مصر باستان(5)

دیوید پیتر سیلورمن ترجمه زهره دودانگه

تصویر: حجاری های مصری، مصریان باستان مقبره ها را با نقاشی و حجاری تزیین می کردند تا اطمینان حاصل کنند که شخص مرده زندگی ابدی خود را در محیطی آشنا و راحت سپری می کند. منبع: اینکارتا

د- آموزش و نوشتار
آموزش و نوشتن در مصر به یکدیگر وابسته بودند. سواد اولین قدم در کسب دانش بود. با این حال خواندن و نوشتن به تعداد کمی از مردم منحصر می شد، در وهله اول نخبگان، کاتبان و آن دسته از مردم که به سطوح بالای دیوان سالاری وارد می شدند. فرزندان خانواده سلطنتی و ثروتمندان در کاخ تحصیل می کردند. فرزندان سایر مردم توسط کار آموزی در مدارس معابد و یا در خانه آموزش می دیدند. پسران آموزش رسمی می دیدند، ولی دختران در خانه خواندن و نوشتن می آموختند. معلمان سختگیر بودند. خشونتِ روش های آن ها از فعل مصری "seba" دریافت می شود، که هم به معنای درس دادن و هم به مفهوم زدن است. کاتبان یاد می گرفتند که ابتدا بخوانند، بنویسند و نامه نگاری کنند . کسانی که برای کاتب شدن درس می خواندند، مجبور بودندکه نامه های الگو را همانند سایر متون –مانند آثار ادبی- رونویسی کرده و بخاطر بسپارند. برخی نسخه های مدرسه همراه با اصلاحات مربی در کار شاگردانش تا به امروز باقی مانده است. طومارهایی آموزشی (طومارهای تهیه شده از پاپیروس) در رابطه با موضوعاتی چون ریاضیات و پزشکی کشف شده است. تمامی انواع نسخه های خطی، در مخزنی که در بیشتر معابد یافته شده است (به نام house of life)، ذخیره می شدند. این مخزنها تا حدی به کتابخانه های امروزی شباهت داشت.
مردم دانا و طالب علم ریاضیات و پزشکی می خواندند. در ریاضیات آن ها مفاهیم بنیادی را در حساب و هندسه بسط می دادند. مصریان باستان مفهوم کسر را می فهمیدند و می دانستند که چگونه آن ها را جمع کنند. دانشمندان مصری برخی از اولین متون شناخته شده پزشکی را نوشتند. این متون درباره موضوعاتی نظیر طب داخلی، جراحی، درمان دارویی، دندانپزشکی و دامپزشکی بود.
کاتبان برای تمام جوانب تمدن مصر باستان لازم بودند. آن ها از تمامی سوابق نگهداری کرده و تمام مکاتبات را می نوشتند. نیز تمام متون مذهبی و ادبی را نسخه برداری کرده و ویرایش می کردند. آن ها حتی گزارش های اقتصادی تالیف می کردند.
مصریان از خط های متعددی برای ثبت زبان خود استفاده می کردند. در حدود 3300 تا 3200 پ.م خطی رسمی به نام هیروگلیف به وجود آمد. واژه هیروگلیف (hieroglyphs) از اصطلاح یونانی hieroglyphikos به مفهوم حکاکی مقدس آمده است. در این خط نمادها، که گلیف (glyphs) نامیده می شوند، در اصل برای علامت گذاری اشیا و مفاهیم استفاده می شدند. درنهایت نمادها اصوات اولیه را نشان می دادند. خط هیروگلیف شکل تصاویر قابل بازشناسی را گرفت که از محیط مصری اقتباس شده بودند. به نظر می آید که برخی از اولین نمونه های نوشتاری در مصر نام ها، تعداد و منشا کالاهای مشخص باشند. عموما در زمان فراعنه مصری ها از هیروگلیف برای حکاکی و نقاشی بناهای متون مذهبی و یادمانی بر روی دیوارهای مقبره ها، کاخ ها و معابد و نیز سطح مجسمه ها و ستون های سنگی یادبود (stelae) (لوح های سنگی حکاکی شده و گاهی لوح چوبی رنگ آمیزی شده) استفاده می کردند. هیروگلیف ماندگارترین سیستم نوشتار بود و تا پایان قرن چهارم میلادی نیز استفاده می شد.
