گذری بر تئوری ، تاریخچه و عمل در باستان شناسی چشم انداز

آرمان وفايي

چکیده
باستان شناسی چشم انداز رویکرد مطالعاتی  ای است که با هدف  مطالعه  تاثیرات متقابل محیط و فرهنگ انسانی به وجود  آمده است . گرچه تاثیر گذاری و تاثیر پذیری از محیط  همواره مورد توجه  بوده است  اما باید گفت که  این نوع مطالعات باستان شناسی  بنیان های فکری خود را در باستان شناسی جدید یافت که در آن انسان موجودی است که با عنصر به نام فرهنگ در زیست بوم اطراف خود تاثیر می گذارد. چهار چوب فکری  باستان شناسی چشم انداز نیز پس از مطرح شدن باستان شناسی فرا روند گرا ، در نزد پیروان این مکتب فکری باستان شناسی  به تناسب آن مکتب فکری  ، تغییر کرد .
در روش شناسی نیز باستان شناسی چشم انداز تابعی از  چهار چوب فکری باستان شناس است و با توجه به گستردگی این مفهوم روش های متنوعی را می توان برای مطالعه ی بر هم کنش بین انسان و طبیعت  در دوره ی زملنی مورد مطالعه  در نظر گرفت  

مقدمه
برای تعریف مفهوم چشم انداز باید ابتدا به درکی از مفهوم چشم انداز((landscape رسید . تا پس از ان بتوان نتیجه گیری کرد که وقتی چنین مفهومی موضوع باستان شناسی قرار می گیرد ، آنچه حاصل می شود چگونه مطالعاتی است ؟
برای مفهوم چشم انداز تعاریف متنوعی ذکر شده است . ولی همه ی این تعاریف در یک مفهوم مشترک اند و آن  شامل ساختار های به وجود آمد توسط انسان  در میان فضا و ساختار طبیعی خاص خود قرا دارد (Johnson 2007,3). بدیهی است که بافت های انسانی  در جوامع مختلف در تطابق با محیط زیست خود ساخته شده اند . پس در محیط ها و بافت های استراتژیک مختلف رفتار های متنوعی از انسان  در تطابق با شرایط بروز می کند(Hodder 1992 ,23 ) که این تنوع رفتاری در محیط های مختلف باعث به وجود آمدن چشم انداز های مختلف می شود . با این برداشت از مفهوم چشم انداز ، حالا تعریف باستان شناسی چشم انداز نمی تواند سخت باشد . باستان شناسی چشم انداز همه ی فرایند های طبیعی و انسانی را که منجر به تغییرات محیطی می شود را در بر می گیرد و هدف آن تحقیق کردن در روابط بین این دو در دوره ی مورد مطالعه است ((Cooper & … 2005 ,185 . بنا بر این باستان شناسی چشم انداز نگاهی همه جانبه به امکانات محیطی و طبیعت  و نوع رفتار انسان را با این محیط  دارد .
 علی رغم ضرور ت های این رویکرد مطالعاتی در باستان شناسی ایران ، باید گفت که مدت زیادی نیست که این مفهوم وارد باستان شناسی ایران شده است و نوشتار های فارسی فوق العاده محدودی درر این زمینه وجود دارد . شاید به عنوان یکی از نخستین این نگارش ها بتوان به  پایان نامه ی کارشناسی ارشد رضا رضالو اشاره کرد  که تحت عنوان « باستان شناسی و محیط زیست تپه گزنک ساوه  از دیدگاه باستان شناسی چشم انداز »  ، در سال 1380  در دانشگاه تربیت مدرس دفاع شده است (رضالو 1380 ) .نوشتار های دیگری نیز در این زمینه وجود دارد یکی شامل مقاله ی نیکنامی تحت عنوان مبانی نظری باستان شناسی پهن دشت  که در مجله ی باستان شناسی به طبع رسیده است ( نیکنامی ، 1385) و پس از آن مقاله ی لباف خانیکی  تحت عنوان باستان شناسی زمین سیما در همان نشریه است ( لباف خانیکی1385) .که متاسفانه باید گفت که این میزان انتشارات در باره باستان شناسی چشم انداز بسیار  نا چیز است .
این نوشتار بر آن است تا این موضوع و دیدگاه های مختلفی را که راجع به این موضوع وجود دارد در حد توان نگارنده ، به طور کامل باز بینی کند . زیرا نوشتار های قبلی به همه ی جنبه های این موضوع نپرداخته اند و این نوشتار می تواند در راستای آنها و در جهت کامل تر کردن آنها به لحاظ نظری باشد و سعی شده علاوه بر تبیین مفهوم باستان شناسی چشم انداز به لحاظ واژه شناسی و فکری و ذکر تاریخچه ی مختصری از این رویکرد مطالعاتی ، به طور مختصر با توجه به ماهیت بین رشته ای این رویکرد  به طور مختصر روش ها و ابزار های  این نوع مطالعات معرفی شود .

