یک روایت عکاسی : «تهران در عکس»

زهره دودانگه

عکس: زهره دودانگه
شهر  عرصه حیات است و تحول؛ محل انباشت خاطرات است و لحظه هایی که در خیال نقش می بندند. خاطرات محصول واقعه های هستند و «آن زمان که واقعه یا حادثه پایان می پذیرد و روزها و سال ها از آن می گذرد، آن چه در ذهن باقی می ماند، فضایی است که واقعه یا حادثه در آن رخ داده است» (حبیبی، 1378: 16).  اما شهر تنها با وقایع فراموش ناشدنی تعریف نمی شود؛ شهر بستر جاری شدن زندگی عادی و حضور مردمانی معمولی است؛ زندگی هرروزۀ این مردمان جریانی است که با آن وقایع فراموش ناشدنی پیوندی ناگسستنی داشته و بدین واسطه برای لحظاتی از مسیر قابل پیش بینی خود به سیری جدید وارد شده و برای مدت زمانی آکنده از دگوگونی ها می شود.
برای آشنایی با حیاتی که در شهر جاری است و شناخت معنای یک شهر، نمی توان تنها به وقایعی که در آن رخ داده و مرور خاطرات در ذهن تکیه کرد؛ شهر هردوی وقایع و زندگی عادی را با هم دربردارد. شناخت شهر با لمس و درک آن، هم بر پایه روزمرگی ها و هم با اتکا به واقعه های به یاد ماندنی، است که به معنای واقعی خویش نزدیک می شود. ثبت لحظات شهر در عکس یکی از راه هایی است که می توان به واسطه آن زوایایی از زندگی یک شهر را شناخت. با عکس می توان شهر را با شیوه ای متفاوت تجربه کرد. عکس می تواند روایت گر یک شهر باشد: شهر در کلیت خویش، شهر با جزییات خویش، با مردمانش، با فعالیت هایش، با وقایعش، با تحولاتش و با آرامش یا هیاهویش.
فیلم مستند «تهران در عکس» به نوعی بازنمایاننده شهر تهران و تحولات تاریخی آن، هم در بستر وقایع و هم در متن زندگی روزمره، در قاب عکس و قالب عکاسی  است. فیلم با یک سوال آغاز می شود: «چرا از تهران عکس می گیریم»؟  آیا سبب، دلنگرانی هایی است که برای نابود شدن فضاهای شهر و وقایع درون آن ها در مقابلمان داریم؟ آیا در پی یافتن لمحه ها و چشم اندازهایی زیبا در لابلای همهمه هایی هستیم که به باور بسیاری به تهران چهره ای نازیبا بخشیده است؟ آیا می خواهیم آیندگانمان نشانی از امروزِ ما -که برای آن ها گذشته ای دور و مبهم است- داشته باشند؟  فیلم «تهران در عکس» روایت تاملات یک عکاس تهرانی درباره بازنمایی تهران در عکس است. «تهران شهری به وسعت چندین کیلومتر مربع را چگونه می شود در عکس گنجاند»؟ این چرایی عکس گرفتن و چگونگی گنجانیدن سوژه در عکس است که به شیوه بیان موضوع به واسطه عکس معنا می دهد؛ و در این فیلم به عکاسی از تهران بر مبنای این پرسش ها پرداخته شده است: از دوره ناصرالدین شاه (شاه عکاس) تا امروز. فیلم مستند «تهران در عکس»، هم روایت گر تحولات تهران است و هم دگرگونی شیوه های عکاسی از شهر به اقتضای زمان. روایت این فیلم مستند را می توان از زوایایی مورد تامل و مداقه قرار داد:

الف) نگاه به گذشته تهران
دیدن عکس های تهران چند دهۀ گذشته با فضاهای مدرنش، تصویری از یک گذشته مطبوع و زیبا در این شهر را بدست می دهد. گذشته ای به عنوان یک کلیت زیبای از دست رفته که نگاهی هجران زده را به دنبال خویش می کشاند. در این عکس ها درد ها و تشویش ها از گذشته زدوده شده و در اذهان سیمای یک شی زیبا شده می یابد؛ این تصاویر، از تهران قدیم نمادی از شهری آرمانی می سازند که در آن حیاتی آرام و شاد برای ساکنانش رقم می خورد. مشاهده کنندگان عموما تهران را در این عکس ها زیبا می پندارند. شاید به دنبال گم گشته های خویش هستند: طبیعت، آرامش، رضایت خاطر، فراغ بال، پاکی و تمیزی محیط. به تعبیر صافاریان شاید چنین نگاهی به عکس های قدیمی – که علاوه بر حرکت، رنگ را نیز از واقعیات زدوده اند- حاصل سکونی باشد که بر تصاویر حکمفرماست و بی خبری از حال و هوایی که بر زندگی هریک از افراد در عکس ها سایه افکنده است.
اما این نگاه زیبایی شناسانه از دایره زندگی آرام و عادی هرروزه فراتر رفته و وقایع و حوادثی را در بر می گیرد که شاید برای بسیاری از  مردمان آن زمان اتفاقات ناخوشایندی را رقم زده است؛  جالب آن که این نگرش را کسانی دارند که خود در بطن وقایع بوده اند. چنان که در فیلم، روایتگر حوادث میدان ژاله (شهدای امروزی)، عکسی ثبت شده از واقعه 17 شهریور 1357 در این میدان را نه با بیان ناگواری ها، که با تاکید بر شجاعت ها و همبستگی ها توصیف می کند؛ و یا عکاسِ حوادث میدان ژاله آن روزها را خاطرات خوب خود می داند  و با بیانی حسرت بار می گوید: « آن روزها چه بودند و امروز چیست، آن روزها ما چه بودیم و امروز چه هستیم».

ب) شیوه بیان تهران در عکس
به راستی تهران را چگونه می توان در قاب عکس جای داد؟ چگونه می توان تصویری از آن ثبت کرد، به طوری که به گویاترین وجه سیمای تهران را نشان دهد؟ آیا نمایی از بالا با دید پرنده، که ابعاد این کلانشهر غول آسای امروزی را به رخ می کشد و ساختمان های آن را در افق دوردست تا بی نهایت نشان میدهد، گویای تهران است؟ آیا نمای اتوبان ها  و راه های پیچ در پیچ تهران از بالا واقعیت تهران را نشان می دهد؟  یا با نزدیک شدن عکاس به زمین و نشان دادن مردم و سبک زندگی آن ها در قالب فعالیت ها، نوع پوشش و رفتار است که می توان تهران را از خلال تصاویر تجربه کرد؟ یا اینکه با ثبت تصویری رویدادها و وقایع تاریخی مهمی که در تهران رخ داده، می توان تعریفی روشن از تهران به دست داد؟
تحلیل فیلم «تهران در عکس» از تحول عکاسی از شهر، سه نگرش عمده را باز می شناساند. این فیلم نشان می دهد که در دوره های مختلف، عکاسان مبتنی برنگرشهای متفاوت شیوه های متفاوتی را برای ارائه خوانشی از تهران در عکس ها به کار گرفته اند.
1- عکاسی هنری
با تکوین و توسعه فضاهای مدرن شهری در تهران و جاری شدن زندگی در این فضاها، عکاسان به ثبت این فضاها در عکس پرداختند: مردمانی در آمد و شد، وسایل نقلیه در حال تردد، خیابان های نه چندان شلوغ. عکس هایی هنری که ساختمان ها و فضاهای کالبدی شهر موضوع اصلی روایتشان بود. زیبایی بصری ساختمان ها و فضاهای جدید مرکز شهر برای ثبت در عکس و به یادگار ماندن جذاب جلوه می کرد. به گفتۀ گویندۀ فیلم « آدم ها در این عکس ها صرفا جزیی از چشم انداز عمومی شهرند و ماشین ها انگار برای زیباسازی میدان ها و خیابان ها جای جای آن ها چیده شده اند، این ساختمان ها هم موضوع عکس و هم موضع دوربین بودند».
2- عکاسی از رویدادها
اما شهر همیشه مکان سکون و آرامش نیست. شهر مکان واقعه است و محمل انقلاب و یا حتی جنگ. بستر زندگی جامعه ای است که هر تحمیلی را از بالادست بر نمی تابد و در برابر آن از خود مقاومت بروز می دهد. این مقاومت است که فضای شهر را به عرصه تنازع و کشمکش میان مردم و سرکوبگران تبدیل می کند و هر آن لحظه که جبهه ای از این منازعه، اوضاع را به دست گیرند، فضا را نیز تسخیر خواهد کرد. چنین فضایی کانونی است که عکاس را بیش از پیش جذب می کند. به روایت فیلم، دوره انقلاب دوره ای است که «دیگر رفت و آمد آدم ها در خیابان ها یا ساختمان بناهای نو و خیابان های تمیز نظر عکاسان را بخود جلب نمی کند». آنچه در این عکس ها تهران را روایت می کنند حرکت است و جنبش، و ثبت رویدادهای بزرگی که سیر تاریخ را فراتر از شهر تهران تغییر داده اند. دوره جنگ نیز عنصر مقاومت را با صورتی دیگر دربردارد و این مقاومت در بهبهۀ ویرانی حاصل از جنگ حال و هوای عکس هایی را شکل می دهد که در این دوره ثبت شده اند .
3- عکاسی مستند-اجتماعی
و اما با فرا رسیدن آرامش دوباره در شهر تهران، عکاسان با نگاهی جدید و انسان شناسانه به واقعیت شهر و زندگی شهری می اندیشند. «عکاس با حمایت متولیان شهر، به مستند کردن گوشه های گوناگون زندگی پایتخت اقدام می کند». پروژه های گوناگونی برای ثبت زندگی شهر تهران در نظر گرفته می شود. موضوعاتی برگزیده می شوند فراتر از جسم شهر؛ روح شهر دیده می شود، روح شهر نه به معنای وقایع خاص و بیادماندنی؛ بلکه زندگی اقشار مختلف شهری با سبک های متنوع زیست و تفاوت هایشان در کادرهای دوربین جای می گیرند. ضمن اینکه تکوین فضاهایی که در گذشته وجود نداشت، زندگی های تازه ای را در شهر بوجود آورده اند و البته موضوعات جدیدی برای عکاسی. ادامه این روند تا امروز هم کشیده شده است. در عکاسی تهران امروز، آدم ها اهمیت یافته اند و به موضوع اصلی عکس ها تبدیل شده اند. نوعی «عکاسی مستند اجتماعی» که در دهه اخیر با تفکری انتقادی به زندگی روزمره و موضوعات آن همراه شده است.

ج) تحولات تهران به روایت عکس

آشنایی با دنیای خارج تحولات فضایی تهران را رقم زد و گسترده شدن روز به روز ارتباطات به این تحولات شتاب بخشید. تحولاتی که در گذر زمان در کادر عکس ها جای گرفته اند و می توان برای آن ها سیری قائل بود. مدرن شدن فضاهای شهری در تقابل با سنتی قرار می گیرد که پیش تر بر این فضاها حاکم بود و گذشت زمان از این فضاهای مدرنِ تکوین یافته، مجددا سنتی ساخته است در برابر مدرنیته امروز. مدرنیته با همزاد خویش یعنی رجعت به اصل، حس نوستالوژیکی را در نسبت با گذشته سبب می شود، گذشته ای که در دوره خویش امری مدرن محسوب می شد.
خیابان های اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی، میادین، مغازه ها، کالسکه ها و اتومبیل ها در روزگار خویش مدرن ترین فضاها و عناصر فضایی بوده اند؛ اما امروز این فضاها در مقایسه با اتوبان های شهری، ایستگاهای مترو، پل ها و ... نمادهایی قدیمی محسوب می شوند. فضاهایی که جریان آرامی از زندگی را تجربه می کردند، آرامشی که رویای بسیاری از ساکنان کنونی تهران است و تنها می توانند آن را در عکس های تهران قدیم به تماشا بنشینند. چرا که فضاهای امروز محمل زندگی های جدیدی هستند که با سرعت و جنب و جوش انبوهی از جمعیت پیوند یافته است؛ و شاید ثبت تصویر از این فضاهای پرتحرک پدیده ای تقلیل یافته تلقی شود که با زدودن حس حرکت به خوبی بیانگر مفاهیم حاکم بر آن نیست. فضاهایی که اتفاقات درون آن ها، علاوه بر تحرک مکانی و فیزیکی، حاصل جریان ها اطلاعاتی و غیر محسوسی است که ثبت آن ها و پیچیدگی شان در عکس ناممکن می نماید. فضاهایی که در برهه کنونی پیوندی با تاریخ نداشته و خالی از هویت می نمایند. بسیاری از این فضاهای خالی از هویت به عنوان محلی برای گذشتن ساخته شده اند؛ ماندن در آن ها جایی ندارد. اما به نظر می رسد این فضاهای کالبدی خالی از هویت نیز با گذر زمان و در فرایندی دیالکتیکی، با شکل گیری فضاهای اجتماعی در بطنشان، هویتی خاص خود را پیدا می کنند. فضاهایی که هم به لحاظ حرکت و عبور و هم به لحاظ فعالیت های جدیدی که سبب شده اند، موضوعاتی برای عکاسی از تهران جدید هستند.
فیلم «تهران در عکس» برج میلاد را نشانه ای بی هویت در شهر می داند، برای نمایندگی کردن بخش اعظمی از تهران امروزین که هویتی برایش قائل نیستیم، «فارغ از بار سنگین تاریخ»، «بنایی که جان می دهد برای عکس گرفتن» و کاربرد واقعی آن اهمیتی ندارد. اما  شاید آن زمان که  فضاهای بی هویت تهران به هویتی دست یابند، روزی باشد که برج میلاد نیز از نشانۀ صرف بودن، به نمادی با معنا برای تهران بدل شده است.

سخن پایانی
از دیدگاه نگارنده آنچه بیش از سیر تاریخ تکنیک عکاسی و تحولات ظاهری شهر اهمیت دارد، تحولات فکری و تاملات نظری است که به پدیده عکاسی از فضاهای شهری جهت می دهد. سیر تحول عکس گرفتن از شهر با رویکردی صرفا هنری به سوی عکاسی اجتماعی (که روایتگر سبک های زندگی و فعالیت های مردم است) جهشی محسوب می شود که در دهه اخیر با تفکری انتقادی نیز پیوند خورده است. این تحول به زعم امید مهرگان حاصل حساسیت نظری نسل جوانی است که به تهران نیز به عنوان موضوعی قابل تامل نگریسته و با بینشی انتقادی با آن مواجه می شوند. چنین نگرشی همراه با توجه به مفاهیمی است که پیش تر چندان مورد توجه نبود، مفاهیمی چون زندگی روزمره و تجربۀ شهر. کاویدن زوایای زندگی روزمره در شهر تهران از دریچۀ عکس و نگاه منتقد یک عکاس، شاید در هیچ یک از بازنمایی های هنری، چون نقاشی، موسیقی و شعر قابل گنجانیدن نباشد، چنانکه تا کنون نیز نبوده است. عکس و عکاسی از شهر قالبی را پدید می آورد برای بیانِ نزدیک ترین روایت از واقعیت شهر. هرچند تهران بزرگ است و بی سروته، هرچند تهران تبدیل به جزایری شده که ظاهرا پیوندی با هم ندارند و تفاوت اینجا و آنجایش از زمین تا فلک می نماید، و هرچند عقلانیت در این گسترده-شهر در پایین ترین حد خویش نشان میدهد، اما کاویدن این تفاوت ها و نشان دادن لمحه هایی از روزمرگی های جاری در آن، برای نقد و تحلیل خالی از فایده نیست. شاید روزگاری تهران نیز تبدیل به شهری شود آرام و متفاوت از امروز؛ این عکس ها در آن روزگار سند تاریخی گرانبهایی خواهند بود از تهران امروز، تهرانی که برای آن روز شهری کهنه و شاید سنتی (!) محسوب می شود.

منابع:
1- فیلم مستند «تهران در عکس»، ساخته روبرت صافاریان
2- حبیبی، سید محسن (1378)، فضای شهری، حیات واقعه ای و خاطره های جمعی، نشریه صفه، شماره 28
3- صافاریان، روبرت (1390)، فیلم مستند تهران در عکس درباره چیست؟
http://robertsafarian.com/?p=395
4- گزارش نمایش فیم مستند «تهران در عکس»
http://www.anthropology.ir/node/8019
5- مهرگان، امید(1390)، تهران همچون مقاله، نشریه حرفه: هنرمند، شماره  36(ویژه نامه تجربه تهران)

ایمیل: zo1986do@gmail.com

مطالب مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ:

گزارش نمایش فیم مستند «تهران در عکس»
http://www.anthropology.ir/node/8019

پرونده روبرت صافاریان
http://www.anthropology.ir/node/9574

دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید
http://anthropology.ir/node/11294

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

دودانگه، زهره / معاونت روابط عمومی

مطالب نویسنده