خط دیگر خط کاهنی  (hieratic) نام داشت که بر اساس هیروگلیف بود، اما ساده شده و اختصاری تر. خط کاهنی مقدس  کتابت سریع بود که برای آماده سازی نامه ها و اسناد رسمی و اداری ضروری می نمود. بیشتر این اسناد، که با جوهر بر روی طومارهای پایپروسی نوشته می شدند، متون ادبی، آموزشی، ترحیمی و اسطوره ای بودند. خط کاهنی مورد استفاده قرار می گرفت، تا اینکه در قرن هفتم پیش از میلاد یک خط شکسته و روان، که خط همگانی (demotic) نام داشت، جای آن را گرفت. خط همگانی در ابتدا برای ثبت امور عادی زندگی روزمره استفاده می شد، اما بعدها برای هر چیزی، مانند کتیبه های یادمانی، مورد استفاده قرار گرفت. این خط یک قرن بیشتر از خط هیروگلیف باقی ماند. آخرین خطی که مصریان توسعه دادند الفبای قبطی (Coptic) بود، که به اوایل قرن دوم میلادی باز می گشت. اصطلاح قبطی از واژه ای که یونانیان برای مصر استفاده می کردند اخذ شد. خط قبطی بر خلاف خط های پیشین خود، که تاحدی مبتنی بر الفبا بوده و تنها صداهای صامت را ثبت می کردند، یک الفبای حقیقی بوده و شامل مصوت ها نیز بود. این خط از 24 حرف یونانی به انضمام 6 کاراکتر تشکیل شده بود، که این 6 کاراکتر از خط همگانی -برای صداهایی که در زبان یونانی وجود نداشت- اخذ شده بود.
مصریان  بر اساس مشاهدات خود از حرکت خورشید و ستارگان، یک تقویم در مرحله ای بسیار ابتدایی تهیه کردند. آن ها تقویم را برای اهداف بسیاری از جمله ثبت وقایع تاریخی، احکام سلطنتی، زمان بندی جشنواره ها و سایر فعالیت ها استفاده می کردند. احتمالا نمودِ یکی از اولین تلاش ها برای ساخت تقویم، بقایای دایره های سنگی متعلق به حدود 8000 پیش از میلاد در گوشه جنوب غربی مصر امروزی است. این دایره های سنگی احتمالا برای ترسیم حرکت اجرام آسمانی مورد استفاده قرار می گرفتند. شاید مصری ها بدین دلیل یک تقویم درست کردند که بسیار برای آن ها مهم بود بدانند چه زمانی نیل طغیان می کند. آنها هر روز را به 24 ساعت تقسیم می کردند، 12 ساعت برای اوقات روز و 12 ساعت برای اوقات شب. دوره ای 10 روزه یک هفته را تشکیل می داد و یک ماه شامل 3 هفته یا سی روز بود. یک سال 12 ماه داشت و به سه فصل چهار ماهه تقسیم می شد. مصری ها به 360 روزِ 12 ماه در یک سال 5 روزِ دیگر اضافه کردند که از آن ها به عنوان روز تولد خدایان متعدد یاد می شد. مفهوم سال کبیسه وجود نداشت (محاسبه یک چهارم روز اضافی برای یک سال)، در نتیجه تقویم هر چهار سال یکبار یک روز عقب می افتاد.

