دیرین انسان شناسی(1)

ترجمه و تلخیص علی مهدوی

مقدمه:
گونه ما امروزه بر سیاره  زمین حمکرانی می کند و ما از هوش و ابداعات فرهنگی خود برای به چنگ آوردن هر نقطه ای از آن استفاده می کنیم. اما، پنج میلیون سال پیش، اجداد ما که چیزی به غیر از گپی های دوپا(Bipedal Apes) نبودند تنها محدود به مناطق اندکی در آفریقا بودند. این موجودات چه شکلی بوده اند؟ چه زمانی و چگونه آنها سفر تکاملی خود را آغاز کردند؟ قدیمی ترین فسیلهایی که از آنها به عنوان انسان تباران((Hominine یاد می شود همگی در آفریقا یافت شده اند. آنها در یک بازه زمانی از هفت میلیون تا چهار میلیون سال پیش قرار می گیرند و انواع مختلفی از این انسان تباران اولیه در آفریقا زندگی می کرده و در این قاره به طور وسیعی پخش شده بودند. این تصویری شگفت انگیز است که تمامی این اعضای نسبتاً اولیه در شجره خانوادگی ما در کنار یکدیگر برای میلیونها سال زندگی کرده اند، مخصوصاً زمانیکه تلاش می کنیم بفهمیم که چگونه آنها موفق شده اند با سازگاریهای متفاوت به این هم زیستی برسند. بیشتر این گونه ها منقرض شده اند. اما چرا؟ انسان تباران، در واقع از نخستی های قدیمی تر( که به دور[1] ایوسین[2] ((Eocene و اواخر میوسین[3] ((Miocene باز می گردد) تکامل یافته اند. فسیل های مربوط به نخستی  های پیش از انسان تباران شرایطی را فراهم می سازد که می توان در آن به تکامل پیش روی آن یعنی تبار انسان پی برد. در سالهای اخیر، دیرین انسان شناسان از کشورهای بسیاری سایتهای باستان شناختی  را در آفریقا مورد کاوش قرار داده اند و یافته های جدیدی بدست آمده است. اگر چه چون بسیاری از این یافته ها به تازگی حاصل شده اند، ارزیابی های دقیق هنوز در حال انجام هستند و نتایج آنها را باید با دیدی محتاطانه نگریست. البته یک چیز قطعی ست و آن این است که قدیمی ترین اعضای تبار انسان محدود به آفریقا بوده اند و زمانهای بسیار بعد است که اخلاف آنها قاره آفریقا را به سمت دیگر مناطق دنیای قدیم ترک کردند.

سازگاری با ایستادن روی دوپا:

در اینجا ما به شواهد آناتومیکی (یعنی ریخت شناختی[4]) برمی گردیم که به ما نشان می دهند که چه زمانی، کجا و چگونه حرکت روی دوپا آغاز شد. به لحاظ کارکردی، فرم حرکت انسان آشکارا به شکل راه رفتن با گامهای (بلند) است بطوریکه وزن بدن به طور متناوب روی یکی از پاها قرار می گیرد. تحقیقی روی خویشاوندان نخستی نزدیک به ما نشان می‏دهد در حالیکه اجداد ما هنوز بر روی درختان می زیسته اند به سازگاری با نوعی از قائم بودن بالا تنه دست یافته بودند. نخستی‏ها‏ی امروزی زمان های قابل ملاحظه ای را در هنگام غذا خوردن، تمیز کردن خود یا خوابیدن صرف نشستن به طور قائم می کنند و فرض بر این است که اجداد اولیه ما نیز رفتاری مشابه داشته اند. آنچه باعث شد این الگوها در حقیقت بروی زمین پیاده شوند و شکلی منحصر به فرد از زندگی که نهایتاً به انسانها منجر می شود آغاز شود هنوز ناشناخته است. احتمالاً انتخاب طبیعی به نفع بعضی از انسان‏سانان[5] دور میوسین عمل کرده که گهگاه برای یافتن غذا در جنگل و یا در حاشیه جنگلها بروی زمین می آمده‏اند. به هر حال، زمانی‏که آنها به زمین روی می آوردند و جای امن بلافصل خود بروی درختان را از دست دادند حرکت بروی دوپا می توانست یک امتیاز و مزیت فوق العاده به حساب آید.

مدل راه رفتن و حرکت ما در واقع خارق العاده و مشتمل بر نوعی فعالیت منحصر به فرد است که در آن بدن، قدم به قدم و مرحله به مرحله در شرف یک فاجعه است (نپیر،1967: 56). بدین صورت که، راه رفتن انسان در واقع فعالیتی است که در آن افتادن و از دست دادن تعادل مکرراً صورت می گیرد! مشکل حفظ تعادل بروی پای تکیه‏گاه است در زمانیکه پای دیگر بر روی زمین قرار ندارد. در حقیقت، در حین راه رفتن عادی، هر دوپا فقط 25% از کل زمان به طور همزمان بروی زمین قرار می‏گیرند و این شکل حتی زمانیکه ما سریع تر راه می رویم (و یا می دویم) کمتر نیز می شود. برای حفظ یک نقطه تعادل مرکزی در این شکل پیچیده از حرکت تغییرات شدید ساختاری-آناتومیک در الگوی اصلی حرکت روی چهار دست و پای نخستی‏ها لازم است. مهمترین آنها را به طور ساده میتوان بدین سان برشمرد: 1- تغییر کردن محل سوراخ اکسی پتیال[6] در سطح زیرین جمجمه (مدخلی که نخاع از آن عبور می کند). 2- اضافه شدن انحناهایی به ستون مهره ها که به انتقال وزن بالاتنه به استخوان های خاصره[7] (در حالت قائم) کمک می کند. 3- کوتاه شدن و پهن شدن لگن و تثبیت انتقال وزن. 4- بلند شدن پاها که نتیجه آن گامهای بلندتر است. 5- زاویه دار شدن استخوان ران به سمت داخل که زانوها و قسمت های پایین پاها را نزدیک تر به هم نگه می دارد و 6- تغییرات ساختاری بسیار در قسمت‏های پایین مچ پا مثل بوجود آمدن قوس طولی در کف پا و قرار گرفتن شصت پا به موازات دیگر انگشتان (بدین معنی که دیگر شصت پا برخلاف پای نخستی ها  به سمت بیرون نیست).

همانطور که می‏بینید، تکامل و در واقع تحول دوپا شدن انسان تباران به تغییرات ساختاری و آناتومیکی پیچیده ای نیاز داشت. در مورد مزایا وعلل این تغییرات و روی دوپا ایستادن به علت وجود شواهد اندک نمی‏توان با اطمینان اظهارنظر کرد اما آنچه به نظر منطقی میرسد درهم تنیدن شکل و فرم با کاربرد است که در طول نسلهای بسیار در روند تکاملی شکل می گیرند. با این وجود، زمانیکه عوامل رفتاری باعث شروع تغییرات ساختاری خاصی شدند، این روند تقویت شده، گسترده تر شده و به سمت جلو به صورت غیر قابل بازگشتی حرکت کرده است. پس وظیفه اصلی در تلاش برای درک و فهم قدیمی ترین اعضای تبار انسان شناخت ویژگی های آناتومیکی ست که بیانگر دوپا بودن هستند و اینکه توضیح دهیم که تا چه حدی این موجودات حرکت خود را به روی دو پا راه رفتن اختصاص داده بودند. از حداقل چهار میلیون سال پیش، تمام تغییرات ساختاری مهم در رابطه با دوپا شدن در انسان تباران اولیه آفریقا دیده می شود. به طور خاص، لگن، با تکیه بر نمونه هایی که به طور فوق العاده ای حفظ شده اند  نشان میدهد به شدت  در جهت نگه داشتن وزن (بالاتنه) در حالت قائم تغییرشکل یافته است. دیگر تغییرات ساختاری از چهار میلیون سال پیش در انسان تباران بوجود آمد و در بقایای نسبتاً کامل بالاتنه (به جز جمجمه) قابل مشاهده است. مدارک فسیلی مربوط به ساختار پای (foot) انسان تباران اولیه از دو سایت در آفریقای جنوبی بدست آمده است که مهترین آنها که به تازگی در واقع معرفی شده اند فسیلهایی از اشترک فونتن (sterkfontein) هستند (کلارک و توبیاس، 1995). این نمونه ها شامل چهار قطعه مفصل دار مربوط به قوزک پا و شصت پاست که نشان می دهد که پاشنه پا و قوس کف پا هر دو با وضعیت روی دوپا راه رفتن سازگار بوده اند. اما دیرین انسان شناسانی که این آثار را بررسی کرده اند(ران کلارک و فیلیپ توبیاس)[8] این موضوع را نیز مطرح می کنند که شصت پا انحراف به سمت بیرون دارد، یعنی خلاف الگویی که در مورد انسان تباران مشاهده می شود. اگر شصت پا واقعاً دارای این ساختار آناتومیک بوده است (که البته در مورد این مسئله شک و تردید و بحث وجود دارد) به احتمال زیاد از آن برای چنگ زدن (مثل بالا رفتن از درخت) کمک گرفته می شده است. این توانایی چنگ زدن به نوبه خود (مانند این توانایی در دیگر نخستی ها) انسان تباران اولیه را قادر می ساخت که از سکونت گاههای درختی استفاده و بهره برداری بیشتری کنند. در نهایت می‏توان گفت که از آنجا که تغییر شکل و دگرگونی آناتومیک همیشه همراه با یک سری مراحل حد وسط کارکردی پیچیده است، پایی که دارای توانایی زیاد برای چنگ زدن و از درخت بالا رفتن است به طبع در هنگام حرکت روی دوپا و به عنوان یک سطح محکم از پتانسیل کمتری برخوردار است و بنابراین برخی از محققین به انسان تباران اولیه به این شکل نگاه می‏کنند که بر خلاف انسان تباران بعدی و متأخرتر آنها به طور کامل ملزم به حرکت روی دوپا نبوده‏اند و البته مطالعه و تحقیق در این زمینه همچنان ادامه دارد.

سایت ها:

در مورد سایت های دیرین انسان شناختی نیز  باید گفت بیش از 90% فسیلهای انسان تباران اولیه تا به امروز از قسمتهای شرقی و جنوبی قاره آفریقا به دست آمده اند. در شرق این قاره، سایت های مربوط به انسان تباران اولیه در درّه شکافی بزرکی (Great Rift Valley) قرار گرفته اند که طول آن بیش از 2000 مایل است. کشفیات دیرین انسان شناختی در شاخه شرقی شکاف دره بزرگ در آفریقا از شمال اتیوپی، از میان کنیا و در نهایت تا شمال تانزانیا امتداد دارد. مناطق مهم در این شکاف دره که به طور کلی بیش از 2000 فسیل از انسان تباران در آنها یافت شده‏اند شامل منطقه بسیار ارزشمند میدل آواش (Middle Awash) در شمال شرقی اتیوپی (که خود شامل آرامیس (Aramis)، هادار (Hadar) و دیکیکا (Dikika) است) و در کنیا، کشفیات بسیار مهم در قسمتهای شرقی و غربی دریاچه تورکانا (Lake Turkana) و همچنین کمی به سمت جنوب از توگن هیلز (Tugen Hills) صورت گرفته است و در آخر، در شمال تانزانیا، سایت بسیار ارزشمند دیرین انسان شناختی دره الدوای Olduvai)) در طول دهه های متمادی مورد کاوش قرار گرفته و در کنار آن سایت لائتولی (Laetoli site) نیز فسیلهای مهم دیگری مثل ردپاهایی از انسان تباران را به دست داده که به طرز فوق العاده ای حفظ شده اند. آفریقای جنوبی نیز مکانی ارزشمند برای کشفیات انسان تباران اولیه بوده است. در طول 80 سال گذشته، دیرین انسان شناسان سایتهای متعددی را کاوش کرده اند که به طور کلی صدها نمونه فسیلی انسان تباران از آنها بدست آمده است. مهمترین سایتهای جنوب آفریقا تانگ (Taung)، اشترک فونتن (Sterkfontein) و سوارتکرنز (Swartkrans) هستند. از آنجا که بستر زمین‏شناسی در آفریقای جنوبی بسیار پیچیده تر از شرق آفریقاست، یافتن فسیل‏ها عمدتاً دشوارتر است و معمولاً به خوبی حفظ نشده اند و تخمین قدمت زمان سنجی بسیار مشکل است. اما، برخی نمونه های استثنایی نیز وجود دارند که یک اسکلت یافت شده در اشترک فونتن که به طور فوق‏العاده‏ای حفظ شده از این نمونه‏هاست. در بخشهای پیش رو به بررسی مختصر برخی از مهمترین این فسیلها و داستان بلند تحول انسان در طول قرون و اعصار بسیار دور می‏پردازیم.

 

مطلب فوق ترجمه و تلخیصی ست از کتاب:

Robert Jurmain, Lynn Kilgore, Wenda Trevathan, Russel L. Ciochon,(2009-2010), Introduction To Physical Anthropology.

 


[1] - Epoch

[2] - دور زمین شناختی از 55 تا 33 میلیون سال پیش

[3] - دور زمین شناختی از 23 تا 5.3 میلیون سال پیش

[4] - Morphological Evidence

[5] - Hominoid

[6] - Foramen Magnum

[7] - Hips

[8] - Ron Clarke and Phillip Tobias

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی