پول، معنا و اخلاق

بروس کارترز، وندی نلسون, برگردان: شایسته مدنی

پول مدرن، خلق میکند، منتقل می شود، تغییر میکند و به طریقی که از آن استفاده می شود، معنا می یابد. این مقاله چارچوبی جهت مطالعه ی نظام مند از معنای پول ارائه می کند. به ویژه اینکه معنای پول به جریان پول (هم منبع مستقیم آن و هم مسیر آینده ی آن) و اینکه برای چه کسی فرستاده می شود، بستگی دارد. همچنین معنای پول مشتق از محدودیت پول در رسانه ی پولی است. پولی شدن، فعالیت اجتماعی را کمی می کند و مقیاس های جدید را معرفی می کند. عوامل شکل دهنده ی معنا، نمونه های مهم از تغییرات پولی را تایید می کنند (پول همگن در برابر ناهمگن، پول مادی در برابر معنوی، پول شخصی در برابر پول بی نام).

در سال 1996، آدا لوییس هوکستبل (Ada Louise Huxtable ) منتقد تاریخی و معماری، نقدی نوشت که به موجب آن از طرف موزه شهر نیویورک جایزه ای دریافت کرد که فقط 24 دلار ارزش مادی داشت. 24 دلاری که هوکستبل دریافت کرد از نظر زلیزر "پول خاص" است. پولی که سمبلیک و نمادین بوده و با پول های دیگر تناسبی ندارد. ولی این تمایز توسط چه کسی و چگونه صورت گرفته است؟ معنای پول، مانند دیگر اشکال معنایی، هنگام استفاده نمایان می شود و فهم ما از چگونگی این روند می تواند در همراهی نظام مند از اشکال عمومی عملگرایی پول اصلاح شود. قبل از اینکه درگیر سوال معنای پول شویم، مفهوم 24 دلار هوکستبل را باز می کنیم. معنای نمادین پول به زمینه ای که پول در آن عرضه می شود باز می گردد. 24 دلار در منهتن (Manhatan) هزینه صبحانه در یک هتل است. ما اغلب فکر می کنیم که معنای پول بستگی به این دارد که چه مبادله ای توسط آن صورت می گیرد. گرچه نمی دانیم هوکستبل این پول را چه طور خرج کرد، ولی این مبلغ به ما علامت می دهد که باید بیشتر از ارزش مبادله پول، ارزش نمادین آن را درک کنیم. معنای پولی که به عنوان جایزه داده می شود، بخشی از همجواری نمادین است. اندازه ی جایزه یک از الگوهای مشترک مساوی کردن قیمت  و ارزش است، جایی که چیزهای با ارزش به مقداری پولی که برایشان صرف شده، بستگی دارند. بعضی از جایزه ها، مثل جایزه ی نوبل، شامل مبلغ قابل ملاحظه ای پول هستند که معناداری محترم شمردن را قوت می بخشند. مبالغ کم، بر ناهمخوانی بین میزان پول جایزه و ارزش و احترامی که به همراه می آورد، تاکید دارند. نام این جایزه در مقابل مبلغ آن بیشتر خنده دار است تا توجیه کننده باشد. بنابراین میزان کم پول جایزه در واقع نمادین کردن یک مشارکت شهری گسترده است که مضحک به نظر می رسد.

یک راه دیگر برای نمادین سازی ارزش های مهم، توصیف آنها در قالب آن چیزی است که فی نفسه گرانبها باشد، مثل مدال. این منطق، پول را نمی پذیرد، چون راهی به سمت ارزش های جایزه و معنای معین شده ی آنها اختصاص می دهد که از ارزش مادی آنها جدا شده است. البته معنای جایزه هوکستبل نه تنها مستقل از مبلغ کم آن است که او دریافت کرد، بلکه به اهمیت خاص آن برمیگردد. معنای پول این جایزه به طراحی آن به عنوان یک جایزه به کسی که آن را اهدا کرده، موقعیتی که در آن عرضه می شود، کسی که آن را دریافت می کند، بستگی دارد. مفروضاتی درباره اینکه این همکاری ها چه طور تفسیر می شوند و حضاری که منتظر این واقعه هستند و کسانی که از طریق رسانه های مختلف آن را می بینند و فرا می گیرند، دخیل هستند. جنبه های مختلف، این پول را "خاص" می کند. همانطور که زلیزر می گوید: مردم در پیدا کردن راههایی برای تغییر معنای پول استاد هستند، راههایی که پول را به اخلاق، فرهنگ و شخص منتقل می کند.

