زندگی و اندیشه های اروینگ گافمن

زهره رهبری

گزارش تحقیق نظری، زندگی و اندیشه های اروینگ گافمن، درس نظریه های جدید انسان شناسی دکتر فکوهی، زهره رهبری، کارشناسی ارشد دانشکده علوم اجتمعی دانشگاه تهران، سال تحصیلی 1383-84

چکیده:
اروینگ گافمن ازجمله دانشمندان مشهور و به نام مکتب شیکاگو است و ابداعات و تحقیقات وی در نظریه کنش متقابل نمادین این نظریه را برای سالها به نظریه مسلط در جامعه شناسی آمریکا تبدیل کرد. گافمن دردنیای انسان شناسی نیز به نوعی دارای ادعا و اعتبار علمی است. از مناقشات آکادمیک انسان شناسی و جامعه شناسی که بگذریم ،گافمن را هم به خاطر کارهای میدانی، هم به خاطر تحصیلات آکادمیک و هم به خاطر روش شناسی آثارش میتوان در زمره انسان شناسان جای داد. پایبندی گافمن به جامعه شناسی خرد ، بی اعتنایی به ساختارها ی بلنددامنه،  روش شناسی مردمی ، مشاهده مستقیم و ارتباط رودررواز مشخصه کارهای گافمن محسوب می شوند.
پیشینه فلسفی عملگرایی و رفتارگرایی مکتب شیکاگو به علاوه گذشته هنری گافمن باعث شدتا گافمن با نوآوری و ابداعاتی که خاصه شخصیت علمی وی بود،مفاهیم جدیدی در انسان شناسی و جامعه شناسی بنا نهد  مفاهیمی که گذشته از جدید بودن به نوعی انقلابی هم محسوب می شدند.
گافمن مفاهیم   کنشگر(بازیگر)مخاطبان(تماشاچیان)بازی،  اجرای تئاتری، مدیریت تاثیرگذاری،صحنه،پشت صحنه و....رادریک مفهوم استعاری ازصحنه تئاتر اخذ کرده است.گافمن با خلق این مفاهیم بیشتر ازهمه به مساله هویت می پردازد.هویت اجتماعی  بالقوه و بالفعل ودرگیری عقب نشنینی یامقاومت فرددربرابر جامعه  که گافمن بر تخالف  وتقابل آن تاکیددارد ، تئوری گافمن رابرای بسیاری از پژوهشگران و محققانی که به مساله هویت  های حاشیه ای می پردازند جالب کرده است. تئوری گافمن برای کسانی که به نوعی به مساله هویت حاشیه در برابر متن می پردازند،تئوری گویایی محسوب می شود.از این دسته  می توان از فمنیستها ویا،کسانی که به مساله هویت در فضاهای مجازی می پردازند نام برد.                                                                                         
گافمن در سالهای پایانی عمر خویش بر آن شد تابه انتقاداتی که از آثارش می شد. پاسخ دهد و به نحوی کار های گذشته اش را مورد بازبینی قراردهد.حاصل این بازبینی کتاب چارچوب گافمن است که به نحو آشکاری فاصله گرفتن از جامعه شناسی خرد  و به رسمیت شناختن ساختارهای  کلان است. اما حتی اگرگافمن چنین چرخش فکری راآغاز کرده باشدمرگ به وی فرصت نداد تا آن رادررشته ای مبسوط از آثار تشریح کند.وبه این ترتیب گافمن درحافظه  علوم اجتماعی به عنوان یک جامعه شناس خرد-مردم شناس اجتماعی ثبت شد.



کلیدواژگان:
گافمن،نظریه انسان شناسی،انسانشناسی،جامعه شناسی خرد، کنش متقابل نمادین ،مکتب شیکاگو،هویت اجتماعی،فضای مجازی،




















سخنی قبل از آغاز:
این سخن قرار نیست جای عنوان کلاسیک مشکلات تحقیق را در تحقیقیات مرسوم  بگیرد فقط برآنم که از وضعیت منابع مورد نیازم برای مطالعه در ایران تصویری به دست بدهم و بر این نکته تاکید کنم که چقدرعوامل غیر علمی و خارج از حیطه نظارت یک پژوهشگرمی تواند برکارعلمی تاثیرگذارباشند.           
 کل منابع فارسی درباره گافمن و نظریات وی همانی است که درماخذشناسی آمده است ومتجاوزاز4 منبع نیست . که تنها دو منبع مستقلا به گافمن پرد اخته اند. (این مساله شامل منابع اینترنتی فارسی نمی شودکه بیشتر گزارشهاویادداشتهای و بلاگ های شخصی است) در مورد منابع لاتین نیز اگراز منابع قدیمی که درباره گافمن در ایران موجود است بگذریم تقریبا هیچ منبع جدیدی وجود ندارد.
طی جست جوها ی اینترنتی  متوجه شدم که ا زمعتبرترین کتابها درباره گافمن کاربانز و کار ویلیامز است.گرچه نزدیک یک دهه از چاپ این کتابها میگذرداما.هنوز به ایران راه پیدا نکرده اند.واز آنجاکه ایران با شرکت معتبر آمازون که د رسراسردنیا به توزیع کتاب می پردازد طرف قرارداد نیست  تلاشهایم برای  به دست آوردن کتاب بی نتیجه ماند.ناچار به دانلود کردن بخشهای از کتاب که به صورت اینترنتی امکان پذیربوداکتفاکردم . وبا این توصیفات بخش اساسی منابع ام رامقاله ها،پایان نامه ها،تحقیقات و گزارش هایی تشکیل می داد که به صورت متن کامل یا ناکامل درسایتهای مختلف وجود داشتند. گرچه این مقاله ها در بسیاری موارد کارها ی درخشان  وقوی بودندو تنوع مطالب  و نگاهشان بسیارزیادبود اما تاکید زیاد براین منابع همیشه این اضطراب  علمی را به همراه  داردکه این منابع دسته اول نیستند.ومنبع دسته اول جای دیگری هستند.گرچه کوشیدم این نقیصه را باتطبیق کتابهایی که دراختیار داشتم .جبران کنم .اما نمیتوان از تاثیرمسائل غیرعلمی بریک کار علمی غافل شد،کاری که در صورت نبود این مشکلات می توانست در حد کارهای یباشدکه این  مقاله به آنهاارجاع دادهاست .                                                                                

فهرست مطالب:
1-زندگی نامه شخصی و حرفه ای گافمن
2-گافمن و انسان شناسی
4-روش شناسی گافمن
5-
6-مشاهدات نامنظم
7-مشاهدنا منظم:تحقیق مردم نگارانه
8-مفاهیم ابداع شده توسط گافمن
9-گروهه
10-خود
11-اجراهای تئاتری
12-هویت اجتماعی
13-هویت اجتماعی بالقوه ویالفعل
14-داغ
15-انحراف اجتماعی ،قانون شکنی ،بیمار روانی و نظریه برچسب زنی
16-بیمار روانی
17-نظریه بر چسب زنی و انحراف اجتماعی
18-ارتباط نظریات گافمن با سایر نظریه های  اجتماعی
19-.جورچ هربرت مید
20-فلسفه عمل گرایی
21-رفتار گرای روان شناختی
22-بلومر
23-زیمل
24-وبر
25-دورکیم
26-گافمن :دانشمند یا هنرمند؟
27-کتاب شناس ی آثار گافمن
28- فهرست منابع













زندگی نامه شخصی و حرفه ای گافمن:
اروینگ گافمن در 11 ژوئن سال 1922 درشهر مانویل از ایالت آلبرتای کانادا از پدر و مادری یهودی، ماکس و آنه گافمن زاده شد. خانواده وی از یهودیان اوکراین بودند که دو  قرن پیش از روسیه به کانادا مهاجرت کرده بودند. گافمن خود عقیده دارد که یک یهودی روس بودن بر  بسیاری از جنبه های اندیشه وی موثر بوده است.
وی در سالهای 1935 تا 39 دریک دبیرستان فنی به تحصیل پرداخت. بین سالهای 1939تا43 در دانشگاه مانیتوبا به مطالعه شیمی پرداخت. اما این رشته را مطلوب خود نیافت. در سالهای1943و44به همکاری با موسسه ملی فیلم کانادا پرداخت و از همین رهگذر به جامعه شناسی علاقه مند شد.ودر رشته جامعه شناسی ثبت نام کرد.دو تن از استادانش به نام دبلیو ،ام ،هارت W.M.Hart ورای بیردویستلRay Bird wistell در تحکیم علاقه وی به جامعه شناسی بسیار موثربودند.وی مدرک لیسانس رابا درجه ممتاز  در سال 1945از دانشگاه تورنتو اخذ کردو  مدارج بالاتر را در سالهای 1949و1953در دانشگاه شیکاگو  گذراند. جایی که بعدا وی به بزرگترین دانشمند آن تبدیل شد.
مطالعات گافمن در شیکاگو هم صرف انسان شناسی اجتماعی می شد وهم جامعه شناسی .یکی از استادان راهنمای او در طول دوره تحصیلات عالیه اش للوید وارنر انسان شناس بود. دردانشگاه شیکاگو جامعه شناسی و انسان شناسی اجتماعی به شدت به هم نزدیک بودند .سخنرانی های رادکلیف براون دردهه 30 در این دانشگاه برگزار می شد.و باعث شده بودکه تاثیر زیادی بر سلطه و برتری مکتب کاردکرد گرایی در جامعه شناسی دهه 50  آمریکا داشته باشد .اما محصول کار براون چیز دیگری بود:باور به جامعه شناسی شهری. جو عمومی حاکم بر  دانشگاه شیکاگو ،تمایل به موضوعات جامعه شناسی شهری  وکار کردن درباره فضاهای شهری بود.وهیچ شکی نیست که حال و هوای شیکاگو بر شکل گیری شخصیت علمی گافمن تاثیر به سزایی داشته است.رد پای این تا ثیررا می توان در کارهای تحقیقی  گافمن در باره دروه گردها،کارگران پمپ بنزین ، عشرتکدها ی پاریس یا سایر محیط های شهری  تشخیص داد.
 گافمن درزندگی حرفه اش دست به کارهای میدانی چندی زد. وی یک سال در جزایر شتلند   Shetlandاسکاتلندزیر نظر دپارتمان انسان شناسی اجتماعی ادینبوروگ، به راهنمایی وارنر  به مطالعات میدانی انسانشناسی پرداخت ومواداولیه را برای نوشتن تزدکتری خود کنش های ارتباطی در یک جامعه جزیره ای و کتاب تاثیر گذارش،بازنمود خود در زندگی رزومره The presentation of Self in Everyday Lifeبه دست آورد.
وی بعد از چند دوره کار میدانی به طور پراکنده برا ی مطالعه عشرتکده های پاریس  به این شهر رهسپارشد.اولین شغل دانشگاهی وی تدریس به عنوان استاد مهمان در موسسه ملی بیماریهای روانی بتسا بود.وی در سالهای 1954 تا 57 که به فعالیت در موسسه ملی بیماریهای روانی بتسا مشغول بود .در سیمای یک نگهبان و یا دربان به مشاهده مشارکتی مشغول بود . یک سال نیز برای کار میدانی(مشاهده مشارکتی) در بیمارستان الیزابت خود را به عنوان بیمار روانی معرفی کردو بستری شد. حاصل این سالها دوکتاب( بیمارستان روانیAssylyum) و)داغStigma)
 است.وی درسال 1957 به استادش هربرت بلومر در دانشگاه شیکاگو پیوست .وی در 1962 به درجه استادی کامل رسید.در همین سالهاوی به  فعالیت های میدانی درکازینوهای لاس وگاس مشغول بود. گافمن هرگز فرصت آن را نیافت تانتایج این تحقیقات را منتشر کند.
.او تاسال 1968در برکلی ماند.و سپس به دانشگاه پنسیلوانیا رفت و کرسیهای بنجامین فرانکلین رادر انسان شناسی  و روان شناسی به عهده گرفت.
در سال 1977 گافمن از بیماری اش آگاه شد.و در 1982وقتی که به عنوان رئیس انجمن جامعه شناسی آمریکا برگزیده شده بود در اوج شهرت در گذشت(ریتزر،1380،294.)
گافمن  دوبار ازدواج کرد. بار اول در سال 1952 با یک روان شناس به نام آنجلیکا شویلر عقد زناشویی بست که حاصل این ازدواج فرزندی به نام توماس ادوارد گافمن بود. این ازدواج  با مرگ آنجلیکا در سال 1964 خاتمه یافت.ازدواج بعدی گافمن در سالهای پایانی عمر وی رخ داد.این بار وی با ژیلین اسکانوف ،زبانشناس ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دختری به نام آلیس  است.
گافمن  به خاطر فعالیت های حرفه اش به کسب جوایزی نایل آمد.که عبارتند از:
-جایزه جورج اورول به خاطر مقاله ”تبلیغات جنسی”
-جایزه مک ایور به خاط کتاب ”نمود خود در زندگی روزمره”
-جایزه مید ـ کولی به خاطر مقاله  روان شناسی اجتماعی
گافمن و انسان شناسی:
گرچه گافمن در یک طبقه بندی آکادمیک در طبقه بندی جامعه شناسی جای می گیرد.اما محتوی آثاروی  و روش شناسی که به کار گرفت به ما این اجازه را می دهد تا از وی درحیطه انسان شناسی هم نام ببریم.روش کیفی و تک نگاری های گافمن چیزی بین روانشناسی اجتماعی و انسان شناسی قرار می گیرند.گافمن که در زندگی
 حرفه ای خود بیشتر با انسان شناسان در ارتباط بود تابا جامعه شناسان به شدت از روش های کمی و پیمایشی که درآن سالها بر جامعه شناسی  حاکم بود گریزان بودو به آن اعتراض داشت .روشی که گافمن در مطالعات خو به کار گرفت روشی نو آورانه و بی بدیل بود که بر خلاف انتقاداتی که به این روش وارد است برای مطالعه موضوعات مورد نظر گافمن بهترین روش به نظر می رسند. تاکنون کسی در مطالعه زندگی روزمره روشی بهتر از آنچه که گافمن ارائه داد،پیشنهاد نکرده است.گافمن این روش را با رویکردی انسان شناسانه برگزید.روشی که در تقابل آشکار با روشهای کمی به روشهای مردم شناسانه نزدیک می شوند. گافمن  به جز روش مشاهده نزدیک و رودررو به تک نگاری ها و کارهای میدانی نیز دست زد.  
          گافمن در سالهای 1949 تا 1953  در دانشگاه کالیفرنیا به طور هم زمان  به مطالعه جامعه شناسی  وانسان شناسی اجتماعی پرداخت.استادی که گافمن درسالهای دوره لیسانس با وی همکاری می کرد،دبلیو ،للوید وارنر انسانشناس بود.و گافمن کتاب”روابط در حوزه اجتماعی ”اش رابه رادکلیف بروان تقدیم کرده است.آثار گافمن نیز گرچه در طبقه بندی جامعه شناسی خرد و مکتب کنش متقابل قابل جایگیری هستند اما دارای ریشه ها و ارجاعات واضح انسان شناسانه هستند. طوری که کالینز درباره کارهای ابتدایی گافمن می گوید،این کارها  بیشتر  تحت تاثیر انسان شناسانی بودند تا جامعه شناسی کنش متقابل.وی بسیار کم به نظریه پردازان کنش متقابل ارجاع می داد و وقتی که این کار را می کرد .بیشتر برای انتقاد ازآنها بود (همان).
روش شناسی  گافمن:
گافمن را می توان صریحا در دسته جامعه شناسانی قرار داد که روش های کمی را نفی می کنند و آنها را فاقد اعتبار می دانند. وی روشهای رایج در مطالعات جامعه شناسی مثل روشهای پیمایشی را با این استدلال رد می کند که این   روشها با در نظر گرفتن یک هویت استعلایی برای جامعه و فرو کاستن انسان در حد یک عامل مکانیکی تحت سلطه نیروهای مختلف ،رفتار اجتماعی انسان را برای ما روشن نمی کنند.گافمن عقیده دارد اینکه بگویم  عامل اجتماعی الف  باعث رفتار ب می شودچیزی را درباره رفتار بشری برای ما روشن نمی کند. دانشمند علوم اجتماعی باید به این سوال جواب دهد که چرا عامل الف می تواند به رفتارب منتهی شود؟وی برای پاسخ به این سوال ،سراغ جایی می رودکه این فشارها عینی می شوند:کنش  اجتماعی ، درروشی که وی به کار می گیرد ، می کوشد توضیح دهد که چگونه کنشهای بشری رخ می دهدند، جهت میابندو هدفی که  این کنشها  دنبال می کنند چیست؟ وی برای درک این کنشها به ارتباط نزدیک و مستمر بین پژوهشگر و افراد مورد مطالعه اش اعتقاد دارد. همان طور که خود نزدیک یکسال در یک بیمارستان روانی اقامت کرد تا بتواند مطالبی راجع به شیوه های بر خورد بین دو گروه با موقعیت های نابرابر(اولیای بیمارستان و بیماران) ، تعریف هویت خود و مقاومت یا تن سپاری  به نظم موجود به رشته تحریر در آورد.                                                                               
روشی که گافمن در کار های خود به کارمی برد روش مردم نگارانه یا روش شناسی مردم نگارانه است . مردم نگارانه به این معنا که وی برای مطالعه موضوع موردنظر خود به مشاهده مشارکتی و ارتباط نزدیک با مردم مورد مطالعه خود دست می زد. روشی که در مکتب شیکاگو به ،روش شناسی مردمی معروف است(ethnomethodolgy). روش شناسی مردمی به قواعد و مناسبات حاکم بر رفتارهای روزمره و کنش های اجتماعی در سطح جامعه شناسی خرد می پردازد.قواعدی که مناسبات زندگی روزمره را جهت می دهد و قانونمندی آن را استخراج می کند.الگویی که گافمن برا ی این کاربه کار می گیرد،به گفته ویلیامز الگویی نو کانتی است(1988-1983) . که با درک پدیده اجتماعی به عنوان مساله ای متغیر و هردم دگرگون شونده ،با شباهت  به آنچه که وبر آن را نمونه آرمانی می نامد،به تاکید و بزرگ نمایی و ترکیب  جنبه هایی خاص  از واقعیت می پردازد.گافمن و زیمل هردو با تاکید بر امر تجربی به عنوان بیانگر پیچیدگی های زندگی اجتماعی ((از اینکه با امر تجربی به صورت  فقط ته نشستی از طرح های نظری برخورد نمایند ،خودداری می ورزند.آنان همچون وبر دوگانه نگاران تحلیلی هستند با این باور که دانش جامعه شناختی به طور گریزناپذیر عبارت از ساده سازی پیچیدگی کنترل ناپذیر دنیای اجتماعی است.))( .همان ).توجه گافمن به رسوم خرد زندگی روزمره ،سنتی است که اززیمل به ارث برده است.زیمل که وی رامی توان پدر مکتب کنش متقابل نامید(منینگ.1380.ص28). تا جایی بر اندیشه ها و روش کار گافمن  تاثیرگذار بوده است که به مطالعه بافتهای ا صلی ولی بی نام پیکره اجتماع(برخوردهای روزمره و کنش های خرد)می پردازد. گافمن بیش از این خود درا وامدار یا متعهد اندیشه های مکتب کنش متقابل نمی کند.                                                                                        
دیدگاه گافمن در باره قواعد و مناسبات اجتماعی که بررفتارهای بشری حاکم است را تحت تاثیر دورکیم و دیگاه ساختگرایانه وی دانسته اند.درک دورکیم از قواعد ومناسبات اجتماعی که بر زندگی اجتماعی بشر حاکم است و رفتار ها ، کنشها و واکنشهای بشری را تعیین می کند.اصل اولیه دیگاه ساخت گرایانه دورکیم است.در این دیدگاه جامعه است که ،وضعیتها و موقعیتها و قواعدی که در آن موقعیتها باید به کار گرفته شوند را تعیین  می کند. درک گافمن از قواعد و چارچوبهای حاکم بر کنش های بشری وام گرفته  و تحت تاثیر اندیشه دورکیم است. گافمن بر این عقیده است که چارچوبها یا قواعدی برکنش های بشری حاکم است و افراد اجتماع بشری در برخورد با این قواعد ،چاچوبها ،مناسبات و هویتهای اعمال شده به ابراز ،شکل دهی و معنا بخشی خود می پردازند.گافمن مسلم میداند که این قواعد و مناسبات وجوددارند و بر رفتاربشری حاکم هستند . اما فرق وی با دورکیم (یکی ازفرقهای وی با دروکیم)در این است که گافمن عقیده دارد که در کنشهای بشری ،فرصت برای تعدیل ،گریز و سرپیچی از این چارچوبها وجوددارد.گرچه خود این قواعد و چارچوبها هستند که راههای گریز  خودشان را هم  تعیین می کنند. اما قواعد حاکم بر زندگی اجتماعی با تعییین قواعدی  اجازه  یا فرصت سرپیچی از آنها را هم فراهم میکند.گافمن از این رهگذر به دیدگاه بر چسب زنی و مساله انحراف اجتماعی هم گریز میزند. گرچه مساله بر چسب زنی و انحراف اجتماعی هردو،در بحث هویت اجتماعی گافمن هم قابل پیگیر هستند.از این روبه این مساله در مبحث هویت اجتماعی می پردازم.این تبعبت از  دیدگاه دروکیم درباره نقش  قوانین و قواعد اجتماعی پاسخی است  به کسانی که  کارهای گافمن رابیشتر در حیطه روانشاسی اجتماعی و روابط فردی می دانند. گافمن خود درباره مساله کنشهای  اجتماعی می گوید:                                                                                                              گمان می کنم که بررسی  درست کنش متقابل ،فرد و روان شناسی آن نمی باشد.بلکه بیشتر به                         روابط   منظم در میان کنشهای افراد مختلفی  که به طور متقابل به یکدیگر عرضه می دارند،و                          نه به انسانها و  لحظه های آنها مربوط می شود.(گافمن 1967:2-3)           
آنچه که از این مباحث مستفاد می شود این است که گافمن نه تنها به چیزی به نام جامعه و قوانین حاکم اجتماعی اعتقاد  دارد،بلکه در آنجایی که به نظرمی رسدبیشتر فرد و کنشهای آن اجازه می یابند که بروز پیدا کنند،باز هم جامعه است که خود راباز تولیدمی کند.گافمن در مناقشه قدیمی کنشگر –جامعه ( جامعه کنشگران را می سازد یا بر عکس؟) کار خود را با پذیرش و بدیهی دانستن برتری جامعه  بر فرد آغازمی کند. گافمن شکی ندارد که  امراجتماعی ،امری است که از بالا و خارج از فرد بروی تحمیل می شود.وی درباره کار خود  می گوید:                                                                                           من اصلا ادعا نمی کنم که در باره موضوعات اصلی جامعه شناسی(سازمان و سا ختار اجتماعی و....) صحبت کنم.                                                        .روی سخن من نه با ساختارزندگی اجتماعی بلکه با ساختار  تجربه  شخصی افراد  در هر لحظه زندگی اجتماعی شان می باشد.من در هر صورت به اولویت جامعه و ثانوی بودن  هرگونه مداخلات متداول افراد  معتقد هستم(.گافمن، 1974:13)
فیلیپ منینیگ(1380:114-115)  در روش کار گافمن سه مرحله یا شیوه را تشخیص می دهد:
1-استعاره                       2 -مشاهده نامنظم                      3 -مشاهده منظم

1-استعاره
به نظر مننینگ ،گافمن ،از آنجا که با نگاهی ادبی به نوشتن  می پردازد به خلق استعاره هایی دست می زند تا زندگی روزمره راتوصیف کند.(استعاره به معنای انتقال یک اصطلاح از یک نظام یا سطح معنایی به نظام یا سطح معنایی دیگر.مثل استعاره داغ ) این استعاره ها همانقدر که ادبی هستند در تو صیفات جامعه شناسانه نارسا هستند.همانطور که توصیفات مستند  جامعه شناسانه نمی تواند چندان از نظر ادبی و زیبایی شناسانه پر بارباشند. به عقیده مننیگ گافمن در فرایند رشد و تحول جامعه شناسانه خود توانسته است از استعارات صرفا ادبی و توصیفی به استخراج قواعد حاکم بر کنش های بشری برسد.    
                                                                       
2-مشاهدات نامنظم:
مشاهدات نامنظم یا آنطور که مننینگ آن را می نامد مشاهدات طبیعت گرا مشاهداتی هستند که در موقعیت های مختلف بر حسب تصادف انتخاب شده اند . روی بعضی از این جنبه ها تاکید شده و سایر جنبه ها نادیده گرفته میشوند.این شیوه مشاهده نامنظم،متنوع و نظم گریز است به طوری که که مثالهای متعدد از جاهای مختلف کنار یکدیگر قرار گرفته اند تا به نوعی نتیجه گیری خاص منتهی شوند.((گافمن چنین می پندارد که به جای توقف بر یکسری تعاریف ،طبقه بندیها ومثالها ،می تواند با استفاده ازمشاهده های نا همسان ،تحلیل خود را بهتر سازد،تا هم تعریف موجود رادگرگون سازد و هم بعد از آن تعاریف تازه ای ارائه دهد.)( منینگ 1380ص118).ویلیامز عقیده دارد که گافمن با استفاده از آن روشی که بالداموس(1972)شایستگی مضاعف می نامد و آنچه که منینگ(1380)حلقه گافمن می نامد،با انتخاب و طرد نمونه های تجربی ، تعاریف موجودرا تایید یا از تعاریف جدید حمایت کند.چرا که ترکیب عمل نظری ابداع و تولید چهارچوبهاب مفهومی با عمل تجربی فرضیه سازی ادغام خردمندانه نظریه و تحقیق را میسر می سازد.( Baldamus,1972,296-297) ویلیامز عقیده دارد که کار جامعه شناس ـ آنچه که گافمن انجام می دهدـ تنظیم مجدد واقعیت های آشناست:            
بنابراین کشفیات جامعه شناختی در باره کشف مورد انتظار یا ناخواسته واقعیت های پیشین
نمی باشد،بلکه بیشتر در باره نسبت دادن معناهای مختلف به شناخته های پیشین هستند.اگر
کشفیات  جامعه شناختی درباره تنظیم مجدد شناخته های پیشین باشند،پس روشها ی
جامعه شناسی باید روش هایی باشند که آن تنظیم مجدد رابه صورت هرچه کاراتر و
           مورد اعتمادتر  ممکن سازند.( Wilimams,1988.p73)
 به عقیده ویلیامز جامعه شناسی گافمن نسخه ای از رو شناسی وبر و زیمل است .وی گافمن را وارث  مفهوم نوکانتی علوم اجتماعی،به عنوان روند پیوسته تنظیم و نتظیم مجدد واقعیت از طریق ساخت ،انحلال و جایگزین سازی .مفاهیم می داند.( Wiliams1988.p87)                                                                                                         
ویلیامز الگوی کار گافمن را به درستی تشخیص می دهد.الگویی که بر مبنای مثالهای متعدد استوار است .مثالهایی که به شکل خاصی استوار شده اندتا ازمدل خاصی حمایت کنند. گافمن در کارهای بعدی خود کوشید تا مثالهای متناقضی  انتخاب کند و در نوشته هایش به این تناقضات پاسخ گوید. همین انگیزه بود که کارهای پایانی گافمن را روشمند تر و چارچوب آن را بیشتر  قابل تشخیص کرد.                                                                 
3-مشاهده منظم:تحقیق مردم نگارانه
در این تحقیقات گافمن به صورت منظم و هدفدار بر روی موضوع معینی تمرکز می کند و به مشاهده و مطالعه مستمر و برنامه ریزی شده می پردازد.در این روش گافمن با تکنیک مردم نگاری یه تحقیق می پردازد .گافمن راه نفوذ در محیط را اقامت طولانی در محیط(حداقل یک سال )می داند.تا  محقق به درجه ای از نزدیکی و ا رتباط بامحیط برسدکه بتواند به برداشتهایش از محیط اعتماد کند.گافمن تنهادریک مقاله به اصول روش شناسی خود اشاره کرده است .وی در این مقاله که بعدازمرگش وبا اجازه همسرش چاپ ش درباره آزمون غیررسمی یافته های تحقیق چنین می گوید:                                
آزمون های کوچکی نیز وجوددارد که شما می توانید  به وسیله آنها متوجه شوید که                                   آیا وا قعا در جامعه موردبررسی نفوذ کرده اید یا نه؟مناظر و اصوات پیرامون شما باید                                  بهنجار باشند.شما باید احساس آرامش داشته باشید و فراموش کنید که جامعه شناس                                  هستید.اعضای  جنس مخالف برای شماجذاب می شوند.شمابایدبا فردی همسان از نظر                                فیزیکی ،میزان تحرک ،شوخی و چیزهایی نظیر این ،مثل افرادی که پیرامون شما هستند ، مشغول صحبت شوید.اینها آزمونهای واقعی برای وارد شدن به جمع است. (Goffman 1989.p129)          
گذشته از شیوه جمع آوری اطالاعات از سوی گافمن ،شیوهای که برای مدیریت اطلاعات انتخاب می کند،متفاوت با شیوه های مرسوم مردم نگاری است.مثلا گافمن وقتی که وارد محیطی می شود و به مطالعه آن می پردازد، کمتربه توصیفات فضایی و مکانی می پردازد. .((هدف کلی گافمن تبدیل کردن مردمنگاریهای مکانی به مردم نگاریهای مفهومی است.))( منینگ 1380 .ص121)وقت خواندن تک نگاری های گافمن،گرچه خواننده ممکن است که اطلاعات بسیار مفصلی راجع به جزئیات رفتاری ،پوششی ویا حتی تیک های عصبی افراد آنجا به دست آورد. اما بسیاری جنبه های فضایی یا معرفی کلی فضا یا محیط ممکن است کاملا ناگفته بمانند.از آنرو که گافمن اطلاعاتی را که در یک کارکلاسیک مردم نگارانه جزء ابتدایی ترین و بدیهی ترین کارهابه نظر می رسند برای تفهیم روابط یا جریانات موردنظرش ضروری نداند.مثلا کار گافمن در کتاب تیمارستان یک نمونه مثال زدنی محسوب می شود.در این تحقیق ((هیچ منبع اطلاع رسانی یا نقل قولی وجود ندارد.و فضای زیادی  به اطلاعات از سوی انواع گسترده منابع اختصاص می یابد.نتیجه آن نوعی مردم نگاری است که به طور آشکار به محل خاصی  مربوط نمی باشد.بلکه تعریف کتاب تیمارستان به عنوان یک مردم نگاری مفهومی (یعنی مربوط به سازمان جمعی)بسیاردرستتر است.))(همان  122) گافمن در کتاب تیمارستان خود مانند سایر کارهای خود دست به ابداع یکسری مفاهیم و استعارات   می ز ند و در کل کار با بازی با این مفاهیم  اهداف خود را روشن میکند و پیش می برد. مفاهیم جدیدی که گافمن برای تشریح نظریات خود خلق کرد ، عبارتند از:خود،جامعه،کنش  مشترک ، کنشگر ، صحنه ،اجراهای تئاتری، ،پشت صحنه ،جلوی صحنه،مدیریت تئاتری، مخاطب،گروهه،داغ،هویت اجتماعی بالقوه،هویت اجتماعی بالفعل .
                                   
