واژگان یک فرهنگ(1): «خودرو»: پیاده ها و سواره ها

ناصر فکوهی

هر چند، ورود خودروهای خارجی به ایران از ابتدای قرن بیستم آغاز شده بود،  تا نیم قرن بعد یعنی تا سال های پس از جنگ  جهانی دوم (دهه 1320 و 1330) داشتن یک اتوموبیل، امری «اشرافی» به حساب می آمد  و شهرهای هنوز معدود و کوچک کشور، هر چند برخی از آنها به سبک شهرهای اروپایی، خیابان کشی هایی منظم و آسفالت هایی نو داشتند،  اما عموما خالی از خودرو بودند.
در این شهرها حتی وسایل حمل و نقل عمومی نیز به ندرت دیده می شد و هنوز رفت و آمد درشکه چی ها دیده می شد،  اتوبوس ها و تاکسی ها نیز خاص گروه معدودی از شهرنشینان  بودند که یا به طبقه بالا تعلق داشتند و یا به طبقه متوسط.  نخستین اتوبوس در ایران  به وسیله معین التجار در رشت خریداری شد و پس از انقلاب مشروطه یعنی در حدود سال 1300ش. به تهران آورده شد و تعداد اتوبوس ها رفته رفته در تهران و برخی از شهرها افزایش یافتند.  اولین خط اتوبوس رانی در تهران در سال  1335 در مسیر بازار تا میدان فوزیه آن زمان (امام حسین کنونی) با 90 دستگاه تاسیس شد؛ نخستین تاکسی ها هم ظاهرا به ابتکار فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه (یا پسرش علی امینی نخست وزیر بعدی ایران) در1324 ظاهر شدند. خاطره تاکسی های بزرگ مشکی رنگ، سیاه و سفید و بعدها هر چه بیشتر نارنجی، تاکسی های خطی و بین شهری بنز ِ آبی رنگ و  اتوبوس های رنگارنگ، و به خصوص اتوبوس های دو طبقه قرمز رنگ، هنوز در ذهن بسیاری از ایرانیان زنده است. حال و هوای طبقه دوم اتوبوس ها را نیز هنوز می توان در یاد داشت.
اما از اواخر دهه 1330  با گسترش درآمد نفتی، تقریبا همه چیز تغییر کرد. اکنون نظام استبدادی که از کودتای 1332 بیرون آمده بود، تمایل داشت مدرن بودن خود را  با گسترش طبقه متوسط نشان دهد و این  گسترش را به دلیل ماهیت سنت گرای خود، بیش از هر چیز در بالا بردن  موقعیت مادی این طبقه و حتی از آن بدتر در  افزایش امکانات بروز و «خود نمایی» سرمایه های مادی این طبقه می دید. از این زمان هر چه بیشتر «صاحب ماشین» شدن، به یکی از بارزترین اشکال  برخورداری از ثروت تبدیل شد.در شهرهایی که هر روز بر تعداد و حجمشان افزوده می شد، موقعیت  «پیاده ها» شکلی از «تازه وارد های روستایی» را نشان می داد که در برابر آن «سواره بودن» به یکی از اشکال بیرونی ثروت در جامعه ما بدل شد که تا امروز ادامه یافته است. البته بعدها، هر چه بیشتر  ابعاد، نوع و ساخت و بهای  خودرو در این «خود نمایی» موثر افتاد و  بدل به مولفه هایی اساسی در «ارزش یابی» اجتماعی گشت. هم از این رو  آنچه از آن زمان تا امروز به صورت یک عامل  بلاتغییر بر جای ماند، رابطه سلسله مراتبی بود  که در پایین ترین رده آن، فرد «پیاده» (نشانه ای از روستایی تازه به شهر وارد شده) آغاز می شد و به «سواره ها» در سلسله مراتبی بسیار  گسترده از  اتوبوس سوار و تاکسی سوار (مسافرکش ها، تاکسی ها و آژانس های اختصاصی) و سرانجام  اتومبیل سواران از کم قیمت ترین تا گران قیمت ترین آنها ادامه می یافت. ارزش هایی که بدین ترتیب از طریق یک نظام نشانه شناختی  وارد نظام اجتماعی شدند،  چنان در کنشگران درونی شدند که امروز نه تنها حتی نظام شناختی و زبانی ما، بلکه کنش های روزمره ما را نیز به طور ناخود آگاه در برگرفته اند. در این زمینه مفهوم «صف» از «صف اتوبوس» تا «صف بقالی» و «صف تاکسی» بیشتر از آنکه در ذهنِ ایرانی، مفهوم «نظم» را تداعی کند، «محرومیت» را القاء می کند.
از این رو پیکان هر چند از همان ابتدا اقشار بالای طبقه ثروتمند آن را با واژه «وطنی» تحقیر میکردند به «رویایی» واقعی برای  بسیاری از ایرانیان بدل شد  و نظام خریداری قسطی که آن نیز ابداعی جدید و حاصل شبکه های بانکی جدید و گسترش بی پایان نهادهای دولتی بود  که رفته رفته همه را به کارمندان خود تبدیل می کرد و «حقوق و مزایا» یی که بهر حال در پایان ماه از راه می رسید، امکان خرید قسطی آن را فراهم می کرد. «پیکان»، اما،  خود روایتی تامل برانگیز دارد که در نوشتار بعدی خواهیم خواند، روایتی که هم عمری طولانی و چهل ساله را  نشان می دهد و هم سقوطی از برج افتخار طبقه متوسط به خودروی «مسافرکش» ها و سرانجام پایانی غم انگیز برای سپردن جایگاه اش، به خودروهای ارزان قیمت خارجی: «کره ای» هایی به نام «پراید» که آرام ارام به پیش می آمدند. اما بهر تقدیر رواج این خودرو ها، در کنار رشد حمل و نقل عمومی موتوریزه، سبب شد که مفهوم «پیاده» بودن در برابر «سواره» بود ن، به مفاهیمی گسترده و عمیق در نظام زبان شناختی ما تبدیل شوند.    
 

 

ستون جدید مشترک «انسان شناسی و فرهنگ» و روزنامه شرق (سه شنبه ها)

این مطلب روز سه شنبه 16 فروردین 1391 منتشر شده است.

برای آشنایی با ستون جدی این لینک را بخوانید:
http://anthropology.ir/node/12991

پرونده «ناصر فکوهی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/9132

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

فکوهی، ناصر / مدیر انسان شناسی و فرهنگ

مطالب نویسنده