معنای پول مانند دیگر اشیاء به نوع استفاده و زمینه ی آن بستگی دارد. چنین استفاده هایی نه فقط وابسته به طرز فکر شخص و نه تنها مرتبط به زمینه ی آن است. هر دوی اینها ساختارهای اجتماعی در راههای الگو یافته ای هستند که می توانیم تشخیص دهیم. در این مقاله، مقولاتی پیشنهاد می شوند و تمایزات تحلیلی ارائه می شوند که به ما کمک می کنند زمینه و استفاده از پول را تفسیر کنیم.

در اقتصاد پولی شده، پول در همه تبادلات اقتصادی نفوذ می کند. معنای اجتماعی آن در تاثیر زندگی اقتصادی بر زندگی اجتماعی و بالعکس، مشخص می شود. پول خیلی گسترده است و تقریبا نامرئی است در حالیکه کاملا "طبیعی" است و به آسانی بر خصوصیت زمینه ی اقتصادی مسلط است. سعی می کنیم فاصله ای تحلیلی برای نشان دادن تاثیرات عمیق پول را دوباره نشان دهیم.

کار ما بر نظر عمل گرایی زبان ویتگنشتاین (1985) بنا شده است. مفهوم پول آن چیزی است که در استفاده از آن آشکار می شود. ویتگنشتاین هر نظریه ی زبان شناختی را که ادعا می کند رابطه ثابتی میان کلمات و معنای آنها برقرار است  رد می کند، کلمات فقط اسم چیزها نیستند و معنایشان به اشیاء تقلیل نمی یابد. هیچ قاعده و ارتباط دقیقی وجود ندارد که ما را به راهی هدایت کند تا زبان را بفهمیم و استفاده  کنیم. معنای پول به آنچه ارائه می کند تقلیل نیافته است. معنای پول به خصوصیاتی که برای همه پول ها مشترک است بستگی ندارد. در واقع معنای پول به آنچه مردم در زمینه ای خاص با آن انجام می دهند، بستگی دارد.

ویتگنشتاین از دو مدل زبانی نمونه گیری شده برای تحلیل خود استفاده می کند: زبان به عنوان ابزار و زبان به عنوان بازی. با مشابه قرار دادن زبان مانند ابزار، ویتگنشتاین از ما می خواهد درک کنیم که زبان بسیاری از خصوصیات ابزاری را به اشتراک می گذارد. کلمات مانند نمادها کنش دارند. ما از کلمات مانند ابزار استفاده می کنیم. ویتگنشتاین می پرسد: "در چه موقعیتی و با چه هدفی ما عمل گفتن را انجام می دهیم؟ چه نوع کنشی همراه کلمات است؟" گرچه یک وسیله ممکن است کارکردهای مختلفی داشته باشد (به همه کارهایی فکر کنید که می شود با یک چکش انجام داد) ولی مهم است توجه کنیم چه زمانی ما از برخی از اشیاء استفاده می کنیم و چه وقتی این کار را انجام نمی دهیم. همه ی استفاده ها یا فرصت ها مناسب نیستند. به نظر ویتگنشتاین نباید توسط تشابهات ظاهری برخی اشیاء گمراه شویم. ممکن است حتی پیچ و خم ها، یکسان به نظر برسند، ولی تاثیرات کاملا متفاوتی دارند و معنایشان کاملا به تاثیرات ویژه ای که از خود به جا می گذراند بستگی دارد. انواع مختلف پول مانند ابزار می توانند مشابه آن چیزی باشند که  اشیاء مختلف انجام می دهند. یک پول مشابه، مانند یک ابزار مشابه می تواند در نظمی خیره کننده از زمینه ای که استفاده شده، کارهای متفاوتی انجام دهد. بعضی از مکان ها هستند که پول نباید وارد آنها شود و برخی کارکردها برای آن نامناسب است. چه کنشی پول را ایجاد می کند؟ کی و کجا استفاده از آن ممنوع است؟