واژه شناسی ( هر کسی از ظن خود شد یار من )
اصطلاح باستان شناسی چشم انداز ترجمه ای است از اصطلاح landscape archaeology  . تکلیف ادبیات باستان شناسی ایران با بخش دوم این اصطلاح مشخص است . اما در مورد بخش اول باید گفت که  هر کسی از ظن خود یار آن شده  و آنرا به گونه ای ترجمه کرده است . این مفهوم مفهومی است که باید به روشنی مشخص شود چرا مکررن  در طول تاریخ تغییر کرده است (Hodder, 2001:166 ).اصطلاح landscape  از واژه ی هلندی landskap  اقتباس شده است و در بدو ورود به واژگان زبان انگلیسی  در معانی منظر هنر نقاشی و  نحوه ی نگریستن به محیط به کار می رفت(لباف خانیکی، 1385 : 114 )
این واژه در ادبیات باستان شناسی ایران به گونه های متفاوتی ارائه شده است . از جمله ی آنها پهن دشت است که توسط نیکنامی به کار برده شده است (نیکنامی، 1385 )که باید اعتراف کرد که واژه ای  نا مانوس است . لباف خانیکی نیز واژه ی زمین سیما را به کار می برد . که به شدت تحت اللفظی است و البته باید گفت که به مفهوم  ژئوموفولوژی نزدیک است . واژه ی دیگری که برای این مفهوم به کار برده شده است واژه ی منظر است که با توجه به معانی جزئی کلمات  در زبان عربی منظر نمی تواند برگردان مناسبی برای مفهوم واژه ی landscape  باشد . بنا براین   نگارنده برای این مفهوم از واژه ی چشم انداز استفاده  می کند که به نظر نگارنده واژه ای  با مفهوم کلی است و برای و می تواند برگردان مناسبی برای این مفهوم  در باستان شناسی باشد .  

فرهنگ ، زیست بوم فرهنگی و باستان شناسی چشم انداز

فرهنگ
از آنجا که مطالعات باستان شناسی مطالعاتی است که با هدف شناخت ریشه ها ی فرهنگی انجام می شود . مفاهیم فرهنگ و زیست بوم فرهنگی مفاهیمی بنیادی هستند که در این نوشتار بر آنیم  تا با تشریح ای دو مفهوم بنیادی  ، رابطه مطالعات باستان شناسی چشم انداز را با این دو مفهوم بیان کنیم .
تعاریف متفاوت و گوناگونی به مفهوم فرهنگ  وجود دارد . که تا کنون بیش از 200 تعریف برای این مفهوم ارائه شده است که قدیمی ترین آنها  تعریف تایلور است  که در آن فرهنگ عبارت است از دانش ها ، معارف ، عقاید ، هنر ، توانایی ها ، عادات  و نیازمندی های یک فرد به عنوان عضوی از جامعه  است .  در این تعریف فرهنگ درر کل جامعه و در بدنه ی سنت ها  آموخته  و منتقل می شود (Thomas, 1982:104 ).
این دیدگاه از فرهنگ یک دیدگاه عمومی است ، اما تعریف تعریف فرهنگ در باستان شناسی رویکردی باستان شناسانه را می طلبد.یکی از کامل ترین این تعاریف عبارت است از مجموعه ای از رفتار های اکتسابی انسان که در سازش پذیری و سازگاری با محیط زیست از خود نشان می دهد ( علیزاده، 1386 : 13 ).
در این تعریف منظور از محیط زیست تنها طبیعت نیست ، بلکه شامل هر محیطی می شود که می تواند پذیرای انسان و رفتار های اکتسابی او باشد پس یکی از دلایل تفاوت در فرهنگ ها تفاوت در محیط ها است . اما این تنها دلیل تفاوت فرهنگ ها نیست نحوه ی رفتار های اکتسابی انسان در تطابق با محیط زیست نیز می تواند دلیل دیگری بر این تفاوت ها باشد .

زیست بوم فرهنگی
زیست بوم شناسی ایده ای بود که در اواخر قرن بیستم  آغاز شد و  بازخوردی به عقاید تکامل گرای  قرن نوزدهم بود . بر مبنای این عقاید یک سری از مواد فرهنگی و طبیعی  در کنار هم به صورت های متوالی از گونه های ساده به سمت پیچیدگی و از سطوح پست به سطوح بالاتر و از سطوح ابتدایی به  سطوح پیشرفته تر در حرکت است که این توالی در واحد ای منحصر به فرد دیده می شود(رنفریو بان، 1390 ). در طول این توالی ها دو وجه طبیعی و فرهنگی قابل مشاهده  است که محیط بر فرهنگ تاثیر گذاشته و فرهنگ نیز محیط را به نفع خود تغییر داده است.
در مفهوم زیست بوم فرهنگی انسان جزئی پویا  از سیستم است که در جهت سازگاری با محیط  زندگی انسان گام بر می  دارد . استوارت استروور ، باستان شناس در سال 1971 ارائه ای از سیستم های  فرهنگی داده است که در آن فرهنگ و محیط  های فرهنگی تعدادی از سیستم های مربوط به یکدیگر را نشان می دهند که جریان تغییر و دگرگونی در یک یا تعداد بیشتری از  این سیستم ها صورت می پذیرد (فاگان، 1382 :187 ). یک زیست بوم فرهنگی در محدوده ی خود  از یک سو با زیست بوم و از سوی دیگر فرهنگ را شامل می شود که  این دو جزء همواره در تعامل و سازگاری با هم بوده  اند . این دو جزء خود شامل خورده سیستم های دیگری می شوند . سیستم فرهنگ خورده سیستم هایی چون خورده سیستم های سیاسی ف اجتماعی ، اقتصادی و ... دارد و دیگری محیط است که انواع گوناگونی دارد و با توجه به نوع محیط می توان خورده سیستم های آن را بر شمرد .به عنوان مثال یک محیط روستایی خورده سیستم هایی شامل آب ، خاک ، وضعیت ژئوموفولوژیک و ... دارد .

باستان شناسی چشم انداز و مفاهیم فرهنگ و زیست بوم فرهنگی  
حال به باستان شناسی چشم انداز باز می گردیم . همان گونه که پیش از این گفتیم چشم انداز شامل بافت های ساخته شده ی انسان در بستر محیط است . به عبارت دیگر چشم انداز شامل چیزی می شود که انسان در بهره گیری از طبیعت به وجود می آورد . پس آنچه چشم انداز را به وجود می آورد  رفتار های اکتسای انسان در تطابق با محیط و به عبارت دیگر فرهنگ است . آنچه مخلوق فرهنگ انسانی است دارای دو ویژگی است یک : اینکه در تطابق با محیط زیست است و دو :  اینکه با بهره گیری از محیط ساخته شده است .
پس فرهنگ و محیط را می توان اجزای سیستم زیست بوم فرهنگی دانست که حاصل این سیستم منجر به پدید آمدن چشم اندازها می شود . در عالم تشبیه می توان چشم انداز را به بنایی فرض کرد که معمار فرهنگ  با مصالح محیط می سازد و این ساخت و ساز در چهار چوب هدفمند زیست بوم فرهنگی  صورت می گیرد .آنچه حاصل تعامل انسان و محیط است در بستر زمانی خاص خود موضوع باستان شناسی چشم انداز قرار می گیرد .

