خانواده در جهان امروز

الیزابت بک گرنسهایم ، برگردانِ افسر افشاری نادری - بیتا مدنی
کتاب خانواده در جهان امروز  نوشته الیزابت بک گرنسهایم با برگردان افسر افشار نادری و بینا مدنی، از کتاب های حدیدی است که در عرصه جامعه شناسی خانواده منتشر شده است. این کتاب که در سال 2002 تالیف شده ، اخیرا وارد بازار کتاب شده است. در زیر  فهرست مطالب و  مقدمه بر چاپ انگلیسی کتاب را می خوانید.  


خانواده در جهان امروز ...
پژوهشی جامعه شناختی از الگو های جدید زندگی

تالیف : الیزابت بک  گرنسهایم                                                               
برگردان : افسر افشاری نادری - بیتا مدنی


فهرست مطالب
عنوان مطلب                                                                                          
سپاس و قدر دانی    
مقدمه فارسی    
 مقدمه ای بر چاپ انگلیسی    
فصل اول : سردرگمی های کنونی خانواده
•    مفاهیم بدون کاربرد
•    سردرگمی درباره  نامگذاری فرزندان
•    هیاهوی بسیار برای هیچ؟
•    محدوده  خانواده پس از تشکیل زندگی                                
•    تنوع اشکال خانواده در گذشته
•    ظهور و سقوط تک الگویی واحد خانواده     

فصل دوم : وقتی طلاق عادی می شود .
•    موافقان و مخالفان استحکام خانواده
•    انعطاف پذیری مفاهیم و تعریف دوباره  آن ها
•    پویا بودن مفهوم توسعه خانواده
•    عادی شدن طلاق
•    راهکارهای خود حفاظتی
•    اثر نسلی
•    روابط پیچیده درخانواده ناشی از  طلاق (فراز و نشیب های آغاز جدید)
•    خویشاوند گزینی اختیاری
•    مدیریت احساسات و روابط
•    از زندگینامه عادی تا زندگینامه خود ساخته     

فصل سوم : زندگی ، به عنوان یک طرح برنامه ریزی شده
•    خطر ایده برنامه ریزی
•    مدیریت فعالانه دستورالعمل های نهادینه
•    رهسپاری به سوی آینده
•    اشاعه دانش تخصصی
•    پیش آگهی های روابط شخصی
•    آزمودن روابط
•    پدر و مادر شدن برنامه ریزی شده
•    آزمایش های پیش از بارداری و (بارداری خود خواسته)
•    تکنولوژی پزشکی از ابتدا تا انتهای زندگی
•    نتایج غیر قابل پیش بینی پروژه های پیش بینی شده     
فصل چهارم : قرارداد نسلی و روابط جنسیتی
•    انتظارات سنتی : زنان به عنوان «منابع پنهان» در روابط بین نسلی
•    مراقبت از فرزند بعهده زن است
•    مراقبت از سالمند بعهده زن است
•    زندگی زنان تحت فشار مداوم
•    زمانه در حال دگرگونی است : زن به عنوان منبع کمیاب در روابط بین نسلی
•    چه کسی به داد فرد سالمند هنگام سختی خواهد رسید؟
•    نیاز روزافزون به مراقبت از میان مسئولیت های نامشخص
•    در جستجوی الگوهای نوین     
فصل پنجم : ما خواهان فرزندی سالم و خاص هستیم .