مفهوم بازی زبانی ویتگنشتاین – شامل زبان و کنش هایی که در هم بافته شده – به ما کمک می کند هم معنای کثرت در زبان، معنایی که توسط زمینه ها تعریف و تحمیل می شود و هم معنایی که ممکن است مبهم باشند را درک کنیم. هیچ ارتباط جهانی بین کلمات و ارجاعات آنها نیست، نوعی اجبار و تحمیل در حواشی معانی وجود دارد و این ها توسط محیط مرئی بازی زبانی خاص خودشان تعریف شده است. "شعر"، "لطیفه" یا "دستور" ممکن است در یک بازی خاص برای فهم معنای کلمات درگیر شده باشند تا معلوم شود برخی کلمات نامناسب هستند. بازی های زبانی یک نظام ارجاعی را برای لزوم زمینه زبان شناختی برای معنا ها فراهم می کنند. یک مقدار مشخص آنها به طور درونی توسط "قوانین" جمعی، بی قاعدگی و بدیهه گویی درباره اینکه چه طور از زبان در این بازی استفاده می شود، وجود دارد. معنای پول مانند معنای زبان، متنوع، عملی و محلی است ولی لزوما قابل انعطاف نیست. پول بیشتر یک برچسب و یا یک نماد برای اشیاء است.

بازارها برخی از خصوصیات بازی های زبانی را تقسیم می کنند. همانطور که زلیزر استدلال می کند، بسیاری از بازارها هستند که توسط سیستم های خاص معنایی که با آن متصل هستند، متمایز شده اند. بازارها پربار می شوند و مردم در این بازارها مبتکر هستند. ولی مانند تنوع بازی های زبانی، تنوع بازارها نیاز به عدم توافق ارتباطات دارد.  زلیزر تنوع وحدانیت را رد نمی کند. اینها دو جنبه از یک معامله هستند. پتانسیل قابل تغییر پول از کشش بین این دو جنبه ناشی می شود: جهانی شدن پول قادر است در این دو رسوخ کند و به یکدیگر متصل شوند. قدرت نمادشناسانه جایزه 24 دلاری از بازی عمدی کشش بین قابلیت جهانی شدن پول برای ارائه ی ارزش و معنای خاص آن ناشی می شود.

مردم با پول چه می کنند؟ چه کارکردی دارد؟ تفسیر پول مدرن در اقتصاد استاندارد این است که: پول واسطه ی مبادله، اندازه گیری و ذخیره ارزش است، معنای پرداخت و واحد محاسبه است. از آنجائیکه خیلی چیزها این کارکردها را انجام می دهند،  درست تر است که از پول ها صحبت کنیم تا اینکه پول را یک چیز منفرد و یکتا به حساب بیاوریم. پول برای ارزیابی، تعیین اهمیت ارزش مالکیت توسط کالا یا خدمات استفاده می شود. پول به اعداد عمومی و دقیق که بازنمای ارزش چیزی هستند، متصل است،  یک قیمت عددی که ارزش را "متراکم" و خلاصه می کند (زیمل 1987). همچنین پول مانند یک عدد ساز برای متناسب کردن تناوب هایی است که شخص تصمیم گیرنده با آن روبروست. استفاده از پول به عنوان یک تقسیم کننده ی مشترک، یک تصمیم گیرنده را بر سر یک دو راهی و مقایسه قرار می دهد، اینکه بین سیب و پرتقال یکی را انتخاب می کند. پول همچنین به عنوان یک منبع کلی در خدمت است، به معنای عدم پایان که به فعالیت ها اجازه می دهد تا پبش بروند. پول صاحب اختیار است و به مالکین خودش اجازه می دهد هر چه او می خواهد انجام دهند. بالاخره تبادل اقتصادی تسهیلات پولی و چرخش آن از این دست به آن دست در حرکت است و معاملات بازار متمایز را به یک شبکه ی پولی طولانی وصل می کند. این کارکرد اخر پول، در جوامع سرمایه داری یا بازار بازرگانی به کار گرفته می شود.

هریک از این استفاده ها، بازنمای راهی برای بدست آوردن معانی پول جهت بخشش، انتقال و تغییر آنها است. پول مدرن توسط بسیاری از تحقیقات به صورت بی نام، همگن، جهانی و قابل تعویض مشخص شده، و در واقع پول، خودش در راه های مختلفی که با معنای آن مرتبط است، تغییر می کند. پول به شکل غیر شخصی تغییر می کند از بی نامی مطلق تا فردیت کامل. می تواند در قلمروی خودش با هدفی کلی مانند یک پایان تسلسل و خاص یا پولی محدود در طرف دیگر تغییر کند (داگلاس 1967). برخی از معناهای متفاوت که پول بدست می آورد به پتانسیل جهانی آن بستگی دارد: پول در گردش است. جهتی که پول طی می کند و معنای اجتماعی مکان هایی که پول در آنها در حرکت است،  بر معنای پول تاثیر می گذارد: خود پول می تواند به لحاظ اخلاقی پاک یا فاسد شود.اصطلاحی مثل "پول کثیف" و موضوع "پول شویی" این را مطرح می کند که پول ممکن است درمیان چنین تبادلات صدمه نبیند. این که آیا پول از جایی که بوده و یا به جایی که میرود، رنگ می گیرد ، یک نتیجه گیری از پیش واقع شده نیست.

وضعیت پول می تواند توسط مکان شبکه ای که در آن جریان دارد تحت تاثیر قرار گیرد. پول تحت تاثیر "منابع مستقیم نزدیک"، "منبع نهایی" و "جهتی که در آینده طی می کند"، مشخص شود. وضعیت اینکه پول از کجا می آید و به کجا می رود مهم است. اولین منبع نزدیک پول را در نظر بگیرید. پول خاص از کجا می آید؟ اگر منبع، درگیر برخی از انواع نابسامانی، به لحاظ اجتماعی رسمی یا به لحاظ اخلاقی مشکل دار باشد (دزدی، فروش داروهای غیر قانونی) یا فرد را به صورت غیر قانونی درگیر کند (کلاهبرداری، دزدی)، ممکن است پول کثیف شده و به عنوان "پول حرام" توصیف شود. البته پول قابل تعویض و متجانس بوده و به سختی قابل پیگیری است و مشکل بتوان تعیین کرد که پول از کجا آمده است. ولی اغلب منابع پولی می توانند پیگیری شوند.

معنای پول از آنچه ما به عنوان "منبع نهایی" می نامیم مشتق می شود (برعکس منبع نزدیک). چه کسی یا چه چیزی پول را می آفریند و پخش می کند؟ آیا پول توسط دولت حاکم، توسط بانک خصوصی، توسط یک اجتماع محلی یا توسط یک فرد رواج یافته؟ چون پول نمادین بوده یا بازنمایی آن توسط رواج دهنده اش انجام می شود، خصوصیات آن بر اینکه چه طور دیده شود و مورد عمل قرار گیرد تاثیر می گذارد. ارزش پول به مروج آن بستگی دارد. پول ارتباطی با تاریخ و سیاست حاکم داشته است. شاهان و قانون گذاران صورتشان را روی سکه ها می گذاشتند و اغلب قانون را انحصاری کرده تا پول جدید ضرب کنند. یکی از دلایکی که قانون گذاران حاکم علامت خود را بر روی پول می زنند این است که پول می توان چونان ابزار کنترل باشد. برای مثال حاکمان منابع را تجهیز می کنند و آن را به صورت مالیات و پیشکش هدایت می کنند. سعی می کنند تولیدات و فعالیت های اقتصادی را پیگیری کنند. پیگیری پول که با انتقال اقتصادی درگیر است از دیده بانی معاملات اقتصادی ساده تر است. واحدهای غیر دولتی هم می توانند مروج پول باشند. قبل از جنگ شهری، بانکهای خصوصی پول کاغذی را رواج دادند. انواع بانک ها به این معناست که هر نوع پول که ارزشی دارد به شهرت بانک مروج آن پول بستگی دارد. پول می تواند منبع شخصی داشته باشد. چک های شخصی کارکردی مانند پول دارند و ارزش آنها بستگی به شخصی دارد که آن را می نویسد.