مفاهیم ابداع شده توسط گافمن:
-گروهه:
ازآنجا که گافمن کنش اجتماعی را به عنوان موضوع مورد مطالعه خود بر می گزیند واحدمطالعه خود را نیز جایگاهی می داند که این کنش در آن رخ می دهد. این واحد گروهه است.گروهه جایی است که کنش اجتماعی بین کنشگر و مخاطب آن رخ میدهد.گروهه حداقل ازیک کنشگر و یک مخاطب تشکیل می شود .البته مخاطب می تواند فرضی باشد (کنشگر خودرا دربرابر  یک  مخاطب فرضی تصورکند ودست به کنش بزند.).در این موارد گروهه تنها از یک نفر تشکیل می  شود. البته در بیشتر موارد گروهه ازبیشر ازیک نفر تشکیل شده است و شامل دو دسته قابل تشخیص مخاطبان و بازیگر است.                                                                             
- خود:
درکی که گافمن از خوددارد،خودی که به عنوان فردی از جامعه به کنش اجتماعی دست می زند ،خودی نیست که  تحت تاثیرفشارها و نیروهای اجتماعی به یکباره ساخته و پرداخته شده باشد وبه صورت ثابت و متعین دست به کنش بزند.بلکه این خود،خودی است که هر لحظه درکنش های اجتماعی در شرایط خاص و معین شکل می گیرد و ابراز می شود. خودی که محصول و ساخته وپرداخته شرایطی است  که کنش در آن رخ می هد.                                             گافمن خود را یک هویت مستقل نمی داند(خودی که در تملک کنشگر باشد)( Goffman 1959.p252)بلکه خود را محصولی از کنش مشترک می داندکه از کنش متقابل نمایشی بین کنشگر و حضار ش بر می خیزد.  گافمن در این باره میگوید(.همان.نقل به مضمون ):                                                                          
هنگامی  که یک فرد از وضعیتی ،تعریفی به دست میدهدو به این وسیله به طور صریح و یا ضمنی  مدعی  می شود که شخص خاصی است،خود به خود بر دیگران فشار اخلاقی .وارد می کند که با  او چنان بر خورد کنند که از افراد همتای او انتظار دارند.علاوه بر این او به طور تلویحی از هر ادعای دیگری  مبتنی بر اینکه کسی است که از قرار معلوم نیست چشم می پوشد.و به این ترتیب خود را از رفتاری که مطابق  با شان چنین افرادی است محروم می سازد از این رو دیگران در میابند فرد آنها را از آنچه که او هست و آنچه که آنان باید در او ببینند آگاه کرده است.و این اتفاق در زمانی رخ می دهد که فرد در کنش اجتماعی به ایفای نقشهایی دست می زند.در هنگام ایفای هریک از این نقشهاست  که هویتی که  خود با آن تعریف می شود ایجاد،تحمیل ،تایید ،تثبیت یا رد می شود.  البته به این دیدگاه گافمن نسبت به خود ایراداتی  وارد شده است . بسیاری از این ایرادات مربوط به سهم   اندکی  است که گافمن برای یک شخصیت  ثابت و پایدار قائل است.  شخصیتی که محصول  ساختارهای بلنددامنه اجتماع است و به آسانی به وجود نیامده اند که به به سرعت  تغییر کند.  مکین تایر به این تعریف گافمن از خود انتقاد وارد می کند و عقیده دارد که خود ی که گافمن تعریف می کنددرحد یک چوب رختی که نقشهای مختلف به آن اویخته می شود  فرو کاسته  شده است.                                                                                   
گافمن..... خود رابه عمل نقش آفرینی فروکاسته است و استدلال می کند که                                            خود چیزی  بیش از یک رخت آویز نیست که بر آن جامه های مربوط به نقش                                            آویخته است....به عقیده گافمن ،که از نظر او سپهر اجتماعی همه چیز است،خود                                         هیچ چیز نیست و در فضای اجتمای جای نمی گیرد.( MacIntyre.1985.p117)                  

مراد مکین تایر از یک چوب رختی که نقشهای مختلف به آن آویخته می شود  .خودی است که منتزع ازنقشهای اجتماعی هویت مستقلی ندارد.وبا تغییر هر نقشی تغییر می کند.گویی  خود مورد نظر گافمن تنها جایگاهی ،چوب رختی ،برای آویختن نقشهای مختلف است.وبدون این جامه ها وجودندارد.                                                                                                     
 اجراهای تئاتری:
گافمن صحنه اجتماع را یک صحنه تئاتر می داند که در آن کنشگران و مخاطبان ایشان به اجراهای تئاتری و نمایشی می پردازند .هر برخورد اجتماعی یک اجراست. اجرا از نفشی که کنشگر ادعای آن را دارد، یا بنا بر تعریف باید آن را  بپذیرد.در یک اجرای تئاتری کنشگر در یک صحنه باید به ایفای نقش دربرابر مخاطبان بپردازد.مخاطبان وکنشگر هردو از نقشهای خودآگاهی دارندو سعی می کنند که به ایفای  مطلوب نقشهای  خود بپردازند. مخاطبان سعی  دارندکه با مساعدتهایی نظیر چشم پوشی ازخطاها و لغزشهای کنشگر و یا ابراز واکنش های مناسب در وقت مقتضی ،به اجرای هر چه بهتر  جریانی که موردنظر است  یاری رسانندو البته این مساله باعث نمی شود که همه اجرا هاموفقیت آمیز باشد وکنشگر قادر باشد که همیشه تصویرموردنظر خود  را در اذهان مخاطبان ایجاد کند.بنابه همین دلیل گافمن از چیزی به نام مدیریت تاثیرگذاری حرف می زند.                 
-مدیریت تاثیر گذاری:
این مفهوم به شکنندگی بسیار کنش های بشری اشاره دارد. برای حفظ این کنشها از سوی کنشگران تمهیداتی اندیشیده میشود که به فنون تاثیر گذاری یا مدیریت تاثیر گذاری معروف هستند. کنشگر با استفاده از این فنون می خواهد که بهترین تاثیر را بر مخاطبان خود  داشته باشد . به کنشگران بقبولاند که نقشش را به خوبی می داند،این نقش برایش بسیار مهم است و بر آن مسلط است.در این فرایند حضار هم به کمک کنشگر می آیند تا به او دراجرای نقشش یاری رسانند. اشتباه های او را نادیده می گیرند و.با رفتار های تعریف شده به کنشگر در مقامی که نقش آن را بازی می کند مشروعیت می بخشند .مدیریت تاثیر گذاری از آن رو اهمیت می یابد که نتایج  اجراهای تئاتری قابل پیش بینی و  همیشه یکسان نیستند.                                                 
هویت اجتماعی  :
هویت اجتماعی یکی از مسائلی است که در اندیشه های گافمن نقش کلیدی دارد.هویت اجتماعی که گافمن به آن عقیده دارد.هویتی است که درجریان کنش های اجتماعی زاده می شود وبه وجود می آید.گافمن در ضمن بحث در باره هویت اجتماعی به صورت خواسته یا ناخواسته به بحث فرد و جامعه نیز وارد می شود. گافمن هویت اجتماعی را هویتی ساخته شده  وآماده نمی داند که به صورت قالبی آماده و ساخته و پرداخته وجودداشته باشد.این هویتی است که در جریان کنش های اجتماعی  به وجود می آید،پذیرفته و یا رد می شود.جامعه از خلال نقش هایی که  افراد اجرا می کنند هویت ایشان  را رقم میزند و شکل می دهد. و افراد درتلاشهای خود برای اجرای هرچه بهتر نقش خودمی کوشندتا هویت مورد نظر خود راتثبیت کرده ودیگران را واداربه پذیرش آن کنند.این تلاش ها درزمینه قواعدی به وقوع می پیونددکه گافمن ازآن با نام چارچوب نام می برد.که معادل موقعیت های کم و بیش ساختار یافته هستند.جامعه برای افراد نقشهایی را درنظر گرفته است که باید در این نقشهاحاضر شده وبه ایفای آن بپردازند.                                                       
.نقش: مجموعه ای از بازی هایی است که کنشگران به صورت منظم و پیوسته به آن دست می زنند.                                                                                                              شباهت ،پیوستگی و استمرار بازی های یا اجراهای تئاتری به آنها خصلت نقش می دهد. نقش پزشکی یا پدری چیزی جز  اجراهای منظم و پیوسته ای نیست که به عنوان نقش باز شناسایی  شوند.همانطور که رد بحث اجراهای تئاتری و مدیریت تاثیر گفته شد ،این اجراها و سرنوشت آنها به شدت تاثیر پذیرو شکننده است وباید از آن مراقبت کرد.یک اجرای بد تنها به یک اجرای بد منتهی نمی شود بلکه می تواند به یک بحران هویتی منجر شود. به رسمیت نشناختن  بازیگر ازسوی مخاطبان در نقش مورد نظر ،می تواندهویتی که فرد برای شناخته شدن به آن تلاش می کندرا زیر سوال ببرد.از اینرو افراد می کوشند تا با تلاش برای ایفای بهتر نقش خود از هویت خو ،هویتی که مایلند به آن شناخته شوند یا مایلند با آن شناخته نشوند دفاع کنند.جنکینز عقیده دارد که هویت دو بعد ،درونی و بیرونی دارد.در بعد درونی فرد می کوشد تا با بسیج مها رتهای درونی به ایفای هرچه بهتر نقش بپردازد ،یعنی تصویر مطلوبی از خود ارائه کند.ازسوی دیگر  این تصویرباید از سوی دیگران،مخاطبان یعنی عموم مردم به رسمیت شناخته شود.چرا که هویت افرادبرآیندی از این تعامل بین فرد و مخاطبان اش است:                                           
افراد در چارچوب نظم تعاملی درباره هویت های خود چک وچانه می زنند،و                                           بابسیج کردن مهارتها ی   تعاملی خود در درون روال های تعاملی خوددردرون روال                                   های موقعیتی تصویری از خود به دیگران ارائه می کنند تا مورد پذیرش آنها قرار                                       بگیرد.در اصطلاح من (جنکینز)این عامل درونی دردیالکتیک شناسایی  از لحاظ تصویرعمومی است .عامل بیرونی،پذیرش آن  تصویر عمومی ازسوی دیگران است:آنان ممکن  است آن تصویر رابپذیرندیا نپذیرند.هویت فردی دررابطه میان خود انگاره و تصویر عمومی آفریده   می شود.( جنکینز 1381 ص120)                
 هویت اجتماعی بالقوه و بالفعل:
تلاش افراد در کنشها ی اجتماعی برای نیل به هویت مطلوب در چارچوبی صورت می گرد که جایگاه ،منزلت و موقعیت ایشان را از سوی جامعه تعیین می کند.هویتی که افرادخود ،خویشتن راباآن تعریف میکنند هویت اجتماعی بالقوه وهویتی که درتعاملات و کنشهای بشری بروز پیدا می کند ،هویت اجتماعی بالفعل نامیده میشود.این دو هویت همیشه با یکدیگر یکسان نیستند.زیرا آنچه که از سوی جامعه برای افراد در نظر گرفته می شود الزاما با آنچه که ایشان ،خودرا با آن تعریف می کنند همسانی ندارد.وقتی این اتفاق می افتد،فرد دچار بحران نقشی – هویتی می شود.فرد ویی مجبور است که به ایفای نقشهایی دست بزندکه آنرا نقش اصلی خود   نمی داند واز سوی دیگر من اصلی یا منی که خود را باآن تعریف می کند،در کنشهای اجتماعی اش دیده نمی شود. موقعیت زنان دریک جامعه مردسالار مثال خوبی از این دست است.در این جامعه تجربیات فردی زنان از خود وتوانایی ایشان با تصوری که جامعه برای ایشان به عنوان زن رقم میزند نا هماهنگی دارد.من فردی ایشان بزرگتر،تواناتر و برابرگرا تر از منی است که در جامعه باید به نمایش دربیاورند.دراین مورد فرد دچار فاصله نقشی و بحران هویتی می شود .یعنی هویتی که خود را با آن تعریف می کند ،هویتی نیست که جامعه وی را با آن تعریف می کند.این حالت به تنشها و بحرانهای فردی و اجتماعی منجر می شود.و هویت افراد را دچار بحران می کند.زیرا  خود رادر تعاملات روزمره نمی توانند بازشناسی کنند. هویتی که جامعه به افرادش تحمیل می کند.(نقشها ،بازیها و برخوردهایی که  جامعه ترتیب می دهدمعیارها و طبقه بندی هایش )هویت هایی برای افراد رقم می زند که بندرت می توانند خود درا از شر آن خلاص کنند.                              
داغ:
 داغ یاننگ که عنوان یکی از کارهای گافمن نیز هست(Stigma ). به مساله هویت های خدشه دارشده اشاره دارد.افراد از دو نوع داغ یا ننگ رنج میبرند.یکی داغ بی اعتبار ی و دیگری داغ احتمال بی اعتباری،داغ بی اعتباری به مساله ای اشارده داردکه افراد درآن از هویتی ننگ آلود درگذشته ،ظاهر یا شخصیت خود رنج می برند.در این نوع داغ  کنشگر می داند که مخاطبان از هویت ننگ آلود وی خبر دارند .وی می کوشد که درکنش هایش این مساله را مدیریت کند و از تنش های آن جلو گیری کند. اما داغ احتمال بی اعتباری ،وقتی است که دیگران از هویت ننگ آلود خبری ندارند واین احتمال وجود داردکه به این مساله پی ببرند.در این مورد کنشگر می کوشد که این مساله را پنهان کند.و کنشهای خود را طوری سامان دهد که این مساله همچنان پنهان بماند.در هر دو این موارد افراد برای تنظیم کنشهایشان طوری تلاش می کنند که کمترین تنش  و بهترین تصویر ارائه شود.گافمن عقیده دارد که همه ما از نوعی داغ رنج می بریم و می کوشیم که آن رادر کنشهایمان پنهان کنیم.از سابقه اعتیاد به مواد مخدر گرفته تا گرایشات نا مانوس جنسی تا تیکهای عصبی  و نقصهای جسمی .همه ما در زندگی روزمره میکوشیم که بر اضطراب این داغ فائق آمده و روابط خالی از تنش را ارائه دهیم.                                                                            
بیمارروانی،نظریه برچسب زنی وانحراف اجتماعی :                                                                                        در تمام این موارد افرادی به عنوان کجرو،منحرف،بیمارو... طبقه بندی می شوند.این افراد که در طبقه بندی های بسیار متنوعی قابل جایگیری هستنددر یک طبقه یندی اجتماعی تقریبا در یک طیف قرارا می گیرند به گفته گافمن همه ایشان به نوعی از قواعد وقوانین  مرسوم رفتاردر جامعه تخطی کرده اند.و رفتارشان مطابق با کنشهای مرسوم اجتماع نبوده است.
                   