•    پدر و مادر شدن در عصر تجددگرایی : بهره مندی از حمایت بهینه
•    فراهم آمدن امکان تشخیص ژنتیکی پیش از تولد
•    مسئولیت پذیری جدید
•    گناه جدید
•    کشورهای گوناگون ، ارزش های گوناگون     
فصل ششم : به سوی چند فرهنگه شدن خانواده
•    مساله نظم اجتماعی
•    نمود مثالی در ایالات متحده : سیاه پوست کیست؟
•    تلاش برای ایجاد نظم
•    سردرگمی ، تضاد و تناقض
•    علل گسترش مناقشات جدید کنونی
•    برگی از تاریخ سوسیالیسم ملی : یهودی کیست ؟
•    درجات جداسازی
•    پیچ و خم نیاکان راستین و ساختگی
•    بازتاب کنونی جستجوی ریشه ها
•    مفاهیم دشوار : بار سنگین تاریخ
•    اکنون آلمانی کیست ؟
•    ابهامات موجود در ازدواج های بین المللی و آمارهای مربوط به خانواده
•    زندگی بین فرهنگ ها
•    بیم و امید
       یادداشت ها    
       منابع
      ضمائم     

مقدمه ای بر چاپ انگلیسی کتاب
برای ما ، هیچ یک از تغییرات تکان دهنده جهان امروز ، مهمتر از آن نیست که مسائل شخصی مارا ... چون امور جنسی و زناشویی ، عشق ، ازدواج ، روابط و نقش والدینی ، شبکه های فردی گوناگونی که از طریق آنها خودمان را معرفی می کنیم تحت تأثیر قرار دهد . در اینجا انقلابی که بنیان ها و الگوهای زندگی روزمره را دگرگون کرده است ، صرفاً در مقاومتی که در برابرش شکل می گیرد تبلور نمی یابد ؛ ما در بسیاری از نقاط جهان شاهد بحث های داغی هستیم که بر سر «برابری جنسیتی» ، «حقوق زنان» و «آینده  خانواده» در می گیرد . در واقع واژه «بحث» کمی گمراه کننده است ؛ زیرا این واقعیت نیست که گاهی اوقات تبدیل به خصومتی جنگ افروز می شود، بلکه تعصبات بنیادگرایانه بر آتش آن ، هر لحظه دامن می زند . تغییراتی که سبب راه اندازی واکنش های تند می شوند ، کدامند ؟ کدام حلقه های فرهنگی را تحت الشعاع خویش قرار می دهند ؟ در پاسخ به این سؤالات ، بگذارید به ذکر فهرستی از نکات کلیدی بپردازیم که در فصول مختلف این کتاب شرح و بسط خواهیم داد :
•    خانواده  پیشا – صنعتی ، اجتماعی با محوریت کار و اقتصاد بود .
•    یکی از ویژگی های خانواده پیشا – صنعتی ، نابرابری بین زن و شوهر بود که شامل مسائل و امور مربوط به زندگی زناشویی هم می شد که در آن معیارهای دو گانه ای در حمایت از هنجارهای وضع شده برای مالکیت و ارث بردن اموال ، حاکم بود .
•    زنان و کودکان به ندرت دارای حقوقی از آنِ خود بودند .
•    همجنس گرایی ، «ناهنجاری» به شمارمی رفت وباآن به عنوان انحراف جنسی برخورد می شد . از آن دوران تاکنون ، روشهای سازگاری در افراد جامعه و شیوه های زندگی آنها درکنار هم ، دستخوش تغییر و تحولاتی فاحش شده است .
•    پزشکی نوین ، ابزار جدا سازی امور جنسی و زناشویی را از باروری و تولید مثل فراهم کرده است . به این ترتیب در قلمرو آزمایش های جنسی ، سبکی جدید در کنار انواع گوناگون و تازه  والدینی زیستی و اجتماعی به وجود آمده است .
•    از دهه 1960 ، زنان در بسیاری از کشورهای غربی از لحاظ اجتماعی به برابری با مردان دست یافته و چه بسا در مواردی هم گوی سبقت را از مردان ربوده اند . حضور زنان در مشاغل با دست مزد بالا نیز رو به فزونی یافته است . با وجوداین هنوز نسبت مردان به زنان بیشتر است . نتیجه آنکه ، خانواده روز به روز اهمیت پیشین خود را به عنوان واحدی اقتصادی وکاری ازدست می دهد .
•    در حالی که در گذشته ، افراد در مواجهه با مقوله ازدواج ، تعلقات مادی را عاملی تعیین کننده می دانستند ، امروزه عشق رمانتیک را عاملی سرنوشت ساز می دانند .