پول و عدم تبادل: محدودیت های جریان پول

معنای پول کارکردی است، این که پول کجا جریان ندارد و چرا جریان ندارد. چه فضاهای اجتماعی، فعالیت ها یا تبادلاتی است که از پول مستثنا است؟ چه طور جریان آن ممنوع می شود؟ داگلاس (1976) خاطر نشان کرد که حتی پول مدرن توسط مرزهای ملی محدود می شود: قدرت خرید آن توسط کشور محدود می شود ولی سعی برای خارج کردن آن در جای دیگر مشکلات جدی بوجود می آید. ممنوعیت "فضاهای مبادله" یک ابتذال انسان شناختی است که انعکاس دهنده مرزهای اجتماعی است که بر تبادلات ممکن قرار دارند: عمومیت دادن همه اهداف پول در حوزه اقتصاد تبادل کارکردی ندارد.

پول مدرن ممکن است کاملا از زمینه های اجتماعی یا تبادلات ناشی نشود، ولی استفاده از آن با محدودیت بالایی همراه است. بهترین مثال برای روابط پولی تبادل هدیه است. هدیه دادن جهانی است، الگو و معنای آن از هر فرهنگ به فرهنگ دیگر تغییر می کند. در جامعه ی غرب، تبادل هدیه مسئله ای شخصی و نوع دوستانه است و قابل مقایسه با تبادل کالاهای غیر شخصی نیست. تبادل هدیه بر پایه یک رابطه ی اجتماعی بین گیرنده و دهنده قرار دارد. یک هدیه بر یک اجبار، رابطه ای از بدهکاری، وضعیتی متفاوت یا حتی فرمان برداری استناد می کند.

هنجارهای ساختاری بازار پنج شکل دارند: 1- غیر شخصی بودن 2- خودخواهانه 3- انحصاری 4- موضوع دار 5 و نمایشی است. پول در جامعه ی ما به شدت با تبادل بازار پیوند خورده است. در بسیاری از شرایط استفاده از پول، بی حرمت می کند و روح هدیه دادن را به خطر می اندازد. در نتیجه پول به عنوان هدیه نامناسب است و حتی وقتی چنین استفاده ای از آن می شود، همه ی ممنوعیت ها، چارچوب بندی، بازی ها و تفسیر مجدد وارد بازی می شود. عادات و رسوم هدیه به شدت بر معاملات بازار تاثیر می گذارد. غرب معاصر، بیشتر به سمت کارهای فرهنگی رفته است، مانند اهدای خون که به عنوان یک هدیه است. خون دادن به وضعیت اهدا کننده راجع است، وضعیتی که اگر شخص خونش را بفروشد، بدست می آید. اهدای اعضا (کلیه، قلب، کبد) برای فروش نیست. ولی در ایالات متحده برخی از اجزای خون می تواند با پول معاوضه شود. فروش خون از حساسیت ها درباره یکپارچگی بدن انسان تخطی می کند (هم به لحاظ اخلاقی و هم فیزیکی)، مبادله پلاسمای خون با پول واقعا مسئله ساز است.

البته تفاوت بین هدیه و کالا به لحاظ شیء بودن بسیار کم است ولی به لحاظ نقشی که بازی می کنند واینکه چطور درک می شوند، متفاوت هستند. اشیاء می توانند از حالا کالا به هدیه تبدیل شوند و برعکس. کتابی که برای هدیه تولد خریده می شود و یک امضا دارد و یا یک کارت به آن الصاق شده و قیمت آن کنده شده، شخصی می شود، اشیاء اساسا هدیه یا کالا نیستند، وضعیتی که به آنها بخشیده می شود بستگی به استفاده ای که از آن می شود، دارد. گرچه اشیاء می توانند از حالت کالا به هدیه تبدیل شوند، بسیاری از هدایای مبادله شده جدا از اقتصاد پولی باقی می مانند. مهمانی که هدیه اش دعوت به شام است، مدیون می شود و ممکن است بعدا به صورت میزبان تلافی کند. ولی مهمانان با ادب هرگز تصور هم نمی کنند که پولی برای شام پرداخت کنند. این یک دین شخصی است و سیستم امکان انتقال به دیگران را ندارد. چنین محدودیت هایی در استفاده از پول در تبادل به طور تغییر ناپذیر در مقولات فرهنگی بی زمان و غیر قابل تغییر گسترده شده است. هنجارهای تبادل رشد می کنند و آنچه ممکن است نامناسب فرض شود، بعدا ممکن است قابل قبول باشد.

