تاملی انسان شناختی بر تغییرات سنت ها و آیین های عزاداری محرم 1391

جبار رحمانی

دهه محرم هر سال حال و هوای خاصی را در جامعه شیعیان ایجاد می کند. هرچند آیین های عزاداری محرم چندین قرن است که بطور مدام انجام می شوند، اما تجربه ها و مطالعات و مشاهدات بالاخص در سال های اخیر بیانگر تغییرات پیاپی این نظام آیین است. پیوستگی عمیق سنت های عزاداری با زندگی مومنان شیعی، مستلزم این تغییرات و پویایی است. این تغییرات آیینی و سرنوشت آنها در درون جامعه شیعی فی نفسه موضوع با ارزشی برای تاملات جامعه شناختی و انسان شناختی هستند. در حدود ده سال پیش تغییراتی در گروه هایی محدودی از هیات ها شکل گرفت که به سبک جدید عزاداری یا مداحی ««پاپ»» شهرت یافت. آن روزها این جریان از نریمان پناهی و سبک شورانگیز او در مداحی شروع شد، و با رضا هلالی و بالاخص سید جواد ذاکر به اوج شهرت رسید. این سبک جدید که با محتوای شورانگیز و حال و هوای عاطفی و درونگرایانه و تاکید بر وجوه فردی و احساسی قهرمانان عاشورا معروف شده بود، در اوایل در چند هیات خاص ظهور یافت، اما وقتی کم کم در بطن جامعه شیعی ایران در حال گسترش بود، واکنش های اقشار و متولیان به اصطلاح سنتی آیین های عزاداری شروع شد. از طرد گرفته تا گاه سرکوب و در مواردی هم تکفیر، ابزارهایی بودند که به کار گرفته شدند تا این تغییرات را مهار کنند. هرچند در این میانه کسی به دلایل و نتایج این تغییرات فرهنگی و جامعه شناختی دینداری عامه مردم توجهی نکرد. حضور گسترده جوانان در این جریان جدید عزاداری، هرچند در وهله اول می توانست این تصور را به وجود آورد که قدرتی ندارند و در نهایت مغلوب سبک سنتی و هنجاری خوهند بود، اما همین جوانی و نیروی پویایی آن سبب شد که در بلند مدت نتیجه متفاوتی به عمل اید.
در دهه 1380 شمسی، دغدغه این تغییرات در بسیاری از سخنرانی ها و گزارش های متولیان و مسئولان فرهنگی، در اصلاح مبهمی به نام آسیب شناسی بیان می شد. اصطلاحاتی مانند آسیب شناسی مداحی ، آسیب شناسی عزاداری، آسیب شناسی هیات ها و ...، دائما مورد تاکید قرار داشت. شاید نگاهی به اواخر دهه هشتاد شمسی و افول این دغدغه این تصور را بوجود آورد که این جریان و آنچه که مداحی «پاپ» نامیده می شود، فروکش کرده باشد. حاشیه نشینی نریمان، مرگ سید جواد ذاکر و در نهایت سقوط رضا هلالی از جایگاه ستاره مداحی بودن، حضور رسانه ای این سبک را بسیار کمرنگ تر کرد. به همین دلیل کم کم حساسیت ها نیز کمتر شد و گویی این دغدغه فروکش کرد و برخی متولیان خوشحال از اینکه توانسته اند این این جریان (که گاه منحرف هم نامیده می شد) را کنترل کنند.
سبک جدید عزاداری در زمینه ای از تغییرات ذائقه فرهنگی و سبک دیندرای جوانان شهری و عموما اقشار پایین جامعه شکل گرفته بود. متولیان سنتی آیین های عزاداری به دلایلی توان پاسخ گویی به نیازهای تازه برآمده را نداشتند، و در دل این شرایط ظهور کنشگران خلاقی در عرصه هایی آیینی این سبک جدید را رقم زد. این سبک جدید بیش از همه در شهرهای تهران و سایر کلان شهرهایی رخ داد که سبک جدید زندگی شهری و مدرن ایرانی در آنها بیش از همه رواج داشت. لازم به ذکر است که شهرها و محله های سنتی، همچنان ذیل سلطه سبک های سنتی خود بودند. عزادرای در بوشهر به شیوه سنتی ادامه داشت و در زنجان و سایر شهرهای سنتی هم همینطور بود. در حالیکه سبک جدید عزادرای یا مداحی «پاپ» در تهران به وجه غالب تبدیل شده بود، در سایر شهرها (بالاخص شهرهای فارسی زبان) این سبک جدید، یک سبک عزاداری حاشیه ای و فرعی محسوب می شد. به همین سبب دلواپسی متولیان سنتی عزادرای برای این سبک جدید و تحریفات عاشورایی در این سبک، که از زبان آنها گویی سرتاسر ایران را شامل می شد، ناشی از تجربه مرکز نشینی آنها بود، تا تجربه درستی از تنوع سبک های عزادرای در سرتاسر ایران.
چندسالی هم من در ایران نبودم، و برای ادامه تحقیقات خودم در زمینه آیین های عزاداری در کشور هند و در میان شیعیان انجا بودم. این فاصله زمانی و مکانی فرصتی را برای من فراهم کرد که در دو سال اخیر و بعد از بازگشت به ایران، مجددا به ارزیابی های وضعیت رایج سنت های عزاداری در حوزه فرهنگی تهران و نواحی متاثر از آن بپردازم. که نتیجه جالبی را برای من به همراه داشت.