بیمار روانی:
گافمن در کتاب تیمارستان به نظام پزشکی و برخوردی که با بیماران روانی دارد معترض است و عقیده داردکه حتی آنجایی که دلایل و شواهد آشکار و واضح پزشکی برای یک بیماری روانی وجوددارد، این دلایل تنها بخشی از دلایلی هستند که مایک فردرابیمار می نامیم.به نظر وی از آنجا که کسی دقیقا نمی داند که بیمار روانی چیست ،بیماری روانی اغلب یک تقسیم بندی موقتی است گافمن دیوانگی و بیماری روانی  را تخطی از هنجارها رفتار می داند. هرکسی می تواند به سادگی با انجام رفتارهایی خارج از پذیرش جامعه دیگران رادرباره سلامت روانی خود به تردید بیافکند.بیمار روانی(حداقل در ابتدا) بیشترنوعی ناهنجاری اجتماعی دررفتار وسرپیچی از قواعد است تا یک مشخصه فیزیولوژیک،بیمارروانی  مجموعه ای از نا شایستگی های موقعیتی است.گرچه دیدگاه گافمن از سوی منتقدان زیادی مورد اعتراض قرار گرفته است اما  بر بینش روان پزشکان نسبت به بیماران روانی به شدت تاثیر گذاشته است وکتاب وی  اکنون جزء کتابهای درسی رشته روانپزشکی در آمده است. طوری که زاس یک روان شناس پیشرو و سنت شکن نیز درکتاب زبان  سرکش خود(1990)دراینباره چنین می گوید:                                             
وقتی فردی نتواند از قوانین رفتاری بهنجار پیروی کند.می گوییم او دچاربیماری                                           روانی است.و وقتی که به پاداشها و تنبیهات قراردادی واکنش نشان ندهد وما                                           انتظار پاسخ داشته باشیم ،می گوییم ، به شدت بیمار است..البته این امر صحت                                          دارد که نمی توان بابسیاری از بیماران روانی بهنجار رفتار کرد.اما به همین ترتیب                                        صحت داردکه نمی توان با کودکان،سالخوردگان ،معلولین ،خارجیان و افراد                                            متعصب نیز هنجارمند رفتار نمود.علت به سادگی این است که مردم تحت قوانین                                        متفاوت زندگی می کنند ،چشمداشتهای متفاوتی از زندگی دارند ،به پاداشها و                                                 تنبیهات متفاوت واکنش نشان می دهند،یکدیگر را ناکامل ،عجیب ،نامانوس یا                                           دیوانه می پندارند و  زندگی با هم را دشوار یا غیر ممکن.                       
اینکه یک روان پزشک به چنین درکی از بیماری روانی و تاثیرجامعه بر قضاوتهای پزشکی نائل آمدهاست ،می تواند برای علوم اجتماعی نوعی دست آورد محسوب شود.                            
نظریه بر چسب زنی و انحراف اجتماعی:
 گافمن با استفاده از نظریه برچسب زنی نوعی دیگر از تحمیل هویت  را تشریح میکند.وی می گوید تقسیم بندی که از درست و نادرست وبه هنجار و نا بهنجار،باعث می شود بعضی ازرفتارهابه عنوان نابهنجار طبقه بندی شوند. به محض خلق قواعدی به عنوان  رفتار درست ،قواعدی نیز به عنوان رفتار نادرست (نقض رفتار های درست) خلق می شوند که باعث می شوند .رفتارهایی به عنوان رفتارها ی نادرست و افرادی به عنوان نا بهنجارشناخته شوند.اینکه چه کسانی ناهنجار هستند وچه کسانی بهنجار از یک تقسیم بندی موقتی ،تغییر پذیر و تابع شرایط دیگر(مثلا موقعیت کنشگران) بر می خیزد.در نظریه بر چسب زنی، یک تخلف ساده یا اولیه ازآنچه که به نظم اجتماعی معروف است ، می تواند فرد را در مسیر هویت یابی جدیدی قرار دهدکه فرد کم کم خود را به عنوان یک بزهکار تعریف کند و به تخلف های بعدی دست بزند. رفتار پلیس ،مددکار اجتماعی،روان شناس و...   که همگی در موضعی برتر درمقابل کنشگر هستند می تواند فرد را در موضع بزهکاری تقویت و تثبیت کند.یعنی یک هویت خارجی به هویتی درونی تبدیل شود.دیدگاه گافمن درباره مساله انحراف اجتماعی وتبعات بعد از آن این نکته رادرباره اندیشه های وی روشن می کندتا چه اندازه به بر ساخته بودن هویت اجتماعی اعتقاد دارد.هویت اجتماعی که به کنش متقابل وبه پاسخ  هایی که ما از محیط اطراف دریافت می کنیم  بستگی دارد. شناسایی  هویت خاصی از سوی محیط اطراف و ابراز کنشهایی مطابق با آن کم کم نه تنها به این منجر می شود که فرد از نظر اجتماعی درقالب  هویت خاصی  در آید .بلکه این امر بامرور زمان درونی می شود و فرد آنچه که دیگران وی را بدان می خوانند به عنوان هویت خود می پذیرد و خود نیز ،خود را آنگونه تعریف می کند.این اتفاق درباره مساله انحراف اجتماعی رخ میدهد .وقتیکه فردبا ابراز رفتاری  به عنوان کجرو طبقه بندی می شودورفتارهای دیگران با وی -آنچه که گافمن آنرا کنش متقابل می نامد-کم کم به وی نقش منحرف را القا می کند.خود فرد نیز به  قالب آن نقش درآمده و آن رامی پذیرید. بعد ازاین فرد نیز خود رابه عنوان منحرف شناسایی می کند.             ورفتارهای انحرافی از خود بروز می دهد. رفتارهایی که در پاسخ و هماهنگ با رفتارهایی است  که دیگران  با وی دارند. در حقیقیت فرد در جریان رفتا رهایش با افراد دیگر به هویت جدیدی که برایش تعیین شده صحه می گذارد.                                                                     
از بحث گافمن درباره هویت اجتماعی ودامنه گسترش آن دربین بحث های که وی دنبال میکندمی توان به اهمیت مساله هویت اجتماعی نزد گافمن پی برد.به نظرمی رسد که مساله اجتماعی گافمن مساله هویت اجتماعی ا ست. تقسیم بندی واژگانی که این متفکر برای تشریح  مفهوم موردنظرخود  به کار گرفته است گویای همین نکته است:هویت بالقوه،هویت بالفعل،هویت ننگ آلود،بحران هویتی و......                                                                                                   
از سوی دیگربسیاری از محققانی که مساله هویت دغدغه و موضوع کارشان بوده است ،  چارچوب تئوری ورویکردنظری گافمن رابرای کار خود انتخاب کرده اند.به نظر میرسد که چارچوب نظری که گافمن فراهم میکندبیشتر از هر چیز دیگری برا ی مسائل هویتی پاسخ گو باشد.برای  مثال کارهای تحقیقاتی  که به مساله فضاهای مجازی وهویت افراد در این فضاها ویا به مساله هویتهای داغ خورده وننگ آلود ازسوی افراد حاشیه اجتماع می پردازند،از این دسته هستند.                                                                                                            
ارتباط  نظریات گافمن با سایرنظریه های اجتماعی:
به نظرمی رسد که گافمن متفکری از مکتب کنش متقابل نمادین  و تحت تاثیر متفکران این مکتب است .این قضیه گرچه صحت دارد اما تمام ماجرا نیست. به غیر از پیشینیان فکری و فلسفی گافمن در مکتب کنش متقابل وی ازدانشمندان دیگری نیز تاثیر پذیرفته است که درظاهر چندان به کارگافمن نزدیک به نظرنمی رسند .برای شروع به تاثیرپذیری گافمن از مکتب شیکاگو می پردازم.
گافمن یکی از متفکران برجسته مکتب شیکاگو است.وتاثیر پذیری گافمن از متفکران برجسته مکتب  شیکاگو،مخصوصا مید و بلومر درحد رابطه استاد و شاگردی است. به طوری که کار گافمن را ادامه و گسترش  اجتماعی کار فلسفی مید دانسته اند.                                          
جورج هربرت مید:
وی از سال 1894 تا1931 در دانشگاه شیکاگو فلسفه درس می داد. یادداشتهای دانشجویان جامعه شناسی که درس او را انتخاب کرده بودندبعدها مبنای کتاب(ذهن خود و جامعه:از دیدگاه یک رفتار شناس اجتماعی )مید شد.کار مید دوریشه مهم فلسفی دارد که بر آثار گافمن بسیار تاثر گذار بودند:فلسفه عمل گرایی و فلسفه رفتار گرایی
-1فلسفه عمل گرایی:
 در فلسفه عمل گرایی بر این نکته تاکید می شود که حقیقت یا واقعیت به گونه ای آماده در جهان خارج وجود ندارد. آنچه که ما به عنوان حقیقت می شناسیم در ضمن عملکرد ها در جهان به گونه ای فعالانه ساخته و پرداخته می شود.این دیدگاه درتعریف متغیر و دگرگون شونده گافمن از خود،هویت و...در کنش اجتماعی به وضوح قابل شناسایی است.                                        
 -2رفتار گرایی روان شناختی:
مردم شناخت و دانششان را  از جهان بر مبنای سودمندی که برای ایشان دارد استوار می کنند. اگر این دانش کارایی اش را از دست بدهد دچار بحران می شودو تغییر میکند. این  فلسفه را که  بعدها میراث مشترک سایر دانشمندان مکتب کنش متقابل از جمله گافمن هم  شد.مشتمل بر جند نکته است:                                                                                                      
-1 حقیقت به عنوان یک هستی مستقل و قائم به ذات وجود ندارد.
-2 حقیقت در برخوردها و کنشهایی که انسانها در زندگی روزمره انجام می دهند ساخته و پرداخته می شود.
-3 گرایشی که این کنشها را هدایت میکند اصل سودمندی است .
این دیدگاه در آثار گافمن به خوبی قابل مشاهده است که آنچه که کنشهای بشری را هدایت می کند ،هدف تا ثیر گذاری در جهت اهداف  فردی است . ما مایل هستیم که خود را بنا به شکل  خاصی معرفی کنیم شکلی که برای ماسودمندی و فایده ای در بردارد.                                 
بلومر:  
وی استاد گافمن بود و وقتی که شیکاگو را به قصد برکلی ترک کرد گافمن نیز تا یک سال بعد  به او در شیکاگو پیوست.بلومر با اندکی فاصله از نظریات مید در عین این که خود را ازجامعه شناسان ساختار گرا جدا می کند جامعه شناسی رفتار گرا را نیز تقلیل گرایانه می داند. وی هم  آن دسته از نظریات را که انسان را محصول نیروهای خارجی عظیم و ساختاری می دانند رد می کند و هم تئوری های رفتار گرایی را که رفتار بشری را تحت تاثیر نیروهای غیر قابل سر پیچی درون می داند. بلومر ازآانجا که به کنش خلاقانه اعتقاد دارد. پرسش از جامعه و ساختار و غرایز را نادرست  می داند به عقیده بلومر تمام  ماجرا (چیزی که می تواند موضوع مطالعه جامعه شناس باشد) در کنش و برخوردها رخ می دهد.                                                                    