در جوامعی که در آن اقتصاد پولی شده کاملا از فضاهای اجتماعی جداست، حضور پول در تبادلات غیر پولی می تواند در سطح بالایی مسئله ساز باشد. پول به همراه خودش مقدار زیاد اخلاق می آورد و اعضای جامعه می کوشند تا پول را از تبادلات دور نگه دارند ولی طبیعت مسئله دار پول یک پدیده جهانی نیست. پول در مدیریت و بقای پیوند های اجتماعی قاطع بوده ولی نقش کوچکی در جدایی یا استقلال فضای اقتصادی بازی کرد. اینکه چه مقدار از پول در تبادلات استفاده می شود و چه طور استفاده می شود، هر دو به ساختار معنایی باز می گردد. اینکه چه طور از یک فعالیت به فعالیت دیگر جریان می یابد، پول می تواند خوب یا بد، مناسب یا مناسب، قانونی یا غیر قانونی باشد. با گذشت زمان به نظر می رسد که پول کمتر مادی می شود. از یک تکه فلز تا تکه کاغذهایی که نشان دهنده پول است، تا حساب های الکترونیک، پول به طرز فزاینده ای ناملموس است.

معنای پول و پولی شدن

پولی شدن یعنی پیوستن ارزشهای مالی به پول یا یک شیء. راه دیگری که پول بدست می آورد و معنا می بخشند به نتایج پولی شدن ربط دارد. بعضی اوقات این نتایج عمیقا سمبولیک هستند. در میان برون داد ها، پولی شدن درگیر ارزشهای عددی برای چیزها می شود. آن مستلزم تمایز نوعی ارزش گذاری است، کاملا متفاوت از ناهماهنگی با دیگر روش های ارزش گذاری است. پول می توان در تاثیراتش "تحمیلی" باشد، مانند ارزش های اجتماعی که برای چفت شدن به مقولات پولی کمی بسط داده می شوند. بالاخره پول می تواند یک سری از فعالیتها یا اشیائی را که قبلا غیر قابل قیاس یا مقایسه پذیر بوده اند، کاهش دهد. در جامعه ما به اشتباه بعضی از فعالیت ها با پول اندازه گیری می شوند. برای مثال، بسیاری از روابط خانوادگی یا خانگی و فعالیت هایی که ارزش بالایی دارند، در اصطلاحات پولی ارزش ندارند. بسیاری از مادران نمی خواهند فرزندانشان را برای یک دلار مادری کردن بگیرند. چنین ارزش گذاری به معنای طبیعی مادری ضربه وارد می کند، حتی بسیاری از فعالیت هایی که با مادری در ارتباط است می تواند به سادگی با پول خریداری شود. بعضی از اصلاح گران قرن 19، و بعدها فمینیست ها، تقریبی از ارزش بازار را برای کاری که به زن پرداخته نمی شود را ابداع کردند. ولی بسیاری از زنان از تاثیرات محصول کار خانگی بدگمان بودند. جودیت استیسی (1990) خاطر نشان می کند "مفاهیم سنت – مدرن" در خانواده بر روابط خانواده چون روابطی متفاوت از بازار تاکید می کنند. برای برخی، خانواده به صراحت تعیین کننده است زیرا عقیده دارند که این یک "جای امن" از محاسبات خود علاقگی است که رفتار اقتصادی را شکل می دهد. برای زنان که نقشهای سنتی را دارند، تلاش برای کالایی شدن کارشان، تهدیدی عمیق بر هویت و سرمایه گذاری شان است.

جوامع مختلف، چیزهای مختلف را در اصطلاحات غیرپولی ارزش گذاری می کنند. اکثریت آمریکایی های معاصر ارزش پولی را بر روی زمین می گذارند در حالیکه در قبیله ای در آریزونا، از ارزش گذاری مالی بر روی زمین های نیاکانشان خود داری می کنند. چنین ارزش گذاری فرهنگ شان را به خطر می اندازد و به هویت جمعی شان توهین می کند. حتی پولی شدن چیزها که تبادل معمول بازار است می تواند دارای اهمیت باشد. ارزش گذاری پولی از گسترش اقتصادی به نظر می رسد تقریبا توسط تعریف قانونی است. ارزش گذاری عموما یک نوع تشخیص یا تخمین است. بعضی از انواع ارزش گذاری ها، اشیاء را در طبقات مختلف قرار می دهد: این خوب است، این بد است؛ این مردانه است، این زنانه است. ارزش گذاری دیگر، اشیاء را در طبقات مختلف بر اساس ابعاد تنظیم می کند (بزرگ، کوچک، متوسط)، بهای عددی و قیمت گذاری، تبادل را به نسبت قبل شفاف تر کرده است. از پول سپاسگزاریم که به طور کاملا مشخص استاندارد است و هر چیز را دارای بهایی می کند. البته باید در نظر داشت که برای بسیاری از تبادلات، ابهام یک خاصیت است. هدیه دهنده، معمولا قیمت را از روی هدیه جدا می کند چون دانستن قیمت از ارزش هدیه کاسته و باعث می شود که دریافت کننده نتیجه گیری کند که مثلا دوستی ما 10 دلار می ارزید، و یا مقایسه کند که مثلا هدیه x دو برابر هدیه ی y می ارزد،  و این اخلاق هدیه را به خطر می اندازد.

نتیجه گیری

معنا و انتقالات پول هر دو از سهولت تبادل و خارج از تبادل ناشی می شود. پول به لحاظ عملی، هنگام استفاده معنا تولید می کند. پول خنثی یا بی معنا نیست و معناهای آن با اهمیت هستند. مردم به طور متفاوتی با پول رفتار می کنند، بسته به اینکه چه معنایی دارد: خوب یا بد، مناسب یا نامناسب، درست یا غلط، کثیف یا تمیز. چنین معناهایی در هر زمان تغییر می کنند. پولی شدن و زندگی اقتصادی به پول اجازه داد تا در بسیاری از فضاهای تبادلی رسوخ کند. تلاش قابل توجهی برای حمایت از برخی روابط و تبادلات از پول به سمت تجدیدی نظر کردن، تقلیل دادن یا جدا سازی پول وجود دارد که آن را کم خطر تر می  سازد. در جامعه ما، هدیه دادن و پول دادن در کنار هم وجود دارد. پول های چند گانه ای در ساختار وجود دارد که با یک هسته ای از پول رسمی (معمولا توسط دولت ملی تدارک دیده شده) و سایه روشنی از پول های نزدیک و شبه پولها احاطه شده که توسط بانکها، سازمانها و افراد تامین می شود. اگر این هسته استاندارد و بی نام باشد، این سایه روشن هیچ کدام از اینها نیست. پول رسمی، نمایانگر حکومت است و به سادگی از یک معامله به معامله دیگر جریان می یابد و آنها را در یک شبکه پولی به هم وصل می کند که می تواند معنا را از یک بخش به بخش دیگر انتقال دهد (پول کثیف از یک منبع بی اعتبار است و باید طور دیگری با آن رفتار شود). شبه پول ها به نسبت پول رسمی از سیالیت کمتری برخوردار بوده و نمی توانند معنا را به طور قابل فهم انتقال دهند. شبه پول توسط خاصیت یا کسی که آن را رواج می دهد، معنایی متمایز می یابد و همانطور بازنمایی می شود که مروجش عمل می کند. پول های رایج بیشتر از پول های خاص قدرت را انتشار می دهند. کسانی که از پول برای ارزش گذاری دنیا استفاده می کنند آن را بیشتر با چشم کمی می بینند. توانایی عملیاتی کردن ارزش، یک پیشرفت اقتصادی بوده است. قابل لمس بودن طلا هنوز هم اشاره بر ارزش ذاتی، ارزش طبیعی، امنیت اقتصادی و سنتی قوی آن دارد.

این مقاله سعی در نشان دادن ابعاد معنای پولی داشت: منبع مستقیم و دور، جریان آینده، روش ارزش گذاری و رسانه ی پولی. این ابعاد مختلف پول را که سعی در نشان دادن آن داریم، تقویت می کند: پول همگن در برابر پول ناهمگن، پول خاص در برابر پول عمومی، پول مادی در برابر پول معنوی، پول شخصی در برابر پول همگانی. قدم بعدی نشان دادن بی فایده بودن این چارچوب در تحلیل عملی پایدار از پول و تغییر پولی است که امید است به زودی انجام گیرد.

منبع:

Carruthers, Bruce, Nelson, Wendy, 1998, money, meaning and morality, the American behavorial scientist

 

 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی