مصر باستان(3)

دیوید پیتر سیلورمن ترجمه زهره دودانگه

تصویر: شهر تبس در کناره رود نیل، منبع: اینکارتا
3- چارچوب تاریخی
د-پادشاهی میانه و دوره میانی دوم
در حدود سال 2040 پ.م «نب هپت ر منتوهوتپ» یا «منتوهوتپ دوم» (Nebhepetre-Mentuhotep) که در تبس اقامت داشت، روسای هیراکون پولیس را شکست داد و بار دیگر سرزمین را تحت لوای قدرت مرکزی متحد ساخت. این حکومت نشان از آغاز پادشاهی میانه داشت که تا حدود 1640 پ.م به طول انجامید. منتوهوتب دوم خاندان یازهم را بنیان نهاد و از تبس حکومت کرد، چنان که دو جانشین او نیز چنین کردند. در حدود 1991 پ.م وزیر ارشد دولت، تحت حکومت آخرین حاکم، با عنوان آمنحوتب اول (Amenemhet I) به تاج و تخت رسید  و خاندان دوازدهم را بنیان نهاد. به دلایل سیاسی، اقتصادی و استراتژیک او مقر فرماندهی خود به مکانی نزدیک ممفیس- که او آن را " Itjtawy" یا «تسخیر کننده دو سرزمین» (The Seizer of the Two Lands) می نامید- منتقل کرد و بنابراین با نقش سلطنتی خویش به آن هویت بخشید. با این حال او تاکید تبسی خود را بر خدای آمون ادامه داد، خدایی که دارای منشا تبسی بود و در دین به برتری رسیده و اکنون در سراسر مصر پرستش می شد. آمنحوتب اول استحکاماتی نظامی در  دلتا بنا کرد تا در برابر حملات از سوی شرق دفاع کند. او بنایی مشابه را در نوبیا (Nubia) ساخت، سرزمینی واقع در جنوب که او میتوانست از آنجا تسلط خود را بر مصر بگستراند. روسای مستقل ایالتی جایگاه خود را حفظ نمودند، اما حکومت مرکزیِ تحت حاکمیت پادشاه را به رسمیت شناختند. داستان سینوهه (The Story of Sinuhe) که در دوره پادشاهی میانه نوشته شد، ظاهرا سفرهای یک اشراف زاده مصری را مکتوب می کند که گویا مجبور بوده از وطن بگریزد. این داستان همچنین بیان می کند که درون کاخ مشکلات تا حدی بوده که آمنحوتب اول ترور شد. جانشینان آمنحوتب همچنان بر نوبیا سلطه داشتند و روابط سیاسی خود را با قدرت های آسیا حفظ کردند.  
آمنحوتب اول این رسم را آغاز کرد که پسر خود را در حاکمیت شریک کند. در نتیجه فرزند او «سنوسرت اول» (Senwosret I)، که در حدود 1971پ.م پادشاهِ شریک (coregent)  شد -  در حدود 1962 پ.م بدون وجود مشکلی به تاج و تخت رسید. ادبیات و هنر در دوره او شکوفا شد، شاید این امر تا حدی به دلیل صلح و نظمی نسبی بود که پادشاهان خاندان دوازدهم برقرار کرده بودند. نزدیک به پایان حکومت این خاندان، سنوسرت سوم نهایتا فرایند تدریجیِ به زیر سلطه در آوردن خاندان های مستقل روسای ایالتی را کامل نمود. آخرین پادشاه سلسله ، سوبکنفرو (Sobekneferu)، از معدود زنانی بود که به عنوان پادشاه به حکومت رسید. در طول دوره سلسله دوازدهم مجموعه های تدفین سلطنتی به لحاظ ایده، و نه مقیاس و دقت، بر اساس مجموعه هایی که متعلق به پادشاهان کهن بودند طراحی شدند. اما این مجموعه ها دیگر در جیزه یا سقاره استقرار نیافتند. بلکه در جنوب دورتر در مکان هایی مانند دهشور (Dahshur)، مزغونه (Mazghuna) و لیشت (Lisht) واقع شدند.
خاندان سیزدهم که در حدود 1783 پ.م آغاز شد، حدود 150 سال به طول انجامید. به نظر می رسید که انتقال حکومت آهسته و نرم بوده است، اما تعداد زیادی از حاکمانی که نامشان ثبت شده، یعنی در حدود 70 حاکم که بیشتر آن ها دارای دوره حکومتی کوتاه بوده اند، نشان می دهند که مشکلاتی وجود داشته است. شاید سیستم بوروکراسی که در خدمت خاندان دوازدهم بود، منشا خاندان های سلطنتی رقیبی شد که نمی توانستند قدرت مرکزی را تحمل کنند. در نهایت میسر نشد که قلاع نظامیِ واقع در مرز ها حفظ شوند و ]تسلط[ نوبیا به قلعه های واقع در جنوب رسید. پس از 1800 پ.م مهاجرانی که از شرق میانه آمده بودند، آغاز به سکونت در نواحی دلتای نیل کردند. خاندانی رقیب- یعنی خاندان چهاردهم- در دلتای غربی خود را تثبیت نمود.
دومین دوره میانی در حدود 1640 پ.م با استقرار خاندان رقیب دیگری –خاندان پانزدهم- آغاز شد. آن خاندان دارای منشایی مصری نبود.]در این باره[ مصری ها به مردم سامی از آسیا اشاره می کنند که خاندانی به نام  Heka-khasut به مفهوم «پادشاهان سرزمین های خارجی» را بنیان نهادند. این مردم اغلب به عنوان هیکسوس(The Hyksos) (1) شناخته می شوند، اصطلاحی یونانی که بر مبنای عبارت مصری یاد شده است. خاندان پانزدهم با چیره شدن بر دو خاندان دیگر، به سرعت به قدرت برتر تبدیل شد، اما همزمان یک خاندان رقیب و وابسته دیگر –خاندان شانزدهم- ظهور یافت. هیکسوس ها بر ناحیه شمال از پایتخت خود واقع در دلتا، به نام آواریس (Avaris)، تسلط داشتند. آنها به زودی با پادشاهی کوش (the kingdom of Kush) در نوبیا اتحادی استراتژیک برقرار کردند. خاندان هفدهم که در تبس تمرکز داشت، متشکل از سلسله پادشاهان مصری رقیب بود. در نهایت مصریان اقدام به اخراج خارجی ها کردند. دو حاکم آخر خاندان هفدهم، سِقِنِن‌رَع تائو (Seqenenre-Tao) و کاموسه (Kamose) راه را برای برادر کاموسه، اهمسه (Ahmose) هموار کردند تا بر هیکسوس ها و متحدان نوبیایی آن ها پیروز و در  نتیجه طلیعه دار دودمان جدید هجدم و پادشاهی جدید (the New Kingdom) شود.

ه- پادشاهی جدید، سومین دوره میانی و دوره متاخر
اولین پادشاه خاندان هجدهم، اهمسه اول، اخراج هیکسوس ها از مصر را کامل کرد، کاری که برادرش کاموسه آغاز کرده بود. بار دیگر ناحیه جنوب، سرزمین های چند تکه شده را متحد نمود و پادشاهی جدید (the New Kingdom) را اعتلا بخشید (حدود 1070-1550 پ.م). در طول دوره حکومت اهمسه که از حدود 1550 تا 1525 پ.م ادامه داشت، حکومت مرکزی استقرار مجدد یافت، اقتصاد پیشرفت نمود و مرزهای مصر به سوی جنوب و شرق گسترش پیدا کرد. حکومت او زمینه را برای فعالیت های توسعه طلبانه مستمرِ پادشاهان بعدی فراهم کرد. در طول دوره خاندان هجدهم، مصری ها به استفاده از واژه فرعون (که به لحاظ ادبی به معنای خانه بزرگ است که اشاره به کاخ دارد) برای پادشاهان خود آغاز کردند. مصر در اوج خود، زمانی که تحت حاکمیت خاندان هجدهم بود، ناحیه ای را که به سوی جنوب (در آن چه امروز سودان خوانده می شود) و به سوی شرق (در شرق میانه) گسترش یافته بود، تحت سلطه در آورد. بیشتر این  گسترش باشکوه به تاتموس سوم (Thutmose III)-پادشاه پنجم خاندان، که سلطه مصر را بیش از هر حاکم دیگری گسترش داد- نسبت داده می شود. تاتموس سوم حکومت خود را به عنوان پادشاه شریک (coregent) در سال 1479 پ.م آغاز کرد اما پس از مرگ حتشپسوت (Hatshepsut)-نامادری او که از 1473 تا 1458 پ.م حکومت کرد- به تنهایی حکم راند. حتشپسوت به عنوان دختر یک فرعون (تاتموس اول) و همسر فرعونی دیگر (تاتموس دوم)، به عنوان فرعون حاکم اختیار کامل تاج و تخت را در طول دوره حکومتش به دست گرفت. رابطه میان او و تاتموس سوم ظاهرا یک همزیستی دوسویه بود. با این حال تاتموس سوم، در اواخر حکومتش به عنوان حاکم منفرد، شروع به از میان بردن نام و تصاویر حتشپسوت از تمامی سطوح نقاشی و حکاکی شده کرد و در نتیجه یاد او را برای آیندگان محو نمود.
آمنحوتپ سوم، نهمین پادشاه خاندان هجدهم حکومتی طولانی و نسبتا آرامی برای نزدیک به 40 سال داشت (1353 – 1391 پ.م). مشخصه های این حکومت ثروتی بی سابقه، خلاقیت فرهنگی، نیروی درونی و برتری در دنیای باستان بود. شاه کاخی با شکوه را برای خوشگذرانی در تبس ساخت، در سراسر سرزمین معابد عظیمی را بنا کرده و تزیین نمود و رشد و شکوفایی هنرها را تشویق کرد. نفوذ و قدرت روحانی آمون نیز در این زمان در مصر افزایش یافت، اما منزلت شاه همچنان برتر باقی ماند. در حقیقت، چنان که  در حکاکی های برجسته ای بر روی دیوار های معبد اقصر (Luxor) و نیز مجسمه هایی که نام الهی آمنحوتب سوم را در بردارند دیده می شود، این پادشاه بر الوهیت خود با تکیه تولد الهی ]خویش[ تاکید می کرد.
آمنحوتپ چهارم، پسر و جانشین آمنحوتپ سوم، برای کمتر از 20 سال حکومت (1335-1353 پ.م) حکومت کرد. با این حال حکومت او نقطه عطفی را در تاریخ ارائه نمود. او مفهوم خداوند برتر یگانه، آتون (Aton یا Aten) -به معنای قرص خورشید- را معرفی کرد که به طور بنیادینی نظام باورها را ،که در مصر برای بیش از 1000 سال وجود داشت، تغییر داد. مذهبی که او توسعه داد اولین مذهب یکتا پرستی است که تا کنون شناخته شده است. علاوه بر این اشاراتی وجود دارد مبنی بر اینکه دین جدید یاد شده حتی بیش از گذشته بر الوهیت مقام شاه تاکید می کرد. همگام با تغییرات دینی، اصلاحاتی در سایر زمینه ها نیز ظهور کرد مانند هنر، زبان و معماری. آمنحوتپ چهارم نام خود را به آخناتون (Akhenaton) –به معنای کسی که برای آتون سودمند است- تغییر داد. او تبس را ترک کرد و پایتخت جدیدی را در آختاتون (Akhetaton)، میان تبس و ممفیس، بنا نهاد.  پایتخت جدید دارای طرح و ساختارهای نوآورانه ای بود. برای مثال معابد دارای سقف نبودند تا نور آفتاب را به داخل راه دهند. هنری که برای تزیین دیوارهای معبد به کار می رفت، سبکی طبیعی تر را نمایش داده و متون نوشته شده در آنجا از دستور زبان ترکیبی منحصر بفردی استفاده می کرد. با این حال انقلاب آخناتون که گاهی از آن به عنوان دوران آمارنا (Amarna period) یاد می شود(پس از محل کاوش های مدرن آختاتون) کوتاه بود، و جانشینان او  به سرعت باورهای سنتی را بازگرداندند. «توت عنخ آمون» (Tutankhamun) -که برخی پژوهشگران فکر می کردند که ممکن است فرزند پادشاه از یک همسر فرعی باشد- با شاهزاده «آنخس نامون» (Ankhesenamun) ازدواج کرد و موفق شد تا بر تخت بنشیند. در تاریخ او را به دلیل برقرار نمون نظم پس از این دوره پر هرج مرج نمی شناسند، بلکه کشف مقبره تقریبا دست نخوردۀ او، که از گنجینه های باشکوهی آکنده بود، سبب شهرت اوست.
آخرین فرعون خاندان هجدهم، هورمهب (Horemheb)، ژنرالی تحت حاکمیت پیشینیان خود بود. او از سال 1319 تا 1307 پ.م حکومت کرد و سابقه ای برای فراعنه نظامی در دوره خاندان نوزدهم-که از سال 1307 تا 1196 پ.م به طول انجامید- ایجاد نمود. به دلیل آنکه قدرت های رقیب در آسیا و نقاط دیگر در سالهای آتی مشکلاتی را پدید آوردند، فرماندهیِ خیل سربازان به  امری حیاتی برای بقای مصر تبدیل شد. رامسس دوم (Ramses II) سومین پادشاه سلسله نوزدهم برای 67 سال –از سال 1290 تا 1224 پ.م- حکمروایی کرد. او  هیتی ها را از آسیای صغیر شکست داد. این مبارزه که در بهترین حالت یک قرعه کشی بود، به اولین پیمان صلح ثبت شده انجامید. رامسس سوم از خاندان نوزدهم آخرین فرعون نظامی بود. او از سال 1194 تا 1163 پ.م سلطنت کرد. او مجبور بود با تهاجمات لیبیایی ها از سوی غرب و مهاجمان منطقه اژه – که مردم دریا نام داشتند- بستیزد. شاهان باقی مانده از خاندان بیستم  در حفظ جایگاه مصر در دنیای باستان توفیق کمتری داشتند. در طول حکومت آن ها و نیز شاهان متعلق به خاندان بیست و یکم جایگاه مصر دچار تزلزل شد.
در طول این دورۀ افول، مشکلات داخلی به شکل کشمکش میان فرعون و کاهنان برای قدرت ظهور کرد و در آغاز ِحکومت خاندان بیست و یکم در 1070 پ.م، مصر در دورۀ دیگری از تغییر بود، یعنی دوره میانی سوم که تا 712 پ.م به طول انجامید. مراکزی رقیب برپا شد. سمندس (Smendes) اولین شاه خاندان بیست و یکم تنها در شمال در نزدیکی ممفیس حکومت می کرد، در حالی که سلسله ای از کاهنان در تبس بر جنوب تسلط داشتند. خاندان بیست و دوم (712-945 پ.م) که مرکز آن ها در بوباستیس (Bubastis) در دلتای غربی بود، به وضوح نشان از حضور زودهنگام تر لیبیایی ها در مصر  داشت. اولین پادشاه آنها، ششونک اول (Sheshonk I) که از 945 تا 924 پ.