نوع بر هم کنش انسان و محیط بر یکدیگر و مطالعات باستان شناسی چشم انداز
تا اینجا فهمیدیدم که در چهارچوب زیست بوم فرهنگی انسان موجودی هوشمند است که با فرهنگ بر محیط خود تاثیر می گذارد و تبلور این تاثیر در چشم انداز ها قابل مشاهده است . محیط اقتصادی ، شرایط اجتماعی و سیاسی ، ایده ئولوژی و ... همه ی عوامل موثر بر چشم انداز ها و نوع آنهاست که در کنار عوامل طبیعی چشم انداز ها را به وجود می آورند . به طور کلی آنچه بر چشم انداز ها و نوع آنها موثر است را می توان به دو دسته تقسیم کرد. این دو دسته شامل عوامل جغرافیایی و عوامل فرهنگی می شوند .
نوع محیط زیست و طبیعت است که نحوه ی تطابق و سازگاری انسان را مشخص  کند بدیهی است که شرایط تطابق و سازگاری با یک محیط متفاوت یکسان نیست . شناخت امکانات و از سوی دیگر محدودیت های محیطی که به رفتار های انسان شکل می دهد . امکانات محیطی مانند منابع آب ، منابع خاک ، وضعیت توپوگرافیک ، پوشش گیاهی منطقه و منابع گیاهی و جانوری از جمله ی امکانات محیطی  ای هستند که هر  کمبود کدام از آنها  می تواند به نوعی محدودیت ها باشد . شناخت همه ی این موارد پیش گفته در بازه ی زمانی مورد مطالعه در باستان شناسی چشم انداز ضرورت دارد .
این ضرورت باستان شناسی چشم انداز را به علومی چون جغرافیا نزدیک می کند . حتی عده ای اینگونه می پندارند  که به طور کلی آنچه از باستان شناسی چشم انداز به ذهن انسان خطور می کند جمع دو علم باستان شناسی و جغرافیاست ( رضالو، 1380: 7 ) .صرف نظر از اینکه این سخن تا چه حد می تواند درست باشد واقعیت این است که رابطه ی بین باستان شناسی و جغرافیا غیر قابل انکار است . نخستین موضوع موضوع مورد تمرکز در جغرافیا نقش انسان در فضاست و باستان شناسی نقش انسان را در بستر زمانی خود مطالعه می کند که نزدیکی این دو علم در نتیجه ی  گسترش افق های  هر دو علم به سمت یکدیگر است . باستان شناسی بیشتر به جنبه های فضایی و تحلیل های مکانی انسان متمایل شده است و جغرافی دانان نیز بیشتر بر جنبه های فیزیکی باستان شناسی چشم انداز می پردازند(Renfrew, 1983:316).
 در اینجا مرز مشترکی بین باستان ناسی محیط زیستی (environmental archaeology ) آشکار می شود که تفاوت این  نوع باستان شناسی  با باستان شناسی چشم انداز  در این است که در باستان شناسی چشم انداز تنها تاثیرات محیط زیستی مورد مطالعه قرار نمی گیرد بلکه باستان شناسی چشم انداز سر آن دارد تا رابط دو سوسه انسان و محیط را مورد مطالعه قرار دهد .
در اینجا پای انگاره های زیستی و استقراری به وسط کشیده می شود . انگاره های زیستی و  استقراری عبارت است از طرح و زمینه و کیفیت زندگی انسان و استقرار انسان بر روی زمین که در نتیجه ی پیوستگی ها و ارتباطات میان مردم و بر پایه ی انتخاب آنها با توجه به مواد کاربردی ، اقتصادی و ملاحضات اجتماعی  جهت ایجاد و بر قراری خانه و زندگی ، استقرار در محل و آثار استقرار های انسانی و بنا های مذهبی به وجود می آید . اگر بخواهیم جوامع انسانی را مورد مطالعه قرار دهیم ، این گرایش ( باستان شناسی چشم انداز ) قابل قبول تر است (Evans, 2003 :13). نحوه ی سازش پذیری انسان با محیط بسته به عوامل متعدد انسانی چون شرایط سیاسی ،تاریخ آن جامعه و میزان پیچیدگی های آن جامعه است .
یکی از مهم ترین عوامل پیش گفته که خود برایندی از عوامل دیگر است و می تواند بر چشم انداز ها  تاثیر گذارد اقتصاد آن جامعه است . این اقتصاد است که نوع و میزان بهره گیری از منابع محیطی را مشخص می کند . .
 با یک دیدگاه اقتصادی  به بوجود آمدن چشم انداز ها  باید گفت یک جامعه به توجه به نوع بافت اقتصادی ، سطح تکنولوژیک و میزان پیچیدگی های اقتصادی خود بر محیط اطراف تاثیر می گذارد و چشم انداز ها را به وجود می آورد .
در بافت های اقتصادی مختلف با سطح پیچیدگی های مختلف برطرف کردن نیاز های انسانی به  دو گونه تقسیم می شود . که گونه ی اول بر طرف کردن نیاز ها مربوط به  دستیابی به منابع طبیعی بدون هیچ واسطه ای است و گونه ی دوم بر طرف کردن نیاز های انسان با واسطه هایی بین انسان و طبیعت است . که این واسطه ها شامل واسطه های تکنولوژیک و تجاری می شود . در جوامع ابتدایی تر بیشتر نیاز ها به گونه ی اول تامین می شود و در جوامع پیچیده تر بیشتر نیاز ها به گونه ی دوم و با دخالت واسطه ها تامین می شود . این تفاوت ها موجب به وجود آمدن چشم انداز ها  می شود. به عنوان مثال در پایان دوره ی نوسنگی بدون سفال لوانت در اردن ما نخستین استقرار های روستایی و استراتژی بهره گیری از طبیعت را بر مبنای کشاورزی گله داری و منلبع وحشیپمشاهده می کنیم . که جمعیت گیاهی ، جانوری و استقرار های انسانی در چشم انداز ها  به طرز چشم گیری تغییر کرد(  (Kuijt, 2002:218.که این نشان دهنده ی سطحی از پیچیدگی در جامه ی نام برده است  که موجب تغییر چشم انداز ها شده است .
گاهی تاثیر پذیری از محیط جنبه ی انتزاعی پیدا می کند . محیط طیعی با امکانات و محدودیت های خود شرایطی را برای جوامع انسانی به وجود می آورد  که رفع نیاز ها را برای انسان آسان یا سخت می نماید . این سختی ها یا آسانی ها در رفع نیاز ها در زندگی انسان می تواند تاثیرات عمیقی را در تفکرات ، ایده ئولوژی ها ، اسطوره ها افسانه ها و متل ها داشته باشد  هنوز هم می توان مردمی را یافت که با باران درد و دل می کنند ، از باد گله می کنند و به خورشید قسم می خورند . این مردم در روزگار مدرن  بی آنکه  خود بدانند سنت های اجداد باستانی خود را بروز می دهند . بازخورد ای تاثیرات انتزاعی د محیط زیست را می توان در سازه های مذهبی و در تبلور خدایان در جوامع باستانی دید . که این مقوله را نیز به نوعی می توان در مطالعات باستا ن شناسی چشم انداز مد نظر قرار داد. رد تاثیر پذیری از محیط زیست را به نوعی می توان در اساطیر ملل دنبال کرد . به عنوان مثال می توان به اساطیر یونانی اشاره کرد که بیشتر داستان ها در یک بستر  د ریایی  شکل می گیرد .