زیمل:
گافمن به غیر از متفکران مکتب شیکاگو از جامعه شناسان دیگری نیزتاثیرپذیرفته است.اصولا کارگافمن رامتاثراز متفکران نوکانتی دانسته اند.دراین بین تاثیر وبر و زیمل از همه پررنگ تر است.  مفهوم تحلیل صوری که زیمل ابداع کرد و در کارهایش به کارگرفت در روش شناسی آثارگافمن نیز  قابل شناسایی است.  توجه زیمل به کنش های خرد که در زندگی روزمره رخ می دهند الهام  بخش متفکران  مکتب کنش متقابل و همچنین  گافمن بوده است.گافمن تحت تاثیر این عقیده زیمل قرار گرفت که کنش های متقابل  ضرورتا شکل کوچک و خرد فراگردهای اجتماعی نیستند .بلکه آنها  مولد و ایجاد کنننده  نظم اجتماعی هستند وبهتر است که جامعه شناسی  تحلیل صوری را بر توصیف های تفسیری ترجیح دهد(Travers.A.1992). گافمن از زیمل  نگرش خرد به جامعه شناسی و تحلیل صوری را اخذ کرد ـ  دیدگاهی در جامعه شناسی که در آن شکل و قالبی که در آن پدیده ها رخ می دهند  از محتوای آنها مهمتر به نظر می رسد یا به عبارت دیگر برای شناخت،طبقه بندی و تحلیل پدیده ها باید به سراغ  شکل آنهارفت تا محتوای آنهازیرا که:                                                                
 شکل تکرار شونده و حاوی معنااست در حالیکه محتوا دگرگون شونده و نا پایدار                  
 گافمن تحت تاثیر همین دیدگاه بود که به کنش های روزمره علاقه مند شد وآن را به عنوان جریان اصلی  تحقیقاتش برگزید. کتاب داغ گرچه جزءکارهای قوی گافمن محسوب نمی شود اما  گویا ترین نمونه بروز این تاثیر دانسته می شود.                                                           
وبر:
جامعه شناس آلمانی دیگری که بر کارگافمن تاثیر گذاربود ماکس وبر بود. گافمن با تاثیر پذیری ازجامعه شناسی تفهمی وبر در مساله اجراهای تئاتری خود به معنا داری و هدفمندی کنشهای بشری می پردازد. گافمن با معنا داردر نظر گرفتن کنشهای بشری براین عقیده است که برای فهم کنشهای بشری باید به این مهم دست یافت که معناو هدفی که  خودکنشگران برای کنشها یشان  قائل می شوند چیست.همانطوری که هدف جامعه شناسی تفهمی  نیز فهم معنا و علت کنشهای بشری است.                                                                                                      
دورکیم:  
رندل کالینز منتقد کارهای گافمن و پیر بوردیو انسان شناس فرانسوی هردو گافمن را تحت تاثیر اندیشه های دورکیم می دانند.کالینز ،گافمن را در سنت دورکیمی  طبقه بندی می کند .به نظروی گافمن همانقدر که درپیشبرد اندیشه های مید  موثربوده است در رشد و پیشبرد اندیشه های دورکیم نیز کوشیده است.( 1987.p.203) کالینز بر این عقیده است که مفهوم کنشهای متقابل گافمن با مفهوم وجدان اجتماعی دورکیم مطابقت می کند.و مفهوم کنش گافمن همان وجدان اجتماعی  است که از شکل انتزاعی آن خارج شده است و به شکل عینی و ملموس درآمده ست.و به جای اینکه تصور کنیم که مانند بالنی بزرگ برسر  جامعه قرار گرفته است  و بر همه چگونگی های آن نظارت دارد،باید توجه رابه میلیونها فراگرد  اجتماعی جلب کنیم که در اثر ارتباط و کنش متقابل ساخته می شود.این دردیدگاه گافمن فرایند نظریه پردازی  رایج در جامعه شناسی که از بالابه پایین بود را معکوس کرده است(همان207).گافمن باتحلیل موقعبت های مشابه نشان داد که چطوروجدان جمعی به وجود می آید                                  تاثیرقدرتمندخودرانشان میدهد.گافمن جامعه رایک نمایش دانست و نقشهای آنرا که همانا آداب و مراسم نمادین اجتماعی هستند به عنوان مهمترین عوامل  حفظ کننده جامعه  معرفی کرد.دورکیم درست در شصت سال پیش از گافمن نظریه اجتماعی خود را چنین معرفی کرد:                                                        
                                   جامعه خودرابه وسیله مناسک و مراسم نمادین حفظ می نماید .و گافمن نشان دادکه                                     قواعد آداب اجتماعی در هر نقطه و لحظه از تعامل های اجتماعی  اجرا شده و به                                     حفظ جامعه کمک میکند.(همان 208)                                                         
گرچه این عقیده کالینز رامی توان به  صورت  مفهومی و در سطح خرد پذیرفت .اما نمی توان به هیچ وجه گافمن را در سنت جامعه شناسی کارکردگرایانه وجامعه شناسی کلان جای داد. نظریات گافمن حتی از نظر طرفدارانش ،هیچ گاه یک نظریه فراگیر اجتماعی نبوده است. گافمن در بهتربن حالت توضیحاتی تیزهوشانه و روشنگرانه راجع به کنشهای متقابل ،زندگی روزمره وجامعه شناسی خرد ارائه می دهد.گافمن خود نیزاداعایی ندارد که درباره ساختارهای کلا ن جامعه بینشی ارائه میدهد.به نظرمی رسدکه گافمن هژمونی و اقتداراین ساختارها را به رسمیت شناخته وکارخودراتنها به چگونگی بروزاین اقتداردرکنشهای روزمره محدود می کند. الوین گولدنر در انتقاد از کار گافمن درباره مساله قدرت در آثار وی ، بی توجهی او به این مساله  می گوید که گافمن با نپرداختن به نظام سلسله مراتب قدرت از طرفی مخالف این نظام است و از سوی دیگر بارد نظام سلسه مراتبی و اهمیت  قدرت نابرابر  حتی در زمینه هایی که می تواند برای نظریه وی مفید باشد، اجتناب می کند.و نظریه وی به نوعی سازش با نظام قدرت محسوب می شود.گولدنر نگاه خرد گافمن را ضعف کار وی می داندکه با عث شده کار وی فاقد بینش های تاریخی و نهادی باشد.                                                                                                      
وی با تئاتر پنداشتن جهان اجتماعی از پرداختن به علل  وماهیت پدیدهای                                                ا جتماعی سرباز می زند و تمام رفتارهای اجتماعی راداری سرشتی یکسان                                                میداند.وبه تقسیم بندی رفتارهای نادارست یا کجرو . ....اعتقادی ندارد.( .گولدنر.1368)
و این یک وجه اختلاف اساسی گافمن با متفکری مثل دورکیم است که  کارخود راباتوضیح درباره کلیت جامعه و ساختارهای بلند دامنه آن آغاز می کند. پیربوردیو دراینباره می گوید:
گافمن شاگرد اورت هیوز یکی از برجسته ترین  اساتید  جامعه شناسی آمریکایی                                      بود.و توانسته بود با بهره گیری از نقاط قوت مکتب شیکاگو  وبه ویژه بهره گیری از  آثار مید ،  کولی و نیز با استفاده از هر چیزی که در قلب  جامعه شناسی  حرفه ای جای گرفته بود. اعم از کارهای دورکیم یا جامعه شناسی صوری زیمل و نیز با مجهزکردن خود به نظریه  بازیها  ،به برسی دقیق  پدیده هایی بپردازدکه درخارج از حوزه علمی قرار داشتند(Bourdiau.1983).                                                                         
گافمن در یک طبقه بندی عام و کلی درطبقه جامعه شناسی خرد و مکتب شیکاگو جای میگیرد. طبقه بندی  که همانقدر که عام و فراگیر  است کلی وخالی از دقت نیز هست.در نوعی نگاه دقیق تر درآثار گافمن به جز متفکرانی که در بالا از ایشان یاد شد ردپای ادبیات و،انسان شناسی نیز قابل مشاهده است.ردپای انسان شناسی بر نوع نگاه ریز و ژرفا نگر گافمن و ادبیات بر نثر و  روایت گافمن تاثیر خود رانشان می دهند.   
آیا در آثار گافمن می توان نوعی چرخش فکری را تشخیص داد؟
گرایش و جهت گیری اولیه فکری گافمن ،متعلق به مکتب کنش متقابل نمادین . است و کارها ی اولیه گافمن به شدت تحت تاثیر آنچه که اجراهای تئاتری می نامد است(dramaturgical). کتاب بازنمایی خود در زندگی رزومره که گافمن با آن به شهرت رسید ، بر همین محو رمی چرخد.این کتاب جزو کتابهای اولیه گافمن است و پیام اصلی کتاب  این است که کنشگر اجتماعی عامل اصلی در عرصه اجتماعی است  .اوست که معلوم می کندکه چه هست و چه نیست. البته اجراها ای بازیهای کنشگرتوسط دیگران (مخاطبان ) می شود و چیری شبیه اظطراب نقش به وجود می آورد .کنشگر نگران  آن است که نقشش را به خوبی  ایفا نکند و برای آن نقش شایسته شناخته نشود.گافمن در دیگر آثارش مثل تیمارستان وآثارش دربار ه نهاد های  اجتماعی ،به توصیف کارکرداین نهادها و شیوه اعمال نفوذشان بر افراد می  پردازد(Asylums 1961). گافمن در این آثارش از کنشگران صرف فاصله می گیرد و به نهادها ی بلنددامنه تر می پردازد.
گافمن در آثاردیگرش نظیر چارچوباندک اندک به به آنچه که ساختار یا جامعه شناسی ساختاری معروف است نزدیک می شود.گافمن در این آثار دیگر تنها به  رفتار و اجرای کنشگران ارجاع نمی دهد بلکه بر این نکته تاکیدداردکه رفتارهای کنشگران توسط قواعد رفتاری که خارج از کنترل کنشگران هستند تعیین می شود. این قواعد بررفتارها ی کنشگران ،پاسخ های مخاطبان و میزان مشروعیت آنها حاکم  است. نتقدان این کتاب گافمن را به نوعی چرخش به سمت جامعه نشاسی کلان و فاصله گرفتن از  سابقه انسان شناسانه و جامعه شناس خردبودن وی می دانند.حتی  اگر این طورباشد ،گافمن هرگز فرصت آن را نیافت تا این ایده  را در رشته ای مبسوط از آثارش تشریح کند.وبه این ترتیب گافمن در حافظه  علوم اجتماعی به عنوان یک جامعه شناس خرد-مردم شناس اجتماعی ثبت شد.

 گافمن دانشمند یا هنرمند؟
گافمن نظریه پردازی است که از منظر دنیای هنر به علوم اجتماعی علاقه  مندشد .ورد پای نوعی نگاه هنری درتمام آثار گافمن قابل باز شناسی است برای مثال اصطلاحاتی که وی برای رساندن مقصودش ابداع کرد:اجرای تئاتری ،پشت صحنه،جلوی صحنه ،داغ و....همگی دارای نوعی سبقه هنرمندانه هستند.گافمن در نثری که برای  نوشتن انتخاب می کند، نیز نوعی نگاه ادبی را حفظ میکند و نثر گافمن به جز شیوه روایتی که وی برای نظم دادن به کتابهایش انتخاب میکند  نوعی نثر داستان گونه است . مثلا کتاب داغ گافمن  با تو ضیحاتی راجع به دختری که بدون بینی به دنیا آمده است شروع می شود. آغازی که بی شباهت به یک رمان نیست. این دید ادبی تاآانجا پیش می رود که آلن بنت گافمن را کافکای زمان ما می نامد:                                                  
بسیاری از کارهای گافمن می تواند تفسیری بر کارهای کافکا محسوب شود .شاید                                    کسی فکر کند که او دریک رفت و برگشت .میان هنرمند بودن و دانشمند بودن است .                                 اما حقیقت این است که او به سوی داستان نویسی پیش می رود(Lemert.1997.pxiv).








                                                                                                                                   کتاب شناسی آثار گافمن:
الف :کتابهای  گافمن:

1- 1959, the presentation of self in every day life
2-1961, Asylum, essay on the situation of mental patients and
other inmates
3-1961.Encounters:2 studies in the sociology of inter action
4-1962, Behavior in the public places: notes on social
organization of   gathering
5- 1963, Stigma: notes on the management spoiled identity
6-1967, Interaction Ritual: Essay on face to face behavior
7- 1969, Strategic interaction
8-1971, Relations in public: micro study on public order
9- 1974, Frame analyses: an essay on the organization of
Experience
10- 1979, Gender Advertisements
11- 1981, Forms of talk






ب:مقالات گافمن:
[1] Communication Conduct in an Island Community. (PhD. dissertation, University of Chicago, 1953)
[2] "Symbols of Class Status," British Journal of Sociology 11 (1951), pp. 294-304
[3] "On Cooling the Mark Out," Psychiatry: Journal of Interpersonal Relations 15:4 (1952), pp. 451-463.
[4] "The Service Station Dealer: The Man and His Work." (Prepared for the American Petroleum Institute), Mimeographed, Chicago; Social Research Incorporated, 1953).
[5] "A Note on Interviewing." Human Organization 12 (1954), p. 32.
[6] "On Face-Work: An Analysis of Ritual Elements in Social Interaction," Psychiatry: Journal of Interpersonal Relations 18:3 (1955), pp. 213-231 [rpt. in: Interaction Ritual, pp. 5-46]
[7] Review of Tobati: Paraguayan Town, by Elm an R. Service and Helen S. Service (Chicago: University of Chicago Press, 1954), American Journal of Sociology 61 (1955-6), 186-187
[8] The Presentation of Self in Everyday Life. (Edinburgh: University of Edinburgh, 1956) (Social Sciences Research Centre, Monograph no. 2)
[9] "The Nature of Deference and Demeanor," American Anthropologist 58 (1956), pp. 473-502 [rpt. in: Interaction Ritual, pp. 47-96]
[10] "Embarrassment and Social Organization," American Journal of Sociology 62:3 (1956), pp. 264-271 [rpt. in: Interaction Ritual, pp. 97-112]
[11] "Interpersonal Persuasion," in: Bertram Schaffner (ed.), Group Processes (New York: Josiah Macy Foundation, 1956), 117-193 [revised as "Characteristics of Total Institutions"].
[12] "Alienation from Interaction," Human Relations 10:1 (1957), pp. 47-60 [rpt. in: Interaction Ritual, pp.  113-136]
[13] "Characteristics of Total Institutions," in: Symposium on Preventative and Social Psychiatry, Sponsored by the Walter Reed Army Institute of Research, the Walter Reed Army Medical Centre, and the National Research Council, Washington, (Government Printing Office, 1957), pp. 43-93 [revised version of "Interpersonal Persuasion"; revised in: Asylums, pp. 1-124]
[14] "On Some Convergences of Sociology and Psychiatry: A Sociologist's View," Psychiatry: Journal of Interpersonal Relations 20:3 (1957), pp. 201-203
[15] Review of: Other People's Money by Donald R. Cressey (Glencoe: The Free Press, 1953), Psychiatry: Journal of Interpersonal Relations 20:3 (1957), pp. 321-326.
[16] Review of: Human Problems of a State Mental Hospital, by Ivan Belknap (New York: McGraw-Hill, 1956), Administrative Science Quarterly 2:1 (1957), pp. 120-121.
[17] The Presentation of Self in Everyday Life. (New York: Doubleday Anchor, 1959) (London: Allen Lane, 1969).
[18] "The Moral Career of the Mental Patient." Psychiatry: Journal of Interpersonal Relations 22:2 (1959), pp. 123-142 [rpt. in: Asylums (1961), pp. 125-170]
[19] Encounters: Two Studies in the Sociology of Interaction. (Indianapolis: Bobbs-Merrill, 1961) (London: Allen Lane, 1972)
[20] "Role Distance", in: Encounters, pp. 85-132.
[21] "Fun in Games," in: Encounters.
[22] Asylums: Essays on the Social Situation of Mental Patients and Other Inmates. (New York: Doubleday Anchor, 1961); (Harmondsworth: Penguin, 1968)
[23] "On The Characteristics of Total Institutions," in: Asylums, pp. 1-124 [see 13].
[24] "The Moral Career of the Mental Patient," in: Asylums, pp. 125-171 [see 18]
[25] "The Underlife of a Public Institution: A Study of Ways of Making Out in a Mental Hospital," in: Asylums, pp. 171-320
[26] "The Medical Model and Mental Hospitalization: Some Notes on the Vicissitudes of the Tinkering Trades," in: Asylums, pp. 321-386.
[27] Stigma: Notes on the Management of Spoiled Identity. (Englewood Cliffs, New Jersey: Prentice-Hall, 1963) (Harmondsworth; Penguin, 1968).
[28] Behavior in Public Places: Notes on the Social Organization of Gatherings. (Glencoe: The Free Press, 1963)
[29] "Mental Symptoms and Public Order," in: Disorders in Communication (Research Publications of the Association for Research in Nervous and Mental Disease, vol. 42), pp. 262-269 [rpt. in: Interaction Ritual, pp. 137-148]
[30] "The Neglected Situation," American Anthropologist 66:6 (1964), part II (Special Issue), pp.  133-136
[31] "Communication and Enforcement Systems," in: Kathleen Archibald (ed), Strategic Interaction and Conflict (Berkeley; Institute of International Studies, University of California, 1966), pp.  198-220 [revised version as "Expression Games," in: Strategic Interaction]
[32] Interaction Ritual: Essays on Face-to-Face Behavior. (New York: Doubleday Anchor, 1967) (London: Allen Lane, 1972)
[33] "On Face-Work," in: Interaction Ritual, pp. 5-46 [see 6]
[34] "The Nature of Deference and Demeanor," in: Interaction Ritual, pp. 47-96 [see 9]
[35] "Embarrassment and Social Organization," in: Interaction Ritual, pp. 97-112 [see 10]
[36] "Alienation from Interaction", in: Interaction Ritual, pp. 113-136 [see 12]
[37] "Mental Symptoms and Public Order," in: Interaction Ritual, pp. 137-148 [see 29]
[38] "Where the Action Is," in: Interaction Ritual, pp. 149-270
[39] Strategic Interaction. (Philadelphia: University of Pennsylvania Press, 1969); (Oxford: Basil Blackwell, 1970)
[40] "Strategic Interaction," in: Strategic Interaction.
[41] "Expression Games: An Analysis of Doubts at Play," in: Strategic Interaction [see 31]
[42] "The Insanity of Place," Psychiatry: Journal of Interpersonal Relations 32:4 (1969), pp. 357-387 [rpt. in: Relations in Public]
[43] Relations in Public: Microstudies of the Public Order. (New York: Basic Books, 1971); (London; Allen Lane, 1971)
[44] Frame Analysis: An Essay on the Organization of Experience. (New York: Harper and Row, 1974); (Harmondsworth: Penguin, 1975)
[45] "Gender Advertisements," Studies in the Anthropology of Visual Communication 3:2 (1976), pp. 69-154 [rpt. as Gender Advertisements, 1979]
[46] "Replies and Responses," Language in Society 5:3 (1976), pp. 257-313 [rpt. in: Forms of Talk, pp. 5-77]
[47] "The Arrangement Between the Sexes," Theory and Society 4:3 (1977), pp. 301-331
[48] "Response Cries," Language 54:4 (1978), pp. 787-815 [rpt. in: Forms of Talk]
[49] Gender Advertisements. (New York: Harper and Row, 1979); (London: Macmillan, 1979) (see 45)
[50] "Footing," Semiotica 25:1-2 (1979), pp. 1-29 [rpt. in: Forms of Talk]
[51] "A Reply to Denzin and Keller," Contemporary Sociology 10 (1981), pp. 60-68
[52] Forms of Talk. (Philadelphia: University of Pennsylvania Press, 1981); (Oxford: Oxford University Press, 1981).
[53] "Replies and Responses," in: Forms of Talk, pp. 5-77
[54] "Response Cries", in: Forms of Talk, pp. 78-122 [see 48].
[55] "Footing", in: Forms of Talk, pp. 124-159 [see 50].
[56] "The Lecture," in: Forms of Talk, pp. 162-195
[57] "Radio Talk", in: Forms of Talk, pp. 197-327.
[58] "Felicity's Condition," American Journal of Sociology 89:1 (1983), pp. 1-53.
[59] "The Interaction Order," American Sociological Review 48 (1983), pp. 1-17.


الف- منابع فارسی:
--1 ریتزر،جورج،1374 نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر،محسن ثلاثی،تهران انتشارات علمی
2-جنکینیز ،ریچارد1381،هویت اجتماعی،تورج یار احمدی، تهران نشر شیرازه ،
-منینیگ،فیلیپ،1380،اروینگ گافمن و جامعه شناسی نوین،ثریا کامیار،انتشارات ثارالله ،تهران
3-گولدنرآلوین 1368.بحران جامعه شناسی غرب،فریده ممتاز،شرکت سهامی انتشارات
4- زیتلین ،اروینگ ،بلومر هربرت،مید.ج.هربرت،1373،آینده بنیانگذاران جامعه شناسی،ترجمه غلامعباس توسلی .نشر قومس.
-ترابی علیرضا،1377،خود و جامعه:بررسی آراءو اندیشه های جرج هربرت مید،اروینگ گافمن  و موریس روزنبرگ،پایانامه کارشناسی ارشد،به راهنمایی دکترآزاد ارمکی ،دانشگاه تهران،دانشکده علوم اجتماعی.
منابع لاتین:
-1Burns,Tom”Erving Giffman”Routledg 1992

2-williams:Robin “Erving goffman “:An Appreciation ,sociological Traops:A Tribute to Erving Goffman ,Theory ,culture and society.vlo 2 ,no 1983
3-journal of contemporary  ethnogeraphy.1989.
4-lemert,charles and Branaman,Ann.1997,the” Goffmen  Reader” Black well
5-Travers,Andrew:Strangers to Themselves: How interaction are other than they’re :British Journal oafSociology.vlo43.no 4,DEseember 1992
6-Williams Simon.1986”.Appraising Goffman “ The Biritish journal o
sociology vol.xxxvlll.no 3.sep
7-Bourdiau.piere 1983,”Erving Goffman: Discover of Infinity  small” Theory ,culture and society .vol 2.no.1
8-Collins,Randel and Mkaowsky ,M,1978,”The diccovery  of society”second Edition.Random House.inc.
9-Gary Alan Fine & Gregoy W. H. Smith eds., Erving Goffman. [Sage Masters of Modern Social Thought], 4 volumes (London: Sage, 2000)
10-Boltanski, Luc. "Erving Goffman et le temps du soupçon: A propos de la publication en français de La representation de soi dans la vie quotidienne. Information sur les sciences sociales 12:3 (1973), pp. 127-147.
11-Ditton, Jason, ed. The View from Goffman. New York: St Martin's Press, 1980).
12-Drew, Paul, and Anthony Wooton, eds. Erving Goffman: Exploring the Interaction Order. (Cambridge: Polity Press, 1988).
13-Riggins, Stephen, ed. Beyond Goffman. (Bloomington, 1989).
14-Gamson, William A. 1985. “Goffman’s Legacy to Political Sociology.” Theory and Society 14: 605-22.
منابع اینترنتی:
www.Sagepublication.com
www.americananthroplogist.com
www.elseveier.com
www.umi.com\Desretatioion.
www. Wikipedia, the free encyclopedia.htm
www. people.brandeis.edu/~teuber/goffmanbio.html
www. www.blackwood.org/Erving
www. www.kfunigraz.ac.at/soz
www. agsoe/lexikon/klassiker/goffman/
www. www.goffman.com
www. www.aarongoffman.com
www. www.socio.demon.co.uk
www.amazon.com/exec/obidos/ tg/detail
www.anthrobase.com/Dic/eng/pers/goffman_erving.htm
www.mdx.ac.uk/www/study/xgof.
www.unige.ch/fapse/SSE/groups/
www.randomhouse.com/author/results.pperl
www.hausarbeiten.de/faecher/vorschau
www.counterculturethroughtheages.com/ru.php
columbia.thefreedictionary.com/Goffman,+Erving
www.infoamerica.org/teoria/goffman1.htm
www .corpsetculture.revues.org/sommaire33.html
www.ciao.de/Wir_alle_spielen_ Theater_Goffman_Erving__942601 -
www.soci.canterbury.ac.nz/ resources/biograph/goffman.shtml –
www.editions-harmattan.fr/index.
www.gianfrancobertagni.it/ materiali/filosofiacritica/goffman
. www.socialnet.de/rezensionen
www.mannatapes.com/miva/merchant
www.blackwellpublishing.com/book.asp
www.aabookfestival.org/HTML/WatkinsGoffman.htm
www.cultureby.com/trilogy/2004/04/goffmans_corner.htm
-www.simonsays.com/content/ destination.cfm
www.env.duke.edu/cgc/seminars/goffman-1.pdf
 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی