بازاندیشی‎ای در مفهوم مکانهای «توریستی»

امیر هاشمی مقدم

این روزها همه جا سخن از گردشگری ذر میان است. گویا تب گردشگری چون اپیدمی همه را فرا گرفته است. در این میان و از آنجا که در کشورمان زیرساختهای لازم برای گردشگری فراهم نیست، همه افراد عادی و بیشتر آنها که خود را کارشناس گردشگری می نامند، گردشگری محیط زیست یا طبیعت گردی را همچون بستری مناسب که نیازی به سرمایه گذاری ندارد معرفی می کنند. این مفهوم را به ویژه می توان در روستاها و شهرهای شمالی کشور دید. به گونه ای که تابلوی ورودی بیشتر آنها، پسوند ییا پیشوند «توریستی» یا «گردشگری» دارد. اگر به این مناطق شمالی مسافرت کرده باشید، بی تردید شما هم با جملاتی همچون «به روستای گردشگری... خوش آمدید» یا «ورودتان را به شهر توریستی ... گرامی می داریم» برخورده اید. در این مکانها انتظار دیدن زیرساختهای لازم برای گردشگری بیهوده است. همین که آن شهر و روستا ساحلی باشد، کوه یا آبشاری داشته باشد، در کنار جنگلی قرار گرفته باشد، رودخانه ای از میانش گذشته باشد، یا دست کم همان که سرسبز باشد، به نظر اهالی اش «توریستی» است. حتی از زبان مردم و مسئولین بسیاری از شهرها و روستاهای دیگر نقاط کشور هم کم نشنیده-ایم که محل زندگی شان به دلیل آنکه یکی از این جاذبه های طبیعی را داراست، بنابراین توانمندی لازم برای جذب توریست و توریستی شدن را دارد. طبیعت گردی با گردشهایی که عموماً ما ایرانیان به دل طبیعت داریم، کاملاً در تضاد است. طبیعت گردی در واقع نوعی احساس مسئولیت است؛ گونه ای برقراری دوسویه ارتباط بین انسان و طبیعت است؛ از راه های عمده برای شناسایی طبیعت است؛ و نهایتاً هدفش در کنار لذت بردن انسانها، کمک به حفظ محیط زیست است. طبیعت گردی را عموماً مترادف با اکوترویسم می شمارند. بنابراین بهتر است درباره اکوتوریسم و تعاریف آن توضیحاتی ارائه دهیم. سازمان جهانی جهانگردی برخی از ویژگیهای اکوتوریسم را اینگونه بر می شمرد: «...کسی که به اینگونه مسافرتها می رود، هدف یادگیری دارد و می خواهد از مکان مورد بازدید آگاهی های بیشتری کسب نماید و به رفتارهای مناسب و رعایت اصول اخلاقی در آن مکان ارج نهد. چنین مسافری به محیط توجه می کند و برای کاهش دادن یا از بین بردن اثرات منفی این سفر، از استراتژی های گوناگون استفاده می کند...» (1390: 153). جامعه بین المللی اکوتوریسم (IES) نیز این تعریف را برای اکتوریسم ارائه داده است: «اکوتوریسم عبارت است از مسافرت مسئولانه به نواحی طبیعی که محیط زیست را محافظت و رفاه مرد محلی را تأمین می کند» (زاهدی. 1385: 89). بنابراین و آنگونه که از این تعاریف مشخص است، طبیعت گردی نه تنها نسبت به محیط زیست طبیعی احساس مسئولیت می کند، بلکه حتی نسبت به ساکنان آن مناطق و فرهنگ ایشان نیز خود را مقید می داند. حال و با این اوصاف، چه میزان از گردشگرانی که برای بازدید از طبیعت به مناطق شمالی یا دیگر مناطق دارای طبیعت زیبا و احیاناً بکر کشورمان سفر می کنند را می توان طبیعت گرد نامید؟ نشانه هایی که از این ورود به طبیعت هویداست، بیشتر به نوعی تهاجم می ماند: زباله هایی که در ساحل ریخته می شود؛ درختان و جنگلهایی که طعمه آتش مسافران بی توجه می شود؛ شاخه هایی که می شکند؛ رودخانه هایی که آلوده می شود؛ جانورانی که بیهوده شکار شده یا زیر چرخ خودروهای مسافران جان می دهند؛ و... . اینها همه نتیجه بی برنامه بودن ما در بخش طبیعت گردی است. اما آسیبهایی که طبیعت ما از گردشگری می بیند، کمتر از این بخش بدون برنامه است. بلکه به جرأت می توان گفت بخشی که برای طبیعت گردی ما برنامه ریزی می کند، بیشترین آسیبها را وارد کرده است: جنگلهایی که تراشیده می-شود تا ویلاها برای مسافران سر بر آورند؛ مجوزهای شکاری که صادر می شود تا جانورانی که گاهی نسل شان در خطر انقراض است، طعمه هوس رانی شکارچیان شوند؛ شهرکهای ساحلی ای که به حریم دریا تجاوز می کنند؛ اتوبانهای ساحلی ای که چشم اندازهای طبیعی را تخریب می کنند؛ زباله های مسافران انبوهی که توسط سازمانهای متصدی، در جنگلها تخلیه می شود؛ و دهها بلای دیگر که آگاهانه و ناآگاهانه توسط مسافران یا آنان که تلاش می کنند مسافران بیشتری را به شهر و دیار خود بکشانند، بر سر طبیعت می آید.
برخلاف همه این رفتارها، طبیعت گردی در واقع شاخه ای از گردشگری پایدار به شمار می آید. گردشگری پایدار اشاره به آن نوع گردشگری ای دارد که دوام منابع طبیعی و انسانی/ فرهنگی را تضمین کند؛ بین نیازهای صنعت جهانگردی، حمایت از محیط زیست و جامعه محلی نوعی تعادل و توازن برقرار کند؛ و تجربه ای با کیفیت بالا هم به گردشگر و هم به میزبان اهداء نماید (سازمان جهانی جهانگردی. 1390: 289). در حالی که آنچه در بخش جاذبه های طبیعی کشور ما رخ می دهد، در نقطه مقابل این نوع از گردشگری قرار دارد و در واقع نوعی گردشگری انبوه است. در واقع گردشگری انبوه اشاره به حضور تعداد بی شماری گردشگر در مکانی دارد که توانایی مقابله و استقامت در برابر پیامدهای منفی آن میزان گردشگر را نداشته و نهایتاً آنچه بر جای می ماند، آسیبهایی است که به محیط طبیعی و انسانی وارد شده که گاه، غیرقابل جبران است. اگر اکنون در امتداد خط سواحل دریای مازندران حرکت کنیم، در کمتر نقطه ای می توان دریا را نظاره گر بود؛ چه اینکه در بیشتر نواحی ساحلی یا توسط شهرکهای ساحلی و یا توسط ادارات دولتی ساخت و ساز انجام گرفته است. از سوی دیگر، به گفته دکتر اسماعیل کهرم به طور متوسط روزانه 40 هکتار از جنگلهای کشورمان نابود می شود (کهرم. 1389). فرهنگ مناطق شمالی نیز به واسطه هجوم بی برنامه یا با برنامه مسافران دچار نوعی استحاله شده است. بنابراین مسافرت به این مناطقی که اصطلاحاً و به اشتباه «توریستی» لقب گرفته اند، نه تنها پایدار نیست، بلکه در جهتی حرکت می کند که تا چند سال دیگر نه ساحلی دیده می شود؛ نه جنگلی باقی می ماند (بر اساس پیش بینی دکتر کهرم، تا پنجاه سال آینده همه جنگل های مان نابود خواهد شد) و نه فرهنگ بومی ای در این مناطق باقی خواهد ماند.
در شرایط فعلی که برنامه ریزی ها اصولی نیست و دست به دست مسافرتهای بی برنامه داده است، شاید فعلاً ساده ترین راه این باشد که اگر روستای مان را دوست داریم؛ اگر به طبیعت شهرمان علاقمندیم؛ اگر همچنان احساس می کنیم که فرهنگ مان برای مان ارزشمند است؛ اگر مشتاقیم تا همچنان مکانی قابل زندگی داشته باشیم، بهتر است دور «توریستی» شدنش را خط بکشیم.

منابع:
کهرم، اسماعیل (1389)، «نابودی جنگلهای ایران تا پنجاه سال آینده (مصاحبه)»، در سایت خبری تابناک؛ http://www.tabnak.ir/fa/news/142244
جهانگردی در چشم اندازی جامع، گردآورنده: چاک وای، گی با همکاری ادواردو فایوسولا، ترجمه علی پارسائیان و محمد اعرابی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی: چاپ هفتم: 1390.
زاهدی، شمس السادات (1385)، مبانی توریسم و اکوتوریسم پایدار ( با تأکید بر محیط زیست)، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
 


مدیر گروه جهانگردی و هتلداری دانشگاه مازیار
(moghaddames@gmail.com)

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

 

 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

هاشمی مقدم، امیر

مطالب نویسنده