•    پیامد مهم این تغییر در معیار ازدواج ، افزایش میزان طلاق است که در شماری از کشورها نمود پیدا کرده است .
•    در کشورهای توسعه یافته صنعتی ، شاهد آنیم که شمار روبه کاهشی از افراد جامعه ، نوعی از خانواده را برگزیده اند که در دهه 1950 ، به آن خانواده «بهنجار» گفته می شد . خانواده ی بهنجار ، واحدی بود بر اساس پیوندی رسماً مقدس و دائم العمر زن و شوهری که مرد با فعالیت اقتصادی و زن بدون فعالیت اقتصادی به همراه فرزندان ،همگی در کنار هم زندگی می کردند .
•    روابط با جنس موافق ، هنوز هم به طور گسترده ای با تردید مواجه می شود . با این حال روز به روز از نظر اجتماعی ، قانونی و رسمی ، با فراوانی بیشتری رو به رو می شود و بیشتر به رسمیت شناخته می گردد .
تمام موارد پیش گفت سبب شده تا امروز اشکال چند گانه ای از زندگی خانوادگی را در کنار هم داشته باشیم . اگر قرار باشد شعار گروه هیپی ها ، یعنی «بگذار صدها گل بشکفد» در جایی کاربرد یابد ، شاید در مورد انحراف روز افزون امروزه در اشکال «خانواده های پسا – خانواده ای» بهترین مصداق را بیابد .                                      
نظریه  فردی سازی
با پیچیدگی و گستردگی بیش از پیش چشم انداز خانواده ، حوزه  پژوهشی آن نیز تخصصی تر می شود . در این بافت دو گانه ، یگانگی مفهوم خانواده نیز به چالش کشیده می شود . مبنای نظری این کتاب ، نظریه ای با برد متوسط با نام – نظریه فردی سازی – است که ما را قادر می سازد تا هم به تلفیق چند نظریه ی مختلف برسیم .و هم به منابع و مراجع تجربی و تاریخی دست پیدا کنیم (بک و بک – گرنسهایم 2001-  Beck and Beck - Gernsheim)
وقتی سخن از فردی سازی به میان می آوریم ، بایدهمواره دو گرایش معنایی را در ذهن داشته باشیم : از یک سو ، فردی سازی معطوف به روابط ، پیوندها و نظام های اعتقادی سنتی اجتماع است که همیشه در تمام جزئیات زندگی افراد جامعه تعیین کننده بوده است . چنین مفهومی روز به روز معنای خود را از داده است . چارچوب و اصول زندگی روزانه افراد از واحد خانواده و جامعه روستای گرفته تا ناحیه ، مذهب ، طبقه و نقش جنسیتی ، همه و همه مغشوش شده است . اکنون چشم اندازی نو با گزینه های تازه پیش چشم فرد گشوده شده است . امروزه زن و مرد این امکان رایافته اند تا برای شکل دادن به زندگی خویش ، خودشان تصمیمی گرفته و دست کم محدوده ای معین برای خودشان ایجاد کنند .
از سوی دیگر ، فردی سازی ، به معنای آن است که افراد جامعه از طریق نهادها ، بازار کار ، دولت ، رفاه ، نظام آموزشی ، نظام حقوقی ، بوروکراسی حکومتی و دولتی و نظایر آن به هم مرتبط شوند . ظهور و پیدایش این امر نیز به تبع مدرنیته است . این نهادها ، اصول و مقررات گوناگون ، خواسته ها ، دستورالعمل ها و حقوقی را به فرد واگذار می کنند که بیشتر ناظر به فرد است تا خانواده در شکل کلّی آن . ویژگی عمده  این مقررات جدید این است که این اصول در زندگی روزمره ، همراه فرد می شود تا راهنمای او و فراتر از هر پیوند یا وابستگی به خانواده یا گروه های دیگر جامعه ، او را آگاه سازند . گاهی اوقات این اصول و مقررات تا بدانجا برای فرد تعیین تکلیف می کنند که پیوندها را می گسلند و سبب می شوند تا فرد بدون مراجعه به آنها به کنش اجتماعی بپردازد .
تالکوت پارسونز این پدیده ساختاری را « فرد گرایی نهادینه شده Institutionalized - individualism » می نامد که راهنما و شکل دهنده  زندگی فرد در جوامع مدرن غربی است .الف فرد می بایست سازگاری با مجموعه ای از مقررات را بیاموزد که تحت شرایط فردگرایی نهادینه شده ، اعمال می شود . در صورت کوتاهی ، تقصیر آن متوجه خود فرد بوده و باید پیامدهای آن را متحمل شده ، بهای آن را نیز بپردازد . دلیل آن هم این است که محور نهادهای نوبنیاد حول تقاضای فرد و ایجاد فرصت برای او به گونه ای می چرخد که او قادر باشد چرخ های زندگی خود را بچرخاند . اصل اساسی در نظام آموزشی و حتی بازار کار این است : «راه خودت را برو ! به پیش برو ، هرگز از حرکت نایست ! و تنها راه کامیابی آن است که خودت را تثبیت کنی !»
تنها یک پرسش کوچک اما اساسی باقی می ماند که باید پرسید : اگر این محور فردی سازی همچنان به چرخش خود ادامه یابد تا روند فردی سازی «زندگی از آن خود» ادامه دهد ، سرنوشت خانواده چه خواهد شد ؟
پیامدهای «انعطاف به خرج دادن» و «مقررات زدایی» چیست ؟
کشور بریتانیا را در نظر بگیرید که در آن اشکال زندگی خصوصی با سرعت خاصی رو به دگرگونی است . بر اساس گزارش دفتر ملی آمار بریتانیا در یک مقطع زمانی در طول یک نسل ، شمار ازدواج به نصف رسیده ، میزان طلاق سه برابر شده و نسبت کودکانی که ثمره روابط زناشویی بدون ازدواج بوده اند ، چهار برابر شده است .ب این مسئله توجه روزافزون سیاست مداران و عامه مردم را نسبت به این روند جلب کرده است . دولت حزب کارگر به سرکردگی تونی بلر ، تأکید خاصی بر خانواده و «ارزش های خانوادگی» داشته و این ارزش ها را به جای آن که مترداف   tedium ) ) و باریک اندیشی بداند ، ابزار رستگاری انسان به شمار می آورد . از دید آنها ، ما به پرورش والدین نیاز داریم ، به فرهنگ تازه ای برای ازدواج که به زوج ها امکان فراگیری زندگی در کنار یکدیگر را دهد تا آن ها به شکل های وابستگی عمیق تری در پیوندهای خانوادگی دست پیدا کنند . در بازار کار نیز باید تلاش کرد به تغییر و تحولی در آگاهی و هشیاری دست زنند ، تا به مددِ آن راحت تر بتوان به تلفیقی از شغل و خانواده دست یابند .
با این حال متأسفانه هنوز سنجه های عینی قابل ارائه ای در این راستا عرضه نشده است جای شگفتی چندانی هم ندارد ؛ چرا که اگر تاکنون کسی در سطح ارزش ها ، فرهنگ و آگاهی مورد نظر دولت ، خود را نگه داشته باشد ، دیگر نیازی ندارد که با واقعیت بازار کار رقابتی که به ویژه در بریتانیا روز به روز بر ناامنی و نابرابری در آن افزوده می شود ، دست و پنجه نرم کند . دیگر نیازی نیست که چنین فردی نگران چگونگی برقراری ارتباط بین ارزش های عام خانوادگی با شعارهایی باشد که در بازار کار سر داده می شود : شعارهایی چون «انعطاف به خرج دادن» یا «مقررات زدایی» ! از شخص همواره انتظار می رود که همیشه حاضر به یراق باشد و فقط به کار بچسبد و دست آخر پاداش آن را هم دریافت کند .
اینها تناقضاتی است که بازار کار نوین ، در دام آنها گرفتار شده است ( فرانکس Franks -  ، 1999 : 210) از یک سو هدف بازار پرورش افرادی است که بتوانند خود را ثبیت کنند و نوآور باشند تا بازار تقاضا همیشه گرم بماند . از سوی دیگر به دنبال نوآوری در فرهنگ ازدواج بوده و از افراد جامعه انتظار دارند که آگاهی خود را نسبت به خانواده بالا برده و بیشتر خواهان فرزند آوری باشند . این جمع تقابل است که امکان پذیر نیست . به این ترتیب «حزب نوین کارگر» از ماهیت اصلی بازار کار و پیامدهایی که «انعطاف به خرج دادن» و«مقررات زدایی» درزندگی خصوصی افراد دارد ، غافل می ماند . نه تنها کودکان ، بلکه زوجین نیز برای سپری کردن ساعات کاری در طول شبانه روز و در سراسر دنیا ، رنج خواهند کشید . هفته ای هفت روز ، بیست و چهار ساعت در روز ، شیفت کاری و تغییرات نامنظم در ساعات کاری ، دوره های آموزشی در شهرهای مختلف ، سمینارهای آخر هفته ، سفرهای کاری ، دیدارهای شبانه ؛ چنین ضرباتی را وقتی می توان تحمل کرد که فرد ، جوان ، سالم و مجرد باشد . اما آیا هر دوی زوجین باید این وضع را تحمل   کنند ؟ تا کجا باید وظایف کاری شخص ، محیط پیرامون وی را با خود سازگار کند ؟ چه زمانی این مسأله ، از حد یک تلاش کاری معمولی ، فراتر می رود ؟ چه کسی این لقمه را برای برداشتن و در دهان گذاشتن خواهد یافت ؟ و تا آن زمان ، چند رابطه ممکن است در اثر فشار چنین روندی به هم خورده باشد ؟
درست است که انعطاف به خرج دادن در بریتانیا بیش از سایر کشورهای اروپایی انجام شده است ؛ اما کشمکش اصلی هم در آن جا به همان نسبت بیشتر است . از آن جا که راه حل ساده ای هم پیش رو نیست ، سیاست مدارانی که در حوزه های دیگر دست دارند چندان رغبتی به دانستن این واقعیت دردسرساز ندارند. توانایی ها ، نگرش ها و کنش هایی که بازار کار جدید خواهان آن است ، نمی تواند از فرد انسانی بسازد که در زندگی روابطی نزدیک و صمیمی ، پایدار و عمیق داشته باشد . از فردی که سرِ کار است ، بازار بیشتر ، رقابت بیشتر ، سرعت بیشتر و تحول بیشتر خواسته می شود . از فردی که متأهل است نیز در زندگی شخصی ، جامعه پذیری بیشتر ، مدارای بیشتر ، شکیبایی بیشتر و ملاحظه هر چه بیشتر دیگران خواسته می شود . چگونه چنین چیزی ممکن   است ؟
رابطه پر تنش جدید                                                                                        
در فصول پیش رو هیچ درمانی ارائه نمی شود . اما شاید – و امیدواریم – به تحلیلی دقیق تر و ارائه سیمایی روشن تر از نیروهایی که امروزه در روابط بین دو جنس و روابط بین نسلی تأثیر دارند ، کمک کند . چه عاملی فرد را به سوی کاوش پیرامون شیوه ها و سبک های جدید زندگی می کشاند ؟ و این کاوش و جستجوگری چه امیدواری هایی با خود به ارمغان می آورد ؟ راه کارها ، خواسته ها و محدودیت هایی که فرد در طی این مسیر با آن مواجه می شود ، کدامند ؟ چه زمانی افراد تحت الشعاع انتظارات متفاوت و سازگار ناپذیر قرار می گیرند ؟ و این امر به چه نوعی از عدم قطعیت و کشمکش بین زن و مرد ، فرزند و والدین یا پیر و جوان منجر می شود ؟ چگونه باید در آینده به همه چیز سرو سامان داد ؟ این ها پرسش هایی است که در این کتاب مطرح شده و بدان ها پرداخته می شود .

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی