاهای نواحی جدید، بفرستد؛ سی اف. براون ( cf. Browne)، تاریخ ادبی ایران، جلد سوم، 82).
بایستی بر این حقیقت تأکید داشت که تبریز مرکز واقعی امپراطوری بود که مرزهای آن از آمودریا تا مصر گسترانیده می شد، سکه های طلا و نقره و اندازه ها (کیلو، گز) بر اساس استاندارهای تبریز تعیین شده بودند.
به علاوه تبریز در این دوره قطب مهم ادبیات، عرفان و روحانیت مسلمانان بود که توسط مولوی رومی در مثنوی، کتاب ششم، 5-3106، ترجمه ی نیکلسون، جلد ششم، 30-429، مورد مدح و ستایش قرار گرفته است. شاعر صوفی، محمود شبستری (20-1317/20-718)، از شهر کوچکی در نزدیکی دریاچه ی ارومیه به تبریز آمد و در بین سایر شهرها در این شهر به کار و زندگی پرداخت (نگاه کنید به ال. لوئیسن ((L. Lewisohn، اجتماع سیاسی ایران در زمان مغول، فراتر از ایمان و کفر. شعر صوفی و درسهای محمود شبستری، لندن، 1995، 103-55)، از دیگر صوفیان شاخص تبریز خواجه محمد ابن صادق کاجوجی (1279/677) بود که نوادگانش بعدها شیخ الاسلامهای تبریز در اوایل جلاییریان، تیموریان و اوایل صفویان را تشکیل دادند ( نگاه شود به جی. ایوبین (J. Aubin)، مطالعاتی بر صفویان، شاه اسماعیل اول و عراق فارس قابل توجه است، در JESHO، جلد دوم [1959]، 3-60، و لوئیسن، خاطرات پلاسی Palasi)) شیخ کاجوجی، صوفی ایرانی قرن سیزدهم، در JRAS، جلد ششم [1996]، 66-345).
در سال 1304/703 غازان خان با مراسم باشکوهی در مقبره ی شام خاسپاری شد. در سال 1307/705 جانشین وی، الجایتو، ایده ی ایجاد پایتختی جدید در سلطانیه به نظرش خطور کرد. اگرچه انتقال ساکنین آسان نبود، چنانچه در سال 1315/715 می بینیم که سفیرانِ ازبکهای قیپچاق به جای مسیر کوتاهتر مغان-اردبیل، راه تبریز را در پیش می گیرند. به علاوه قابل توجه است که تاج الدین علیشاه (وزیر سال 1312/715) ساخت مسجد عالی را در تبریز اغاز کرده بود (خارج از منطقه ی مهاد-مهین (Mihad-Mihin).
در سال 1317/717 و تحت حاکمیت ابو سعید، وزیر بازنشسته ی رشید الدین به تبریز رفت و سال بعد با ملاقات ملک الموت تبریز را ترک گفت. اموال وی ثبت شد و ربع رشیدی به تاراج رفت (براون، LHP، جلد سوم، 71). پسر وی، غیاث الدین، که توسط ابو سعید به قدرت رسید، توسعه ی ربع رشید را ادامه داد. پایتخت همچنان سلطانیه بود، ابوسعید نیز در همین شهر و در آرامگاهی که خودش دستور ساختش را داده بود، به خاک سپرده شد.
هنگامیکه در سال 1336/736 جانشی وی آرپا در نبرد طقاتو (که بایستی بقاطو خوانده شود) شکست خورد، وزیرش غیاث الدین توسط علی پاشا اُیرت (Ali Padshah Oyrat) کشته شد. اموال خانواده ی رشیدالدین توسط مردم تبریز به تاراج رفت و مجموعه های باارزش و کتابهای گرانبها در یک چنین موقعیتی ناپدید شدند.


10.جلایریان و قبانی ها. در میانه ی اغتشاشات حاصل از این وقایع ما شاهد برپایی خاندان جلاییر هستیم که شانس و اقبال آنها تا حد زیادی مرتبط با تبریز بود. در سال 1336/736 حسن بزرگ جلاییر کاندیدای خود سلطان محمد را بر تخت شاهی تبریز نشاند. با وجود طبیعت موقتی تبریز، این فقره برتری شهر را از پایتخت قدیمی استرداد می کند. حسن چوبانی کوچک خیلی زود با نامزدهای خود در صحنه حاضر شد. حسن بزرگ به بغداد رفت و حسن کوچک (1340/740) با حکومت بر عراق عجم، آذربایجان، آران، مغان و گرجستان، تاج و تخت سلیمان خان را از آن خود کرد. جانشین حسن کوچک، برادرش اشرف، در سال 1344/744 دست نشانده ی جدیدی با نام انوشیروان را اعلام کرد، کسی که اشرف وی را به سلطانیه ارجاع داد ولی خودش به عنوان حاکم واقعی در تبریز ماند و قلمرو قدرت خود را تا فارس گسترش داد. بدرفتاری و اخاذی های وی سبب مداخله ی جانی بگ خان از قبیله ی آبی (در شرق قیپچاق) برای خاطر انسانیت شد. اشرف در خوی و مرند شکست خورد و فرمانده ی وی بر درب مسجدی در تبریز به دار آویخته شد (1355/765). وزیر آخیجاق (Akhijuq) که جانی بگ وی را در آذربایجان بر سر قدرت گذاشته بود، از جوانب مختلفی اقتدار خود را مورد مجادله یافت. تبریز موقتا توسط جلاییر اویس پسر حسن بزرگ که از بغداد آمده بود، اشغال شد. وی به سختی توسط آخیجاق و نه مظفریان فارس بیرون رانده شد،  مبارزالدین محمد که در جدال با جانی بگ که از وی خواسته بود تا متبوعیت خود را مشخص کند، به سر می برد از شیراز رسید و در میانه آخیجاق را شکست داده و در سال 1357/758 تبریز را محاصره کرد. پس از دوسال وی قبل از اویس، که بعد از این خیلی زود تبریز را اشغال کرد و اخیجاق را به قتل رساند، از قدرت کنار رفت.
هنگامیکه خبر مرگ اویس (1377/776) به فارس رسید، شاه شجاع مظفر که جانشین مبارزالدین شده بود برای گرفتن تبریز از شیراز عازم این شهر شد. حسین، پسر اویس، شکست خورد و تبریز اشغال شد اما پس از گذشت چند ماه با آغاز یک شورش در اوجان، شاه شجاع مجبور به ترک شهری شد که حسین مجددا بدون درگیری و جنگ آن را اشغال کرد. به نظر می رسید که سلطانیه محدودیتهای سرزمینی مظفری ها در شمال غرب را مشخص کرده باشد. در سال 1382/784 حسین جلاییر در تبریز کشته شد و برادرش احمد جانشین وی در آذربایجان شد، اما حکومت احمد با توجه به اینکه تیمور خیلی زود به صحنه آمد، کوتاه بود.
با وجود تمامی فراز و نشیبهای حکومت متناوب جلاییرها آنان توانستند همراهی و موافقت مرم تبریز را بدست آورند. حقوق آنها به طور تلویحی توسط پادشاهان شیوان و قراقویونلو، بازشناسی شده بود. در بین بناهای آنان در تبریز آرامگاه دمشقیه و ساختمان بزرگی که توسط سلطان اویس ساخته شده، ثبت شده اند، براساس گفته ی کلاویجو ( ) این بنای عظیم شامل 20،000 حجره بود و دولت خانه نامیده می شد.


11.دوره ی تیموری. تیمور طی اولین حمله خود به ایران (1384/786) پس از تصاحب سلطانیه به سمرقند بازگشت. رقیب اصلی وی، تقتمیش (Toqtamish) خان از قبیله ی طلایی ( Golden Horde)، به یکباره در سال 1385/787  اردوی نظامی را از طریق دربند بر علیه آذربایجان بسیج کرد. مهاجمان، تبریز را که به سختی از سوی امیر ولی (شاه قبلی جرجان که توسط تیمور اخراج شده بود) و خانِ خلخال محافظت می شد را اشغال کردند، ساکنین شهر را غارت کرده و به همراه زندانیان (از جمله شاعر کمال خجندی) به دربند بازگشتند.
سلطان احمد جلاییر به سختی تبریز را بازسازی کرده بود و به علاوه وی مجددا توسط تیمور، که به بهانه ی حمایت از مسلمانان به تبریز آمده بود، برکنار شد (1386/788). تیمور در شام-آزان اردو زد و غرامتی را برای مردم تبریز تعیین کرد.
در سال 1392/795 "ملک هلاکو" (تخت هلاکو) شامل آذربایجان، ری، گیلان، شیروان، دربند و سرزمینهای آسیای صغیر به میران شاه سپرده شد و تبریز پایتخت این قلمرو سرزمینی شد. سه سال بعد این پادشاه دیوانه شده و مرتکب یک سری اعمال بی فکرانه (اعدام مردم بیگناه، تخریب ساختمانها) شد. تیمور بلافاصله در بازگشت خود از هند، در سال 1400-1399/802 عازم آذربایجان شد و تمامی افرادی را که در قتل و فساد میران شاه شریک بودند را اعدام کرد.
در سال 4-1403/806 میرزا عمر، پسر میران شاه، در رأس امور "ملک هلاکو" و سرزمینهایی که توسط تیمور در غرب تصاحب شده بود، گماشته شد. پدرش میران شاه در آران و برادرش ابوبکر (در عراق) تحت حاکمیت میرزا عمر قرار گرفتند. پس از مرگ تیمور درگیری طولانی بین عمر و ابوبکر آغاز شد. در سال 6-1405/808 ابوبکر موفق شد جزیه ای در حدود 200 تومان عراقی برای تبریز وضع کند. عمر به تبریز بازگشت اما ترکمنهای وی مردم را عاجز کردند و ابوبکر شهر را بازپس گرفت. با ورود بسطام جاگیر (Bistam jagir)، شورشی ترکمن، ابوبکر به سختی تبریز را ترک کرد اما بسطام نیز بی درنگ و با نزدیک شدن شیخ ابراهیم شیروان، عقب نشینی کرد. در سال 7-1406/809 شیخ ابراهیم تبریز را تسلیم احمد جلاییر و حاکم واقعی وی کرد و در این زمان ساکنین شهر خوشحالی زیادی از خود نشان دادند. در 8 ربیع الاول ابوبکر مجددا در شام آزان بود اما جرأت نکرد به شهری برود که بلا و مرض در آن شدت گرفته بود.
مدت کوتاهی پیش از این واقعه ی اخیر سفیر هنری سوم کاستیا، کلاویجو، زمانی را در تبریز گذراند (در سال 1404 و با وقفه هایی در 1405 یعنی از پایان سال 806 تا آغاز 808 ). با وجود متحمل شدن رویدادهای پیاپی شهر بسیار پر رفت و آمد بودو تجارت قابل توجهی را هدایت می کرد. کلاویجو بسیار از خیابانها، بازارها و ساختمانهای تبریز سخن گفته است.


12.قراقویونلو. در اول جمادی الاول 14/809، اکتبر 1406، قرایوسف، قراقوقونلو ترکمن، شکست سختی را بر ابوبکر تحمیل کرد، او نیز به هنگام عقب نشینی تبریز را تسلیمِ غارت و چپاول کرد و هیچ چیز از غارتگری نظامیان وی در امان نماند. قرایوسف تا سلطانیه پیشرفت و مردم این شهر را به تبریز، اردبیل و مراغه، منتقل کرد. ابوبکر خیلی زود به آذربایجان بازگشت ولی قرایوسف با ملحق شدن به بسطام وی را در سردرود ( 9 کیلومتری/ 5مایلی جنوب تبریز) شکست داد. میران شاه در این نبرد کشته شد و در قبرستان سرخاب تبریز به خاک سپرده شد.
قرایوسف با یادآوری قرادادهای بازتوزیع سرزمینی که به همراه سلطان احمد جلاییر هنگامیکه هر دو به مصر تبعید شده بودند، ایجاد شده بود، به حیله ی جنگی متوسل شد. وی با برپایی جشن بزرگی پسرش پیر بداغی را که به عنوان پسرخوانده ی احمد شناخته می شد، بر تخت پادشاهی تبریز نشاند ( بر اساس آنچه در مطلع السعدین آمده قرایوسف تا سال 12-1411/814 عنوان خان را به پیر بداغی اعطا نکرد). احمد به ظاهر از قرارداد کناره گیری کرد اما زمانیکه قرایوسف در ارمنستان حضور داشت، وی تبریز را اشغال کرد. احمد سرانجام در جنگ شکست خورد (28 ربیع الثانی 30/813، آگوست 1420). احمد توسط قرایوسف اعدام و در دمشقیه کنار قبر پدر و مادرش به خاک سپرده شد. بار دیگر مردم تبریز با آخرین پادشاه جلاییر همراهی کردند؛ Cl. Huart، اواخر خاندان ایلخانیان، در JA [1867]، 62-316.
از تبریز اغلب به عنوان مرکزی یاد می شد که قرایوسف هیئت اعزامی خود را از آن به مناطق دیگر می فرستاد. شاهرخ خان تیموری به خاطر ترس از نفوذ قرایوسف در سال 1414/817 اولین اردویی که بر علیه وی فرستاده شده بود را پذیرفت ولی اجازه ی پیشروی فراتر از رِی را به این هیئت نداد. هنگامیکه در سال 1420/823 شاهرخ خان در حال بازسازی قوای خود بود خبر مرگ قرایوسف به وی رسید ( در 7 ذی القعده 12/823، نوامبر 1420). بی نظمی و آشفتگی در اردوگاه ترکمن آغاز شد و یک هفته بعد میرزا بایسنقر تبریز را اشغال کرد. شاهرخ در تابستان 1421/824 و پس از شکست پسران قرایوسف در ارمنستان، به تبریز رسید. در سال 1429/832 اسکندر، پسر قرایوسف، سلطانیه را تصرف کرد. شاهرخ بار دیگر به عنوان فرمانده ی ارتش به شام-آزان رسید و در سلماس شکست سختی را بر قراقویونلو تحمیل کرد. در زمستان 30-1429/833 آذربایجان به ابوسعید فرزند قرایوسف، کسی که آمده بود تا شاهرخ خان بیعت کند، سپرده شد. در سال بعد او توسط برادرش اسکندر به قتل رسید. در زمستان 1434/838، شاهرخ برای سومین بار به آذربایجان آمد. اسکندر گمان کرد که عقب نشینی قبل از ورود وی کار هوشمندانه تری است اما برادرش جهان شاه به سرعت به شاهرخ ملحق شد. شاهرخ تابستان 1436/839 را در تبریز گذراند و با نزدیک شدن زمستان این شهر را به جهانشاه تفویض کرد.
بنابراین دوره ی پادشاهی که تبریز را پایتخت امپراطوری کرد که از آسیای صغیر تا خلیج فارس و هرات گسترش می یافت، آغاز شد. مشهورترین بنای تبریز، "مسجد آبی"، از کارهای جهان شاه است (بر اساس برزین (Brezen)، این مسجد برای همسرش بیگم خاتون ساخته شد). محتمل است که حضور اعضای فرقه ی مذهبی اهل حق در مناطق سرخاب و چرنداب به دوره ی جهان شاه بازگردد.

منبع:

V.Minorski, C.E.Bosworth, Sheila S. Blair,  "Tabriz"  in, E. Bosworth, 2007, Historic Cities of the Islamc World, Leiden, Boston: Brill 486-498

email:malihedargahi@yahoo.com

تبریز (1)
http://anthropology.ir/node/17249

یزد (2)
http://anthropology.ir/node/16996

یزد (1)
http://www.anthropology.ir/node/16757

شیراز
http://www.anthropology.ir/node/16254

اصفهان
http://anthropology.ir/node/15822

مشهد (2)
http://anthropology.ir/node/15533

مشهد(1)
http://anthropology.ir/node/15433


 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

درگاهی، ملیحه

مطالب نویسنده