واژگان یک فرهنگ(22): پاتوق: قهوه و اینترنت

ناصر فکوهی

تصویر: http.mumbojumbo.ir
انقلاب و دهه 1360 محدودیت های زیادی برای  زندگی  «بیرونی» که در تضاد با امنیت شهری در موقعیت جنگی و سال های پس از بحران داخلی  بود ایجاد می کرد و  به شدت بر گسترش «محفل» ها در سطح درونی و خانگی تاثیر می گذاشت،  اما از ابتدای دهه 1370 با پایان یافتن جنگ تحمیلی  و  محدودیت های  سخت ناشی از آن بار دیگر شاهد ظهور گسترده ای از«پاتوق» ها بودیم که این بار به شدت  متاثر از گسست هایی بودند که در جامعه ایرانی اتفاق افتاده بودند و  تفاوت های اجتماعی بر اساس سرمایه های فرهنگی،  اقتصادی و  محلی و قومی، به شدت در  شکل گیری، تداوم و شیوه اداره و سازمان یافتگی آنها موثر بودند (البته در اینجا ما سخنی از  پاتوق های «مجازی» که داستان دیگری دارند نمی آوریم). در بسیاری از نقاط  کشور، شهرها عمدتا به شکلی از «محفل» خانگی برای گرد هم آمدن  گروه های خاص (روشنفکران، گرایش های سیاسی،نوازندگان، هنرمندان و...) دامن می زدند و «پاتوق» نیز به همان محافل اطلاق می شد.
بدین ترتیب  پاتوق به تدریح و در روندی یک بیشتر باید آن را جهانی دانست تا محلی،  از معنایی که رابطه با روشنفکران داشت، به معنایی عمومی به خود گرفت که شامل همه گروه های اجتماعی می شد. هر چند همه این گروه ها در همه سال ها و همه مناطق به یک اندازه نیاز به داشتن «محفل» و یا «پاتوق» را احساس نمی کردند.  بنابراین اگر خواسته باشیم در این  یادداشت کوتاه  بر دو نکته در سال های دده 1370 و 1380 تاکید کنیم باید بگوئیم که اولا پاتوق ها در این سال ها عمدتا در حوزه های روشنفکرانه یا نیمه روشنفکرانه  رونق داشت و محل آنها در حوزه های رسانه ای (دفاتر و فروشگاه های کتاب، مجلات و نشریات و روزنامه ها، ) و برخی از حوزه های نهادینه تر (نمایشگاه ها، خانه های هنرمندان و سینما و تئاتر و غیره) و حتی برخی از مناسبت ها ( جشنواره ها و...) مشاهده می شد. گروهی از پاتوق ها نیز در قالب انواع و اقسام انجمن های غیر انتفاعی  رشد پیدا کرده بودند به ویژه در سطح شهرستان ها و مناطق قومی ایران.  
ورود اینترنت از سال های نیمه دهه 1370 / 1990 به ایران، در فاصله جند سال، به نسل جدیدی از «پاتوق» های اینترنتی که در فارسی  همچون در زبان های اروپایی «کافه نت» نام گرفتند که امکان دسترسی به اینترنت را با سرعت نسبتا زیاد در کنار صرف جای و قهوه به مشتریان خود می دادند، در کنار «کافی شاپ» ها که به سرعت رشد کرده و تا امروز به رشد سریع خود ادامه داده اند ولی هنوز بیشتر در شهرهای بزرگ و به ویژه در تهران و به خصوص در مناطقی خاصی از شهر مثلا در اطراف کتابفروشی ها  دائر هستند، ظاهر شدند. «پاتوق» های ادبی ( گاه درون کتابفروشی ها و در وابستگی به ناشران: نطیر نشر چشمه، نشر ثالث، روشنگران و...)، به دلایل آنچه «مشکلات سیاسی و سیاسی» اعلام شدند، عمر کوتاه تری داشتند و دائما با تهدید به بسته شدن مواجه بودند.این در حالی بود که گروهی از نهادها مثل «خانه هنرمندان» (تاسیس در 1377/1998) و «خانه سینما» (تاسیس در 1365/1386) و گروهی از انجمن های کنشگران اجتماعی و محافل علمی غیر دولتی نیز به گونه ای «پاتوق» هایی از نسل جدید را ایجاد کردند که، هموراه با نوعی «کارکرد» (اغلب آموزشی و کارگاهی) نیز همراه بودند،  هنوزهم وجود دارند.   
اما همانگونه که گفتیم، در سال های اخیر(اواخر دهه 1380 و اوایل دهه 1390 / 2000) و به دنبال سیاست زدگی هر چه بیشتر فضای عمومی کشور، بسیاری از این پاتوق ها بسته شدند و بار دیگر «محفل گرایی خانگی» رشد کرد که اغلب با اشکال  بسیار گسترده ای از آسیب (مواد مخدر و...) همراهند.  روندی که بی شک باید آن را آسیب زا دانست، هر چند نمی توان لزوما پاتوق هایی را که وجود داشتند را  خالی از کاستی و آسیب دانست، اما نبود آنها بسیار بیشتر از بودنشان آسیب زا است زیرا اولا کنترل جامعه را بر یک فضای «نیمه عمومی» (مثل یک کافه یا یک  نمایشگاه و یک انجمن) از میان می برد و بر عکس راه را برای «زیر زمینی» و «جرم زا» شدن پاتوق ها می گشاید و ثانیا حتی اگر چنین نشود و بتوان با استفاده از ابزارهای هر جه خشونت بارتر آمرانه مانع از این کار شد (که هرگز به صورت کامل امکان پذیر نیست)  جامعه را به سوی  انباشت نوعی انفعال  یا انرژی منفی و قابل انفجار پیش می برد.  تصور امکان ایجاد شیوه ها و سبک های زندگی و تفکر یکسان و یکدست به مثابه  عامل تقویت و تثبیت  قدرت سیاسی، متاسفانه یکی از شوم ترین توهماتی بوده است که قرن بیستم برای ما به یادگار گذاشت: توهمی کاملا باطل، زیرا در همین قرن  دولت های بی شماری با خاک یکسان شدند زیرا تصور می کردند می توانند آدم های یک سان و واحدی بسازند، اما در عین حال همین دولت ها، به دلیل بلاهتشان،  میلیون ها  نفر را نیز به کشتن دادند  و ده ها و بلکه صدها سال واپس ماندگی فرهنگی را نیز مردم خود کردند.  
 

بخش های پیشین:


واژگان یک فرهنگ (1): «خودرور»، پیاده ها و سواره ها
http://anthropology.ir/node/12989

واژگان یک فرهنگ (2) : «پیکان» ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
http://anthropology.ir/node/13061

واژگان یک فرهنگ (3): «خانه» : وداع با جهار دیواری
http://anthropology.ir/node/13146

واژگان یک فرهنگ (4): «آپارتمان»: «زندگی میان زمین و آسمان»
http://anthropology.ir/node/13213

واژگان یک فرهنگ(5): «برق»: روشنایی های شهر
http://anthropology.ir/node/13381

واژگان یک فرهنگ (6): «برق»: زندگی زیرچلچراغ ها
http://anthropology.ir/node/13471

واژگان یک فرهنگ (7): «طب»: جادوگران و اشرافیت جدید
http://anthropology.ir/node/13550

واژگان یک فرهنگ (8): «پزشکی»: شکاف بزرگ
http://anthropology.ir/node/13624

واژگان یک فرهنگ (9): «حمام»، وداع با خزینه
http://anthropology.ir/node/13779

واژگان یک فرهنگ (10): «حمام»، زیر دوش آب سرد
http://anthropology.ir/node/13873

واژگان یک فرهنگ(11): «کفش»: گیوه های گم شده
http://anthropology.ir/node/14014

واژگان یک فرهنگ (12): «کفش»: گیوه های بازیافته
http://anthropology.ir/node/14100

واژگان یک فرهنگ(13): «پول» : کاغذ های قیمتی
http://anthropology.ir/node/14175

واژگان یک فرهنگ(14): «پول»: جدال اخلاق وثروت
http://www.anthropology.ir/node/14230

واژگان یک فرهنگ (15): «تلفن» صدای «دیگری»
http://www.anthropology.ir/node/14263

واژگان یک فرهنگ(16): «تلفن» [همراه]: وقتی «هیچ کس تنها نیست»
http://www.anthropology.ir/node/14279

واژگان یک فرهنگ: (17): «سواد» : ما بی سوادان!
http://www.anthropology.ir/node/14327

واژگان یک فرهنگ(18): «سواد» ، ما با سوادان
http://anthropology.ir/node/14376

واژگان یک فرهنگ(19) : «کت و شلوار»: فرنگی های ما
http://anthropology.ir/node/14482/edit

واژگان یک فرهنگ(20): «کت و  شلوار»: باب همایون در اوج 
http://anthropology.ir/node/14646

واژگان یک فرهنگ(21): «پاتوق» : در گرد و غبار قهوه خانه ها
http://anthropology.ir/node/14757

پرونده «روشنفکری» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/3773

پرونده «ناصر فکوهی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/9132

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

فکوهی، ناصر / مدیر انسان شناسی و فرهنگ

مطالب نویسنده