همه آنچه که مداحان ««پاپ»» به آن متهم بودند، یعنی غلبه شور بر شعور، یا تاکید بر  وجوه محسوس ائمه و حتی ورود ریتم رقص در این سبک مداحی، امروز دیگر یک خصیصه حاشیه ای مورد طرد نیست. روزی صاحبان سبک جدید از مجالس سابقه دار و گاه ایدئولوژیک طرد می شدند، و در مواردی هم در خیابان های تهران به دست جوانان سنتی کتک می خوردند، در حالیکه امروزه آن مداحان «پاپ»، خودشان چندان در میانه میدان نیستند، منطق و سبک آنها اینبار نه از طریق مداحان جوان و گمنام، که در پایتخت کشور و از طریق مداحان منسوب به طیف سنتی و با پشتوانه رسانه ملی بیرون می آید.
روزی این مداحان سبک جدید متهم به تقلید از آهنگ های لس انجلسی بودند و امروز مداحان سبک سنتی، نه تنها آهنگ که متن شعر خواننده های آنسوی آب را تقلید می کنند، و صدای اعتراصی هم در نمی آید، و تیغ تیز آسیب شناسی، از کار افتاده است. نمی توان در این مساله دست تعمدی را دنبال کرد، مساله اینست که آنچه آن روزها نادیده گرفته شد (و شاید امروزه هم نادیده گرفته می شود)، یعنی رابطه سبک دینداری با سبک زندگی، توانست آنقدر گسترش پیدا کند که اینبار از منبرهای مداحی کاملا سنتی و ایدئولوژیک بیرون بزند. اگر روزی شعر خواننده «پاپ» مانند فریدون توسط مداحان «پاپ» خوانده می شد و مورد اعتراض بود، امروزه آهنگ و ترانه خواننده ای ماننده هایده توسط یکی از مهمترین مداحان سنتی (هم در موسیقی و هم در شعر آن) خوانده می شود، بی آنکه کسی معترض شود.
به نظر نمی رسد هنوز متوجه این جریان تغییر شده باشیم، گویی که همچنان تاکید بر ظاهر قضیه اهیمت دارد، که اگر فلان مساله را فلان کس بگوید، ایراد ندارد. تغییرات دیندرای در ایران، و تحولاتی که در حوزه نگرش ها و سبک های دینداری در ایران دیده می شود، را باید با لحاظ چند نکته کلیدی مدنظر قرار داد:
1-    این تغییرات در تهران و شهرهای مشابه آن رخ می دهند، نه تمام ایران. این نکته به این معناست که نباید تصور کنیم که آنچه در پیش چشم متولین مرکز نشین رخ می دهد، همانی است که در سراسر ایران رخ می دهد. در محیط های سنتی هم این تغییرات هست، اما منطق خاص خودش را دارد و نمی توان آن را ذیل تحولات تهران فهمید.
2-    تغییرات فرهنگی و اجتماعی، خواه ناخواه در تحولات محتوای سبک های دیندرای و عزادرای محرم موثر خواهند بود. تلاش برای ارائه یک سبک واحد، با برچسب سنتی، تلاشی بی نتیجه است، بهتر است این تغییرات فهمیده شوند تا مواجهه ای منطقی و آگاهانه با آنها صورت گیرد.
3-    نگاه ایجابی و هنجاری و از بالا توسط متولیان در کنار بی توجهی نخبگان علوم انسانی، سبب شده تحولات جامعه ایران بالاخص در حوزه دیندرای در لابلای نگاه از بالا یا بی توجهی نخبگان مورد غفلت قرار گیرد. به نظر می رسد قبل از هرگونه قضاوت نهایی نیازمند شناخت درست در زمینه سنت های دینی مردمی هستیم، تا اگر متولیان می خواهند برنامه ریزی کنند، بر مبنای شناخت درست باشد ، یا اگر نخبگان می خواهند این جامعه را تحلیل و نقد کنند، بر اساس تاملات درونی و بی ارتباط با واقعیت بیرونی نباشد.
4-    به نظر می رسد هر دوی این دسته ها دچار نوعی بی توجهی به ویژگی ها  و منطق دینداری عامه شده اند. شاید لازم است دیندرای عامه، ویژگی ها و شرایط آن را بیشتر لحاظ کنیم.آنچه که دینداری مردم و سبک عزاداری انها را در نهایت تعیین می کند، نه بخش نامه ها و الزام پلیسی است و نه نقدهای روشنفکرانه دم ایام محرم.
لازم است مطالعات انسان شناختی و جامعه شناختی و روانشناختی بیشتری صورت بگیرد تا هم بتوانیم دلالت های فرهنگی و اجتماعی این تغییرات مذهبی را بفهمیم و هم این که بتوانیم درک درستی از رابطه تحولات دینی و تحولات فرهنگی وا جتماعی داشته باشیم.
 

دکتر جبار رحمانی، انسان شناس متخصص مناسک دینی شیعه، عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی و مدیر  گروه انسان شناسی و جامعه شناسی دین انسان شناسی و فرهنگ است.

 

<

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رحمانی، جبار / معاونت پژوهشی و آموزشی

مطالب نویسنده