ژان روش و ایران: یک پژوهش تاریخ سینمایی ( به مناسبت نهمین سال درگذشت ژان روَش)

محمد تهامی نژاد

تصویر: حسین طاهری  دوست ، ژان روش و منوچهر قطری ، روی ایوان ستون دار عالی قاپو/عکس از طاهری دوست
ژان روش، برای  تماشا و احترام به فیلم ها و مستندسازان ایرانی در جشنواره سینما دورئل ( 1377) به سینما سینه آست پاریس می آمد. حسین طاهری دوست هم در این جلسات حضور داشت. می توان گفت که طاهری دوست در فیلم" آزار سرخ "  از جنبه  کشف  داستان درون واقعیت و پرورش و نمایش آن یا به عبارت دیگر "اتنو فیکشن "  به ژان روش و فیلم" من یک سیاه"(1958)  نزدیک است. ژان روش به شخصیت های  فیلم  هایش اجازه می داد  تا نه تنها  زندگی خود را در برابر دوربین ادامه دهند، بلکه رؤیا  هایشان را نیز بنمایش در آورند. چنین روشی را  مردم نگاری ی داکیو فیکشن ( یعنی مردمنگاری به شیوه مستند داستانی)  هم می گویند.  در این روش، مردمان بومی ، نقش خود  در سازمان جامعه را بازی می کنند.  از سوی دیگر کامران شیردل دهه چهل نیز  از جنبه ی   حضور فعال در واقعه و پیش بردن آن  نزدیک ترین  رویکرد به مستند  "سینما حقیقت" در ایران را داشت  که ژان روش بعد از ساختن خاطرات یک تابستان (1961) آن را به این  اسم نامیده بود. ژان روش  خاطرات یک تابستان (Chronicle of a Summer)   را با جمعی از  افراد مشهور ( از جمله رژیس دبری و  ادگار مورن ) ساخت :  

" اما به زودی  واژه حقیقت (truth) را با خلسه (trance) عوض کرد . از این  روی آن را خلسه نامید که می گفت وقتی افراد متوجه حضور دوربین می شوند به حالتی شبیه خلسه دچار می شوند .  بنابراین ، فیلمساز به جای   این که  مشاهده گر یک پدیده اگزوتیک باشد خودش به صورت یک "شمن" ( جادو پزشک) در می آید  که حضور واقعی اش سبب ایجاد دگرگونی در  حالات  دیگران  خواهد شد ودوربین بیش از آن که یک وسیله ناظر بی طرف باشد ، حالت چوب جادوگری  و یک ابزار استحاله سازی را می یابد.   ژان روش،  هیچ گاه نکوشید  سایه ای  که بر مناسک آئینی می افکند را بزداید یا در مونتاژ از فیلم خارج سازد . زیرا چنین سایه ای ، بخش مکمل وضروری تصویر است"  (  ایکل ایتون –  خدا حافظی با ژان روش -1917 – 2004)[1]

  دکتر نادر افشار نادری نیز در دوران دانشجویی در پاریس  با ژان روش آشنا بود  از  فرهاد ورهرام ( شاگرد وهمکار نزدیک  آن مرحوم )  در این مورد پرسیدم. ورهرام  گفت :  

"خانم ترزا باتسی همسر سابق [مرحوم]دکتر بهنام در موزه  مردمشناسی  پاریس کار می کرد . در این موزه واحد فیلم وجود داشت  که با ژان روش در ارتباط نزدیک بود .  از سوی دیگر دانشجویان مردمشناسی  هم با این موزه  و بالتبع با ژان روش در ارتباط بودند . جدا از این ، موزه مردم شناسی پاریس چندین بار فیلم بلوط را بنمایش در آورد"

موزه مردم شناسی پاریس ، همان محل گرد هم آیی افرادی است که در فیلم خاطرات یک تابستان  حضور یافته بودند و در باره  خود و دیگری صحبت و انتقاد می کردند .  سال 1346 هنگامی که دکتر  نادر افشار نادری ، راش های فیلم رنگی بلوط را برای تدوین به پاریس برد با   ژان روش تماس گرفت و او ٍ فیلیپ لوزوئی ( تدوینگر و بعدأ مسئول بخش سمعی وبصری دانشگاه پاریس)  را برای تدوین به وی معرفی کرد[2] .  شاید این اولین تماس یک انسان شناس ایرانی با ژان روش  باشد . اما دو دانشجوی ایرانی   نیز به ژان روش   نزدیک شدند:  

  حسین طاهری دوست  فارغ التحصیل  و شاگرد اول رشته کارگردانی مدرسه عالی  تلویزیون وسینما ، سال 1351( پس ازفیلم سیاه وسفید بلوط، برنده جایزه اول جشنوا ره ABU)  ،   آزار سرخ را  برای تلویزیون ساخت  و پس از اتمام این فیلم با بورس  به پاریس رفت و ازطریق  "مارک فررو " و دکتر ژان پیردیگار، مردم شناس فرانسوی به ژان روش معرفی شد.  گفتنی است که :" در خرداد ماه 1349  اصغر کریمی از طرف مرکز مردم شناسی ایران مأموریت یافته بود که در چهار چوب همکاری های  علمی بین المللی  به همراه دیگار مردم شناس فرانسوی  در ایل بختیاری به تحقیقات مردم شناسی بپردازد." [3]  ژان روش، حسین طاهری دوست را پذیرفت و او در دانشگاه سوربن  موفق به اخذ دکترا شد .  در سال 1366 فیلیپ لوزویی ، فیلم نخل فرهاد ورهرام را در سالن موزه مردمشناسی پاریس بنمایش در آورد . همو به اتفاق  ژان پی یر دیگار  و  همسر سابق دکتر بهنام ،  فرهاد ورهرام را  به ژان روش معرفی کردند تا  در  دوره دکتری مردمشناسی که بین سوربن و دانشگاه نانتر برگزار می شد،  ثبت نام کند. ژان روش در اولین برخورد به فرهاد ورهرام گفت : "اسلحه که همرات نیست و  خندید". در آن زمان فرهاد ورهرام فصل کوچ تابستانی فیلم  تاراز را گرفته بود ، آمد برای فصل زمستانی که ماندگار شد و  هیچگاه برای رشته دکتری نرفت.

سمینار مردم شناسی وفیلم های فرهنگ عامه

به گزارش مجله تماشا[4]، شماره های 335 و 336 سال 1356   :

نخستین جشن فرهنگ مردم در 20 مهرماه 1356 به مدت 4 روز در اصفهان با شرکت 49 تن از پژوهشگران ایران و 41 پژوهشگر از  کشور های آمریکا، انگستان ، فرانسه ، هلند وژاپن  بر گزار شد.در این جشن که 85 سخنران در قالب یازده کمیته فرهنگی در آن حضور داشتند با  همکاری سازمان های پژوهشی کشور به ویژه مرکز مردم شناسی در وزارت فرهنگ وهنر (سابق) به معرفی و ارائه جنبه های گوناگون فرهنگ ایرانی و فولکلور قومیت های ایرانی مانند موسیقی ،رقص تئاتر ، تعزیه و صنایع دستی در قالب نمایشگاه یا سخنرانی وگزارش پرداخت.

  در جریان" جشن فرهنگ مردم"  ، "سمینار  مردم شناسی ونمایش فیلم های فرهنگ عامه" در اصفهان برگزار شد،  ژان روش نیز به ایران دعوت شده بود  . حسین طاهری دوست گفت که" من مترجم او بودم" .

شنیده بودم که دکتر افشار نادری هم جزو گردانندگان سمینار بود.  دکتر طاهری دوست می گوید که چنین چیزی را به یاد نمی آورد . اما منوچهر مشیری تاکید دارد که دکتر  افشار نادری  گرداننده جلسات بود. همچنین گفته می شود که ژان روش نخستین کارگاه ( ورک شاپ) فیلم سازی انسان شناسی را در  اصفهان برپا کرد.  ولی حسین طاهری دوست می گوید :

 اینطور نبود که کارگاه یا کلاس برپا شده باشد بلکه [ در جلسات نمایش فیلم و سخنرانی ها] اگر از او سؤال می شد جواب می داد. منوچهر قطری از تلویزیون  یک دوربین اکلیر و وسایل کامل برای  ژان روش آورد . در حقیقت فیلمبردار اصلی ، ظاهرأ خود منوچهر قطری بود،  ولی او سراسر  فیلم نشسته بود و به ژان روش نگاه می کرد که چکار می کند ولی فیلمبرداری نکرد.

منوچهر مشیری موضوع را  این گونه  بیان می کند :

    من ومنوچهر قطری به عنوان فیلمبردار  از طرف سازمان تلویزیون ملی ایران به اصفهان رفته بودیم تا به اتفاق حسین مهینی کارگردان ، کل جشنواره را پوشش بدهیم . فیلم ریورسال رنگی داشتیم که در همان اصفهان ظاهر می شد و مقصود قائم مونتاژ می کرد و می  فرستادیم تهران برای پخش. پیران دستیار قطری و خسرو سهامی دستیار من بود.یک روز فرخ غفاری گفت که یک دوربین در اختیار ژان روش قرار بدهید و دوربین اکلیر  NPR با کاست چهارصد فیت متعلق به منوچهر قطری و ضبط صوت استلا وکس ، در اختیار ژان روش قرار گرفت. البته در همان زمان واحد خبر دوربین اکلیر ACL  داشت.  روزی که به دیدن کار او رفتم روی پشت بام کار می کرد . بسیار بر دوربین مسلط بود و با وجود هیکل نسبتأ چاقی که داشت برای انتخاب زاویه مناسب ، روی زمین دراز می کشید وبر می خاست. دوربین را خیلی راحت در دست می گرفت . "

  یاد آوری این نکته ضروری است که ژان روش فیلم خاطرات یک تابستان (1961) را هم با دوربین سبک وزن وقابل حمل و  دارای صدای سینک " اکلیر" ساخت که  از سال 1345 به بعد دوربین مورد استفاده در تلویزیون ملی بود.  البته شیوه دوربین روی دست  ، پیش از آن هم در ایران آزمایش شده بود . به ویژه صحنه طولانی ورود به زندان در فیلم ندامتگاه کامران شیردل، دوربین روی دست  است  که بیش از ده سال پیش از آن  توسط  مازیار پرتو  توسط دوربین 35 میلیمتری سنگین وزن و بدون صدای سینک  روی دست گرفته شده بود . فرهاد ورهرام  که در آن زمان کارمند مرکز پژوهش های دهقانی و روستایی ایران بود در  اصفهان حضور داشت . مرکز پژوهش های دهقانی در آن زمان در اصفهان ، زاهدان و بندر عباس دفتر داشت که پژوهشگران مردمشناس بجای رفتن به هتل به این  دفتر می آمدند. در روزهای جشنواره ،بچه های تلویزیون در هتل جلفا ساکن بودند ولی  محل اقامت ورهرام  در همان دفتر مرکز پژوهش های دهقانی و روستایی بود . ورهرام به یاد می آورد:

 ژان روش  و فرخ غفاری و دکتر افشار نادری وبلوک باشی به عنوان مهمان جشن فرهنگ مردم  در هتل ساکن بودند.

این محل ، هتل شاه عباس بود. افرادی که ماجرا را برای من تعریف کردند هریک  جنبه هایی را دیده اند . برای مثال منوچهر مشیری می گوید جلسات ژان روش ودکتر افشارنادری بسیار پرشور بود در حالی که ورهرام می گوید :

در این سمینار تعداد اندکی شرکت کرده بودند .  آقای دکتر بلوکباشی وتعدادی از فیلمسازان فرهنگ وهنر و منوچهر مشیری و حسین طاهری دوست هم حضور داشتند . ژان روش با همان دوربین  ا کلیر  ، شیوه  فیلمبرداری روی دست را آموزش می داد که چطور می توان با دوربین روی دست نشست و برخاست و حرکت کرد .

 فرهاد ورهرام  از حاصل این برخورد می گوید :

من فیلم نخل را روی دست ساختم تا به بینم چطور می شود با دوربین روی دست کار کرد؟

 چند سال بعد ، خود طاهری دوست هم فیلم" صفرخان قهرمانی" را با دوربین روی دست به شیوه ژان  روش ساخت. بعید نیست که ژان روش ،در  حالی که در اصفهان ، فیلم های مردم نگاری اش بنمایش در می آمد  ،جدا ازدوربین روی دست در باره جنبه های تئوریک سینمای مردمنگاری و انسان شناختی  هم  سخن گفته باشد.در این سمینار در برنامه فیلم های فرهنگ عامه ، فیلم های یادگار( حسن محمد زاده) ، قلمکار ( حسین علاء) ،عید قربان در کاشان (هوشنگ آزادی ور) ، گلیم ( آرتم اوهانجانیان) ، جشن سده (منوچهر عسکری نسب)،  لحظاتی چند با دراویش قادری( منوچهر طبری) ، بلوط( حسین طاهری دوست ) بادجن ناصر تقوایی  و بلوط دکتر افشار نادری در کنار آثاری از ژان روش و رابرت گاردنر مستند ساز آمریکایی ، بنمایش در آمد. .  ژان روش درباره  فیلم آزار سرخ طاهری  دوست گفت :

 - آزارسرخ ، دارای یک زبان جدید است .[5]

واین همان زبانی است که در  فیلم های ژان روش به اتنو فیکشن   معروف است.  طاهری دوست می گوید :

 یکی از دلایل علاقه ژان روشَ به آزار سرخ  ، این بود که من برای بیان سینمایی ام از  تکنیک هم استفاده می کردم . اما خود  ژان روش  ، برای از بین بردن حد واسط ها بین دوربین و واقعیت، از لنز10 استفاده می کرد . زیرا این لنز مشکل وضوح ندارد ، در عین حال  که تکان های دست به دوربین منتقل نمی شود و تصویر کاملأ شارپ است . از سه پایه دوربین  هم استفاده نمی کرد . هشتاد درصد کارهایش دوربین روی دست است .  با استفاده از لنز 10 ، نیازی به دستیار فیلمبردار برای عوض کردن دیافراگم  در بین نیست. در اصفهان ، هنگامی که  وارد یک فضای تاریک تر می شد یا بیرون می آمد و وارد فضای روشن می شد ، خودش با دست، دیافراگم را عوض می کرد. به این وسیله احساس یا دغدغه سینما چشم را ارضاء می کرد . جدا از این ، ژان روش از فیلم ریور سال استفاده می کرد . استفاده از فیلم ریورسال به این دلیل بود که به واقعیت  نزدیک تر باشد . چون در نگاتیو باید پوزیتیو کشیده شود و  قطع نگاتیو شود و از روی نگاتیو قطع شده پوزیتیو کشیده شود. که کیفیت واقعی بودن افت می کند. در صورتی که در ریورسال مستقیما روی همان فیلمی  تصویر گرفته می شود که بنمایش در می آید . ژان روش از روی ریورسال ، ریورسال می کشید . از نظر تصویر هم ژان روش  معتقد بود اصل قضیه خود آدم ها هستند که خودشان را مطرح کنند نه این که ما در باره آنها حرف بزنیم و آنهارا مطرح سازیم.

نامه های ایرانی

پژوهشگران سینمای فرانسه وآفریقا از فیلمی به اسم نامه های ایرانی Persian letters نام می برند که ژان روش آن را در سال 1968 ساخت . این اطلاع توسط نویسنده ای به نام واچوکاوا فرانک اوکدیک  در کتاب Questioning African cinema  از انتشارات دانشگاه مینه سوتا  1994  (ص29) ارائه  شده است .براساس این سند ، اولین  زن فیلمساز سنگالی به نام   Safi faye  در  فیلم "نامه های ایرانی"  ، نقشی کوتاه ایفا کرد. این اطلاع  به کرات در جاهای دیگر نیز تکرار شده ،  نام فیلم با  اثر تولید شده در اصفهان  اندکی تفاوت دارد ، ولی  نشان می دهد ژان روش به شدت تحت تأثیر کتاب" نامه های ایرانی" منتسکیو بوده است  ( که به آن خواهیم  رسید)

فیلم های معماری

 ژان روش چند فیلم در مورد معماری ساخته است که تحت عنوان " ژان روش: درباره معماری "  طبقه بندی می شود. این فیلم ها عبارتند از : معماری آیرو (Ayerou) : سال هاست که جوانان این روستای نیجریه غربی ، زیستگاه هایی برای خود می سازند که در آنها جذابیت دوگانه ای وجود دارد. آنها از تکنیک های بنایی ی "بانکو" وپوشش  های ضد آب استفاده می کنند و در عین حال از معماری شهرهای مدرن نیز الهام می گیرند . فیلم دوم  ( ژرمن دترلن : به احترام مارسل موس)  است [6]   خانم  دترلن  ، شاگرد و همکار  مارسل موس ،  نقاشی های  سونگو و تکنیک های  آنها  را بیاد می آورد که   اسطوره های بزرگ خلق جهان در میان قوم  دوگون (Dogon) را بنمایش می گذارند ، سپس صحبت را به غارهایی می کشاند که نخستین پناهگاه باستانی مردمان بانگو بود . یک نامه ایرانی سومین فیلم معماری ژان روش ( رنگی - به مدت  40 دقیقه  تحت عنوان : اصفهان ( یک نامه ایرانی)  مسجد شاه [امام خمینی ]  است که آن را در همان سفر 1356  ساخت  . وی در باره این فیلم ( 35 میلیمتری دارای نسخه اریژینال 16 و با تهیه کنندگی CFE   و CNRS مرکز مطالعات علمی فرانسه)  نوشته است : یک پرتره سینمایی از فیلمساز،  فرخ غفاری است  که در باره معماری پویای مسجد شاه وارتباط گنگ ومبهم اسلام با بازنمایی سینمایی و با جنسیت ومرگ بحث می کند. ( در منابع دیگر  گفتگویی گنگ وناشناخته ترجمه شده است)[7] . فیلم تاریخ 1977 را دارد و به علت مصادف شدن با انقلاب اسلامی ، در ایران دیده نشد. یک سال قبل از ژان روش  ، انی یس واردا  در سال 1976  plaisir d’un amour en Iran را درشهر اصفهان ساخته بود .
 ژان روش در ساختن  این فیلم هم به "نامه های ایرانی" که توسط  نویسنده مشهور، بارون مونتسکیو بین سال های1712  و 1720  نوشته شده است نظر داشت .  مونتسکیو البته  چنین  وانمود می کند که ترجمه مکتوبات دو اشراف زاده ایرانی [ازبک و ریکا] است که از پاریس دیدار کرده اند .

" در پشت این طنز هنرمندانه، مونتسکیو آموزگار جدی اخلاق پنهان شده‌است تا دستگاهی را نقد کند که هیئت حاکمهٔ آن با قدرت نامحدود و تجاوزکارانه‌اش حق حیات را از ملت سلب نموده است. مونتسکیو با نوشتن نامه‌های ایرانی ،گامی بلند در راستای جنبش روشنگری اروپا و برای پی‌ریزی طرحی نو براساس آزادی، حقیقت و تفاهم، به‌میدان گذاشت. به‌طنز کشیدن فرانسه و داستان غم‌انگیز حرمسرای ایرانی دو روی یک سکه‌ای است که آزادی‌های فردی و قابلیت‌های عمومی را در غیاب نظم و قاعده و قانون به تصویر کشیده است. ( به نقل از ویکی پدیا فارسی)

  فیلم ، خیلی جزیی به صورت موازی با نامه های ایرانی اثر مونتسکیو به پیش می رود .[8]    مستند سازانی که در آن سال به اصفهان دعوت شده بودند ،  خاطره ای از ژان روش و  دوربین روی دست او دارند ولی جز حمید نفیسی که در آن سال در دانشگاه آزاد کار می کرد ، هیچ یک، نوشته ای از خود بر جای نگذاشته اند . حسین طاهری دوست  مسئول دوربین دوم و دستیار کارگردان در عنوان بندی فیلم و منابع تاریخ سینمایی ، از حسین طاهری دوست به عنوان دستیار کارگردان و دوربین دوم (additional camera) نام برده شده است.در کتاب  مخاطره واقعیت : ژان روش و حرفه سینمای مردم نگاری[9]"  نوشته  پل هنلی Henley ( ضمیمه اول   ازانتشارات دانشگاه شیکاگو - 2002) آمده است : فیلم بر اساس مکالمه ای در حال راه رفتن بین ژان روش و تاریخ نگار وسینما گر ایرانی فرخ غفاری در حیاط مسجد شاه اصفهان، بنا شده است. این مکالمه ، را  بیشتر خود  ژان روش فیلمبرداری کرد. هرچند در بخش های بخصوصی ، او دوربین را به حسین طاهری دوست  می سپارد[ رد می کند] که نشان می دهد او دارد با غفاری حرف می زند (ص406)  از   طاهری دوست پرسیدم : -  ژان روش چه زمان تصمیم به ساختن فیلم اصفهان گرفت؟ آیا از قبل طراحی کرده بود ؟                                  گفت : - نه . وقتی آمد . در یکی از همان شب ها که با هم بودیم . فرخ غفاری بود ومن وژان روش و یا شبی که آنتونی کوئین  هم بود، تصمیم گرفت که این فیلم را بسازد و خواست که دوربین و فیلم ریورسال در اختیارش قرار بگیرد. ژان روش جز در باره فیلم حرف نمی زد .عاشق فیلم وسینما بود و از تلویزیون و ویدیو خوشش نمی آمد . ژان روش تمام مصاحبه با غفاری را در اصفهان گرفت . یک مقدار عکس های قدیمی ( مثل تصویر کجاوه )را هم در همان اصفهان خرید و باخودش برد که در فیلم استفاده کرد. حمید نفیسی و ژان روش    دراین سفر ( طی روزهای 12 تا 18 اکتبر 1977  و به تاریخ 20الی26 مهرماه 1356) حمید نفیسی  مصاحبه مفصلی با ژان روش انجام داد که سسال ها بعد ، آن را برای محمد شهبا فرستاد.  آقای شهبا  آن مقاله را با عنوان؛  فیلم می سازم تا معترض مردم شناسی باشم  در بهار 1375 شماره مسلسل 25 فصلنامه سینمایی فارابی(ویژه سینمای مستند) به چاپ رساند . از سوی دیگر خود  حمید نفیسی هم  مجموعه گفتگو ها و      مصاحبه هایش با ژان روش  که  طی برگزاری این سمینار در اصفهان انجام  گرفته بود  را تحت عنوان :" ژان روش ، یک نظرگاه شخصی " به سال 1979 در جلد چهارم فصلنامه مطالعات فیلم   منتشر ساخت. دراین مقاله ژان روش در تعریف "سینما حقیقت" و" سینما از چشم بیگانه" می گوید :  

معنای سینما وریته ( سینما حقیقت) واقعیت در سینما نیست بلکه واقعیت خود فیلم است. واقعیت و واقعیت سینمایی یکی نیست . مثلا اگر قرار باشد فیلمی در باره زندگی مردم یا زندگی یک مردم شناس در تهران ساخته شود ، نمی توان تمام بیست وچهار ساعت زندگی او را نشان داد. غیر ممکن است . دوربین را در جایی می کارید و اتفاقی هم می افتد . خود واقعیت نیست. فکر می کنم  که مردم حتی عوام هم این را می دانند. حتی می دانند که فیلم زبان ویژه ای دارد. اگر بخواهید تمام بیست وچهار ساعت زندگی را نشان دهید می توانید فیلمی بسازید مثل فیلم های اندی وارهول   .