ر- مذهب و زندگی پس از مرگ
حفاری سکونتگاه های متعلق به دوره باستان نشانه هایی از اعمال و باورهای مذهبی را در مصر، در تاریخ 6000 پیش از میلاد، مکشوف کرده است. برخی مکان های نزدیک به مرز امروزی میان سودان و مصر، شامل مناطقی است که به آیین ها و جشنواره ها و نیز مکانی برای تدفین اختصاص یافته بود. درباره اعمال و باورهای مذهبی اولیه اطلاعات کمی موجود است. مقبره های گاوی که یافت شده نشان دهندۀ وجود درجه ای از تقدیس آن حیوان است. مقبره های انسانی متعلق به دوره پیش از دودماتی دارای مصنوعات، اسلحه ها، گلدان ها و اجناس دیگری است. وجود این اشیا در قبرها اشاره به اعتقاد به نوعی زندگی پس از مرگ دارد، که این لوازم در آن زندگی مورد استفاده قرار می گیرد.
زمانی که مصر متحد شد، اعمال مذهبی اولیه به مذهبی رسمی توسعه یافت، که در قالب آن خدایان و الهه های بسیاری مورد ستایش قرار می گرفتند. محیط نقش مهمی را در شکل دادن به طبیعتِ خدایان مورد ستایشِ مصری ها بازی می کرد. خدایان و الهه های آن ها شکل انسان، حیوان و یا ترکیبی از انسان و حیوان را بخود می گرفتند. این اشکال نیروهای طبیعت و عناصری از دنیای فیزیکی مصریان را ارائه می دادند. مصری ها با به تصویر کشیدن نیروهای طبیعی همچون موجوداتی شناخته شده و خلق داستان های اساطیری درباره آنها، تلاش نمودند تا به درکی از رابطه متقابل پیچیده ای که درون جهان آنها وجود داشت، دست یابند.
خدایان مصری به گروه های متعددی قابل سازماندهی بودند، اما مرزها تثبیت شده نبود و ممکن بود برخی از خدایان به چندین گروه متعلق باشند. برخی از از الهیات که به جنبه های از خورشید پیوسته بودند عبارت بودند از را (Ra)، هوروس (Horus)، آتوم (Atum) و خپری (Khepri). آن هایی که با ماه شناخته می شدند توث (Thoth) و خونسو (Khonsu) بودند. گب (Geb) با زمین مرتبط بود. نات (Nut) الهه آسمان بود. شو (Shu) و تفنوت (Tefnut) با هوا و رطوبت شناخته می شدند. اوزیریس (Osiris) و ایسیس (Isis) حاکمان دنیای زیر زمین بودند. بسیاری از این خدایان بخشی از اسطوره های آفرینش محسوب می شدند، که از هر یک نسخه های متعددی وجود دارد. هر داستان یک خدای اصلی دارد مانند آمون (Amun)، پتاح (Ptah)، آتوم (Atum) یا خنوم (Khnum) و نیز خدایان کوچکتر. «آمون» و «را» با هم متحد شده و ترکیب آمون-را (Amon-Ra) را پدید آوردند. آمون-را به عنوان پادشاه خدایان بر پایه یک زمینه ملی تکریم می شد. تعداد اندکی از سایر خدایان این جایگاه را کسب کردند. با این حال بیشتر خدایان دارای منشائی محلی بوده و تنها در همان ایالت استانی که از آن منشا می گرفتند، مورد ستایش بودند. مات (Maat) مفهوم (خدای) نظم و تعادل همتایی به نام ست (Seth) داشت که نقش هرج و مرج و بی نظمی را بازی می کرد. گروه بزرگی که شامل اوزیریس، ایسیس، نفتیس (Nephtys)، سلکت (Selket)، آنوبیس (Anubis) و توث (Thoth) می شد در طبقه خدایان تدفین جای گرفتند، خدایانی که در آیین های تدفین برجسته ظاهر می شدند. به علاوه در یک سطح فردی تر خدایانی محلی، شخصی و خانگی و حتی ایزدان حامی برای مشاغل خاص وجود داشت. خدایانی که خاستگاهی خارجی داشتند گاهی در ردیف خدایان مصری قرار می گرفتند.
مجسمه ها و سایر تصاویرِ خدایان، قدرت های انتزاعی خدایان را به شکل واقعی نشان می دادند. مصریان باستان باور داشتند که خدایان آن ها برخی اوقات در این مجسمه ها ساکن می شوند. آن ها ادعا می کردند که ذات خدا می تواند در مجسمه ساکن شود و سپس یک مراسم آیینی می تواند فرایند جان بخشی به تصویر را کامل کند. چنین آیینی شامل از حفظ خوانی متن مقدس و همه گونه توجه به مجسمه از جمله پاکیزه کردن، لباس پوشاندن، غذا دادن و تدهین بود.
در عرصه نظری، شاه بالاترین کاهن در معبد محسوب می شد. در عمل مشارکت وی در آیین های معبد در درجه اول در جشنواره ها بود، در حالی که کاهن وظایف روزانه را در سایر اوقات انجام می داد. مردم معمولی به خدایان شخصی خویش دسترسی بی واسطه ای داشتند، اما آن ها نمی توانستند به دلخواه وارد معبد شوند. اگرچه بسیاری از مصریان، زمانی که بر روی زمین کار نمی کردند، به عنوان کاهن ذخیره در معبد خدمت می کردند. آن ها در طول دورۀ انجام وظیفه، به عنوان کاهنان ذخیره، می توانستند به محدوده های مشخصی از معبد وارد شوند. در برخی تعطیلات مانند جشن دره (the Feast of the Valley) یک معبد قابل حمل، که تصویر یک خدا را در خود جای داده بود، گرداگرد محدوده معبدِ واقع در تبس نمایش داده می شد. سپس مردم می توانستد ایمان خود را ابراز دارند.
در مصر باستان مذهب به درون زندگی نفوذ کرده بود. بسیاری از فعالیت های روزمره مردم به نوعی به اعتقادات آن ها مرتبط بود. زندگی پس از مرگ و آمادگی برای آن مثال های خوبی در این رابطه هستند. برای دستیابی به زندگی ابدی پس از مرگ، هر فرد باید کارهای بسیاری را در حین زندگی در این جهان انجام می داد. یکی از مهم ترین آن ها یک زندگی منصفانه و اخلاقی بود. به علاوه برخی آمادگی های عملی نیز لازم بود، مانند ساخت و تجهیز یک مقبره، فراهم نمودن تزیینات و متون مناسب برای مقبره و بنا نهادن یک نشان دفن که مراقبت و توجهی دائمی را تضمین کند. پس از مرگ، باید از فرد به عنوان یک مومیایی به دقت نگهداری می شد. مومیایی کردن فرایندی بود که مومیایی کننده،  که به دقت اعضای درونی را بیرون می آورد، بدن را با روغن ها و صمغ های گوناگون آغشته کرده، آن را با نمک خشک نموده و سپس با پارچه کتانی می پیچید. اغلب میان لایه های کتان طلسم یا افسون می پراکندند و سایر طلسم های احتمالا در تابوت کنار مومیایی قرار داده می شد. گاهی متن های جادویی خود روی پارچه بسته بندی نوشته می شد، و نیز آنها می توانستند روی طومار پاپیروس نوشته شده و یا روی دیوارهای تابوت یا مقبره ثبت شوند. این متون به عنوان یک محافظ و یک راهنما برای شخص مرده- در راه رسیدن به زندگی پس از مرگ و نیز درون آن زندگی- استفاده می شد.

منبع:
David Peter Silverman
Microsoft ® Encarta ® 2009. © 1993-2008 Microsoft Corporation. All rights reserved.
تاثیر انقلاب کشور مصربر صنعت گردشگری آن
http://anthropology.ir/node/13679
درباره مصر (1)
http://anthropology.ir/node/9756
درباره مصر (2)
http://anthropology.ir/node/9785
درباره مصر (3)
http://anthropology.ir/node/9797
زهره دودانگه
Zo1986do@gmail.com
 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

دودانگه، زهره / معاونت روابط عمومی

مطالب نویسنده