م سلطنت کرد، حتی عنوان رییس بزرگ لیبیایی های مشوش (Meshwesh Libyans) را حمل می کرد. ششونک اول و جانشینانش قادر بودند تا کشور را از درون دوباره متحد کنند، اما دوباره جناح های رقیب همراه با خاندان بیست و سوم (725-828 پ.م) ظهور یافتند. همزمان پادشاهی کوش در نوبیا به توانایی، ثروت و قدرت دست یافته بود. این پادشاهی بزودی بیشتر مصر را در دست گرفت و کوش ها خاندان بیست و پنجم (657-770 پ.م) را تاسیس کردند. در شمال خاندان بیست و چهارم (712-724 پ.م) در سائیس (Sais) واقع در دلتای غربی سلطنت می کرد، اما تنها برای 12 سال دوام آورد.
جنگ با آشوری ها سبب پایان برتری نوبیا شد. در قرن هفتم پیش از میلاد پسامتیخ اول (Psamtik I) -که ابتدا از سائیس (Sais) فرمانروایی می کرد و در سال 664 پ.م دوباره سرزمین را متحد نمود- طلیعه دار سلسله بیست و ششم و دوره متاخر (the Late Period) شد. حکومت او و جانشینانش احیای سنت های گذشته و کسب برخی اعتبارهای پیشین مصر را به همراه آورد. متاسفانه این دوره فراغ کوتاه بود، به دلیل آن که ایرانی ها در 525 پ.م کشور را تصرف کردند. شاهان ایرانی با عنوان خاندان بیست و هفتم شناخته می شدند. مصری ها موفق شدند تا در سال 404 پ.م دوباره قدرت را به دست گیرند، اما آخرین خاندان های بومی آن ها تحت شرایط اختلافات داخلی و درگیری های خارجی مستمر حکومت کردند. ایرانی ها در سال 343 پ.م دوباره بر مصر تسلط یافتند. سپس یازده سال بعد در سال 332 پ.م اسکندر کبیر، شاه مقدونی، مصر را شکست داد و آن را ضمیمه امپراطوری هلنیستی خود نمود. وقتی او در سال 323پ.م در گذشت، بطلمیوس (Ptolemy)، دوست و فرمانده او، ساتراپ و یا فرمانده مصر شد. در 305 پ.م او عنوان شاه مصر را گرفت و سلسله فرعون های بطلمیوسی را بنیان نهاد. این رشته از حاکمان هلنیستی برای بیش از 300 سال قدرت را در دست داشتند. کلئوپاترای هفتم (Cleopatra VII) که آخرین آن ها بود، پس از آنکه رومی ها نیروهای او را در جنگ آکتیوم در 31پ.م شکست دادند، دست به خودکشی زد. در سال بعد مصر بخشی از امپراطوری روم را تشکیل می داد.

پانوشت:
1- هیکسوس به معنای فرمانروایان بیگانه، نام مردمانی از تبار سامی است که نخستین بار در بخش شرقی دلتای نیل پدیدار گشتند و دوره میانه دوم را در مصر باستان بنیاد نهادند. http://fa.wikipedia.org/wiki/هیکسوس

منبع:
David Peter Silverman
Microsoft ® Encarta ® 2009. © 1993-2008 Microsoft Corporation. All rights reserved.

مصر باستان (1)
http://anthropology.ir/node/13636
مصر باستان  (2)
http://anthropology.ir/node/13701
تاثیر انقلاب کشور مصربر صنعت گردشگری آن
http://anthropology.ir/node/13679
درباره مصر (1)
http://anthropology.ir/node/9756
درباره مصر (2)
http://anthropology.ir/node/9785
درباره مصر (3)
http://anthropology.ir/node/9797

زهره دودانگه
Zo1986do@gmail.com
 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

دودانگه، زهره / معاونت روابط عمومی

مطالب نویسنده