ح.ن. در هنگام تدوین از کدام  راهنما پیروی می کنید ؟

ژ.ر. : از چشم تدوینگرکه به موضوع بیگانه است وفقط آنچه را برروی پرده است می بیند؟

ح.ن.:   همین؟طرح یا ساختار فیلم را معین نمی کنید؟

ژ.ر.:  وقتی فیلم از لابراتوار می آید، راش ها را سر هم می کنیم. در هنگام تماشای راش ها، داستان فیلم را برای تدوینگر می گویم . گاهی پیش می آید که او می گوید، مثلا" گفتی که این مردم ترسیده اند اما من این را درفیلم نمی بینم " من هم جواب می دهم " خب پس خوب فیلمبرداری نشده است (ص279)

  سینما حقیقت و سینمای مشارکتی

 در اواخر دهه چهل که مجله نگین ، مقاله  سینما حقیقت ژرژ سادول  با ترجمه کامران شیردل  را   به چاپ رساند و بعد تر با مقاله" شبح واقعیت" نوشته مسعود مدنی، تفکر ژان روش در سینما و  شیوه او  در مستند سازی ،  در ایران شناخته شد.  دوران ویدئو و دیجیتال و برگزاری هفته فیلم سینمای فرانسه  نیز در گسترش دیدار از فیلم های ژان روش ، تأثیر گذار بود.

 در طبقه بندی بیل نیکولز ، دیگر از شیوه ای به نام " سینما حقیقت "  سخنی به میان نیامده  و تحول در شیوه مورد نظر او را "شیوه مشارکتی " می نامد .

 ژان روش طی پنج دهه بیش از 120 فیلم ساخت. وی در 18 فوریه سال 2004 در حالی که  می خواست  در  فستیوالی در کشور نیجر  حضور پیدا کند در یک تصادف  جاده ای در 86 سالگی  جان باخت،  ولی نوآوری های  او  برای  موج نو و سینمای مستند جهان ،  فراموش نشدنی است .

 

توضیح: انسان شناسی و فرهنگ به مناسبت نهمین سالگرد خاموشی ژان روش ، فیلمساز و انسان شناس برجسته فرانسه بخش بزرگی از مطالب امروز خود را به وی اختصاص داده است.   

 

[1]  - به نقل از http://www.rouge.com.au/3/rouch_valediction.html

[2]   - فیلیپ لوزوئی سال ها بعد برای مونتاژ  "نخل " ساختۀ  فرهاد ورهرام نیز به ایران دعوت شد  ویکماه روی این  فیلم کار کرد .

[3]  - پور بختیار ، غفار( اسفند 1382فروردین 1383) تاریخ وفرهنگ بختیاری در آئینه  گزارش سیاحان ، نشریه اطلاعرسانی وکتابداری – کتاب ماه – شماره 77 و78 صفحه 167

  - [4]  وبه نقل از کتاب در آمدی بر انسان شناسی تصویری و فیلم اتنو گرافیک (  گرد آوری و ترجمه ناصر فکوهی – نشر نی 1387 - ص88) ) این بخش از کتاب   با عنوان " ژان روش در ایران"، جز مقدمه تمامأ به نقل مقاله دکتر حمید نفیسی اختصاص دارد.   

[5]  -نشریه خبری جشن فرهنگ مردم شماره 2 مهر 1356 ص7

[6]  -  خانم ژرمن دترلن ( فرانسوی  ، انسان شناس) شاگرد و همکار مارسل موس، از پیشتازان مطالعات اسطوره شناسی، initiation  (مراسم پاگشایی)  تکنیک ها (به ویژه   مردمنگاری توصیفی ) سیستم های گرافیکی ، اشیاء (objects) طبقه بندی ها ، مراسم  آئینی و ساختار های اجتماعی است و به خاطر بیست سال زندگی و کار انسان شناختی بین مردمان  دوگون مشهور است ( به نقل از ویکی پدیا انگلیسی).

[7]  - به نقل از http://www.moma.org/visit/calendar/film_screenings/13659

[8]  - به نقل از کتاب The Adventure of the Real: Jean Rouch and the Craft of Ethnographic Cinema نوشته  پل هنلی استاد دانشگاه منچستر و مستند ساز است ( صفحه 210 - نسخه اینترنتی - انتشارات  دانشگاه شیکاگو 2009

[9]  - the adventure of the real : Jean Rouch and the craft of ethnographic cinema

 

پرونده ی «ژان روش» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/3203

پرونده ی «محمد تهامی نژاد» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/9139

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

تهامی نژاد، محمد

مطالب نویسنده