تاریخچه ی مختصر باستان شناسی چشم انداز
اگر مطالعات باستان شناسی چشم انداز را زاده ی تفکرات دوران مدرن در باستان شناسی بدانیم . اما دیدگاه های چشم اندازانه را حتا می توان در آثار مورخان دوران باستان دید . نمونه ی آن آماری ایست که استرابو و هرودوت در باره ی محصول ذرت در بین النهرین ارائه می دهند (مجید زاده ،1376 :5 ). دیدگاه های چشم اندازی را می توان در حتا در آثار جغرافی نویسان دوران اسلامی نیز دید . که از جمله ی انها می توان به  آثار یاقوت  ، استخری و ابن حوقل و ... اشاره کرد  . به عنون مثال لسترنج در کتاب ارزشمند خود جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی به نقل از مقدسی و حمدالله  موستوفی راجع به جغرافیای شهر اسدآباد چنین می نویسد : اطراف شهر حاصلخیز است و در آن عسل بسیار به دست می آید (لسترنج،1373 : 211 ). این دیدگاه ها در جا های مختلف دنیا اعم از ایران یا اروپا ، شرق یا غرب ، در سفرنامه ها یا متون جغرافیایی که  در آنها به بستر محیطی اشاره شده است دنبال می شد .   در قرن هیژده مسافران و جهانگردان اروپایی این دیدگاه را دنبال می کردند . انگلیسی ها و فرانسوی ها متوجه خاور میانه و حوزه ی مدیترانه شدند و اسپانیاییی ها  به مکزیک مسافرت کردند. این مسافرت ها و اطلاعات حاصل از آنها در دوره  های بعدی پای فعالیت های اولیه ی باستان شناسانه را به این مراکز باز کرد . اکثر کسانی که  در این دوره فعالیت های باستان شناسی را دنبال می کردند افرادی با تخصص های مختلف بودند که فعالیت های خود را در زمینه های متنوعی دنبال می کردند  که شامل جغرافیا ، محیط زیست ، اقتاد و فولکلور و مردم شناسی بود . تداوم این فعالیت ها در قرن نوزدهم باعث موفقیت هایی شد که یکی ازاین موفقیت آنها موفقیت هاینریش شلایمن در کشف تروی  بود .

باستان شناسی تاریخی فرهنگی و چشم انداز ها
تلاش شلایمن یکی از نخستین تلاش ها در قرن نوزدهم بود . در اواخر قرن نوزدهم کاوش های باستان شناسی ای رخ داد که که کم کم به شکل یک تلاش علمی در می آمد . تلاش ها به جهتی سوق پیدا کرده بود که علاقه ها به سمت بازسازی چشم انداز هایی بود که در متون باستانی شرح داده شده بود .  باید در نظر داشت که آغاز اینگونه تلاش های باستان شناسی برای یافتن چشم انداز های مشروح در متون را نمی توان در فعالیت های باستان شناسی تاریخ فرهنگی مورد مطالعه قرار داد.بعضی از منابع 1887 /…/chapter+1.pd )  nl/bitstream/.http://openanccess  )
عنوان سنت های توپوگرافیک را برای این نوع باستان شناسی در نظر گرفته اند . این سنت ها بر شرح جزییات باقی مانده هی باستانی بر روی سطح زمین متکی بود . سننت های توپوگرافیک مبنای باستان شنسی تاریخی فرهنگی را به خوبی شکل داد و تا قرن بیستم ادامه پیدا کرد و جزئی از باستان شناسی تاریخی فرهنگی شد . متون تاریخی از روزگار باستان و بعضن متون اسطوره شناسی و سفرنامه هاو اطلاعاتی که از آنها به دست می آمد در تشریح باقی مانده های توپوگرافیکی  که از روزگار باستان باقی مانده بود اجزای اطلاعاتی  را تشکیل می دادند که تلاش ها در جهت کشف چشم انداز های مشروح در متون تاریخی ، سفرنامه ها و یا اسطوره شناسی بود . ملموس ترین مثال برای سنت های  پیش گفته در باستان شناسی ایران تپه هگمتانه در همدان است که توسط دو باستان شناس بزرگ ایرانی کاوش شد . اما در نتیجه شادروان دکتر آذرنوش بود که مادی بودن این تپه را رد کرد . دلایل آن بزرگوار برای مادی بودن تپه هگمتانه به عنوان مکانی که دیائوکوی مادی اقدام به ساخت آن کرد علاوه بر شواد لایه نگای مبتنی بر عدم تطابق  چشم انداز ای مکشوف در محوطه ی مورد مطالعه با هگمتانه ی مشروح در متون هرودوت بود . واقعیت این است که هر آنچه بیان شد   را می توان در غالب  تقسیم بندی دیدگاه های چشم اندازی قرار داد .

باستان شناسی روند گرا ، بستر تولد باستان شناسی چشم انداز
راجع به باستان شناسی  چشم انداز و آغاز آن اظهار نظر های متفاوتی وجود دارد. عده ای این گونه ذکر می کنند که  در اوایل قرن نوزدهم یک متخصص پیش از تاریخ سوئدی به نام جنز ورسا اصرار داشت که باقی مانده های باستان شناسی تنها  در ارتباط با محیط باستانی درک می شوند و یک نوع کارکرد گریی محیطی توسط مطالعات رابرت گردمن  در باره پیوند بین خاک رس و استقرار های نو سنگی پیشرو باستان شناسی چشم انداز بود (Shaw&jamson,1999:351). اما باید گفت که بهترین تعریف از باستان شناسی چشم انداز را  در کار کلاسیک باستان شناسی در میدان   Archaeology in field)) در سال 1953 انجام شد. کرافورد یک نوع باستان شناسی را معرفی کرد که شامل حفاری های گسترده و متمرکز بر روی یک مکان و و سوالات ضرورس مربوط به آن نبود     ( Johnson, 2005:113) .
به طور کلی ایده ی فکر کردن بر روی چشم انداز ها در این دوره  بر مبنای تعامل انسان با محیط فررا رویش بود و در باستان شناسی نوین انگیزه ی عملی برای تفکر راجع به چشم انداز ها مشاهده ی بیشتر ویژگی های موجود در یک زمین است . باید در نظر داشت محوطه ها فقط نقطه هایی بر روی نقشه نیستند . بسیاری از ویژگی های پر امتداد و بزرگ مقیاس مرز های زمینی ، بقایای سیستم های کشاورزی و آبیاری سد ها و ... از یک دوره ی کهن و عظیم حکایت دارند ( رنفریو و بان، 1390 :251 ) نقطه ی آغاز باستان شناسی چشم انداز هر کجا  که بود ، نقطه ی  رسیدن باستان شناسی به این درک بود که تعامل بین انسان و محیط چشم انداز ها را می سازد و باستان شناسی را بر آن داشت تا به مطالعه ی این تعامل بپردازد .
این ایده در باستان شناسی روندگرا پرورش یافت . باستان شناسی روند گرا به موضوعات تطابق و تغییر  در بعضی از سیستم ها  با ناسایی کردن سه واقعیت رفتار محیطی ، جامعه و ایده ئولوژی پرداخت و آنها را توانست  از مصنوعات و بافتی که آنها در آن پیدا شده اند استنباط کند
(Gamble, 2001:25). باستان شناسی روند گرا دنبال شناسایی محیط زیست باستانی و راه های تعامل فرهنگ با این محیط زیست بود و باستان شناسی چشم انداز رویکردی بود که می توانست پاسخ سوالات زیادی را در این زمینه بدهد . سوالاتی از این قبیل که استقرار ها چگونه به وجود می آیند و چگونه در طول زمان تغییر می کردند ؟ ( Aston,2002 ) واینکه چرا استقرار ها با ویژگی های خاص خود در یک بستر محیطی شکل می گیرند و تاثیر و اثر های متقابل فرهنگ و محیط انسانی چه بوده است ؟ سوالات دیگری است که در این زمینه پیگیری می شود .
 از مطالعات موفق در این نوع رویکرد باستان شناسانه می توان به مطالعات دکتر عباس علیزاده  در باره ی شکل گیری حکومت های عشایری  و کوهستانی عیلام باستان است  در کتابی با همین نام منتشر شده است که وی در این نوشتار ارزشمند بر تفاوت های محیط  ها ی  میان رودان و خوزستان اشاره دارد  و یک از دلایل مهم این تفاوت های فرهنگی را تفاوت تعامل انسان و محیط  در دو محیط میان رودان و خوزستان می داند که  درر میان رودان منجر به پیدایش نخستین حکومت های شهری و در خوزستان منجر به پیدایش حکومت های عشایری می شود( علیزاده ، 1387 ).

مطالعات چشم انداز در باستان شناسی فرا روند گرا
باستان شناسی فرا روند گرا کار خود را با حمله به اثبات گرایی منطقی پیش گرفته توسط باستان شناسی روند گرا  که تئوری های باستان شناسانه ای بود که در دهه ها 1960 و 1970 غلبه پیدا کرده بود ، آغاز کرد . در این میان باستان شناسان روند گرا به این انتقادات اینگونه پاسخ می دادند که باستان شناسی فرا روند گرا بیش از حد تئوریک است و در آن موارد مطالعاتی متقاعد کننده ای وجود ندارد .(Bulbeck, 2000).
باستان شناسی فرارروند گرا ادعای روند گرایان را در بازسازی  ساختار های فرهنگی گذشته غیر منصفانه می داند و باز سازی های روند گرایان را ساخته ی ذهن باستان شناسان می داند . این  ایده ها در انسان شناسی  د اواخر دهد ی 1970 و اوایل 1980 پالوده شد که منجر به گسترش تفسیر(interpreting) در مطالعات باستان شناسی بود و به همین دلیل این مطالعات به باستان ناسی تفسیری نیز مشهور شد (Hodder, 1992 ).
این نوع باستان شناسی خود را به عنوان دیدگاه تفسیری در مقابل روند گرایی ، با تاکید خاص بر ذهنیات و تاریخ با ویزگی های ضد علم بودن و عینیت گرا بودن  و با تاکید بر ایده ئولوژی و نشانه شناسی و وابسته به موقعیت و با پر کردن رخداد های منحصر به فرد تاریخی معرفی کرد (Mortazavi, 2010:146 ).
 حال وقتی چشم انداز ها موضوع مطالعه ی باستان شناسان فرا روند گرا قرار می گیرند  نیز با رویکردی تفسیری و ذهنیت گرا به مطالعه ی چشم انداز ها می پردازد که شامل پدیدار توسعه ی مطالعات پدیدار شناختی نسبت به چشم انداز های گذشته و در غالب متون بیش  از حد تفسیری است (Fleming, 2006:267 ). این نوع باستان شناسی بیشتر بر ذهنیات تمرکز دارد و در مطالعات چشم انداز به دنبال تفاسیری است که که منجر به یافتن تاثیرات محیط بر ذهن انسان و بازخورد های ایده ئولوژیک این تاثیرات است . که جلوه ی این بر هم کنش ها را می توان در نماد ها و نشانه ها یافت . از صاحب نظران این نوع باستان شناسی چشم انداز می توان  باربارا بندر و جولین توماس را یاد کرد . باربارا بندر در اظهار نظری می گوید که باید به آن سوی مدارک برویم . مدارک به خودی خود به درک منجر نمی شوند بلکه تفاسیر را ممکن می سازند   (همان ،268).
نمونه ی این مطالعات را می توان در کتاب (understanding the Neolithic) از جولین توماس دید که در آن تفاسیری را راجع ب دوره ی نوسنگی در جنوب بریتانیا ارائه می دهد . به عنوان مثال در فصل دو کتاب پیش گفته سعی در پدیدار شناختی اقتصاد نوسنگی بریتانیا دارد(Thomas, 2002).

روش های باستان شناسی چشم انداز در مطالعات میدانی
کرافورد به عنون کسی که در آغاز بهترین تعریف را از باستان شناسی چشم اندز ارائه داد روش خاصی برای این نوع مطالعات باستان شناسی در مطالعات میدانی داشت کار او از ثبت محلی شروع می شد . به عنوان مثال : از نقشه های بزرگ مقیاس بررسی هاهی ملی منابع و پس از آن جستجو در میان اسناد و چشم انداز ها بود (Johnson, 2005:113).
 اما وقتی در یک روش مطالعاتی بنا بر ای است که بر هم کنش بین انسان و محیط در یک بازه زمانی خاص مود مطالعه قرار گیرد باید روش هایی را به کار برد که  هر دو طرف ای بر هم کنش مورد مطالعه قرار گیرد . پس همه ی روش هایی که منجر به شناخت انسان و طبیعت و  رابطه ی آنها در دوره ی زمانی مورد مطالعه می شود ، می تواند مفید باشد . پس باید علاوه بر ساخته های انسانی (artifact ) که به طور معمول در مطالعات باستان شناسی مد نظر قرا می گیرد باید زیست بوم ساخت ها (ecofact) نیز مورد مطالعه قرار گیرد . می توان گفت که باستان شناسی چشم انداز زمینه ی مطالعات میان رشته ای را ه این رشته باز کرده است .
 باید گفت یک  باستان شناس چشم انداز با حجم متنوعی از داده ها روبه روست که باید آنها را در جهت باز سازی و شناخت چشم انداز های دوره ی زمانی مورد مطالعه مورد مدیریت قرار گیرد. نخستین  گام در جهت مطالعه ی چشم انداز ها بررسی منطقه ی مورد مطالعه است . انچه در بررسی ها به دست می آید مدارکی است که از سطح چشم انداز ها جمع می شود و می تواند تصویر هر چند ناقصی از آنچه که ممکن است در آن محوطه یافت شود را بنمایاند.((Ammerman ,1981,    بررسی ها پیشتر با هدف مشخص کردن محوطه های شایسته برای کاوش انجام می شد اما این تنها اطلاعاتی نیست که از داده های بررسی حاصل می شود.
داده های حاصل از یک بررسی دقیق و روشمند می تواند به گونه های متفاوتی مورد تحلیل قرار گیرد . تحلیل داده های حاصل از یک بررسی  می تواند منجر به اطلاعاتی چون تحلیل فضایی ومحیطی محوطه های دوره ی مورد مطالعه  و الگو های استقراری شود . این اطلاعات در محیط هایی که ساختار زمین شناسی و محیطی آنها ساختاری تغییرات کمتری کرده است به واقعیت نزدیک تر است . در این بین سیستم اطلاعات جغرافیایی می تواند بسیار مفید باشد . سییستم اطلاعات جغرافیایی (G I S ) این قابلیت را دارد تا محوطه های باستانی را در بستر طبیعی آنها مورد تحلیل قرار می دهد و قدرت کشف روابط بین محوطه ها با هم و با محیط را به باستان شناس می دهد (Mehrer and wescott, 2006) .
به طور کلی می توان گفت هر تکنولوژی و روشی که در بررسی ها مفید باشد می تواند در شناخت چشم انداز ها نیز مفید باشد  که از جمله ی آنها عکاسی هوایی و سنجش از دور (Remote sensing) است . مشاهده از دور یکی از روش های استفاده شده ی بشر برای کشف محوطه های باستان شناسی است (Parrington, 1983 )روش های زمین شناسانه نیز از روش های دیگری است که می تواند به دیدن نادیده ها و در نتیجه شناخت چشم اندازها منجر شودcampana piro, 2009))
 علی رقم مطالب پیش گفته باید توجه داشت که داده های بررسی همیشه برای بازسازی بر همکنش بین انسان و طبیعت کفایت نمی کند . برای باز سازی بهتر بر هم کنش بین انسان و محیط باید همه ی جنبه های این بر هم کنش مورد بررسی قرار گیرد . جلوه های بر همکنش بین انسان  و محیط را می توان در داده  های دیگری چون گیاه باستان شناسی ، جانور باستان شناسی و معماری و ... دید .  پس باید گفت یک بررسی به خودی خود نمی تواند به شناخت چشم انداز های مورد مطالعه منجر شود  بلکه بخش بسیار مهمی از آن است . مطالعه بر هم کنش بین انسان و طبیعت مستلزم شناخت کنش ها  و واکنش های هر دو طرف است . پس باید هم شرایط محیطی در دوره ی مورد مطالعه باز سازی شود . هم آنچه مربوط به تطابق و بهره برداری فرهنگ با این شرایط است مورد مطالعه قرار گیرد.
باید یاد آوری کرد  که روش شناسی مطالعه ی چشم انداز بسته به  چهار چوب فکری باستان شناس دارد . به عنوان مثال یک باستان شناس چشم انداز فرا روند گرا می تواند از قوم باستان شناسی برای شناسایی عقاید متاثر از  طبیعت استفاده کند  در حالی که یک باستان شناس روند  گرا  از این روش برای باز سازی اقتصاد و موضوعات عینی تر استفاده می کند . باید اعتراف کرد که ابزار های مورد استفاده در باستان شناسی چشم انداز به گستردگی مفهوم آن است و گزینش این ابزار ها بستگی به چهار چوب فکری باستان شناس دارد .

بحث
باستان شناسی چشم انداز رویکردی مطالعاتی است که  فرایند های انسانی و طبیعی را که موجب تغییر محیط می شود هدف مطالعه ی خود قرا داده است .که این رویکرد  در باستان شناسی جدید و با توجه به مفهوم زیست بوم فرهنگی ، به مطالعه ی محیط و فرهنگ منطبق با محیط و بر هم کنش بین انها را مطالعه می کند . باستان شناسی چشم انداز را باید به نوعی مدیریت داده ها  در باستان شناسی دانست که که هدف ان مطالعه ی بر هم کنش و تعامل فرهنگ و محیط در به وجود امدن چشم انداز هاست .
ماهیت و ذات این نوع مطالعه با توجه به هدف آن ماهیتی چند رشته ای می نمایاند که در آن جغرافیا ، زمین شناسی ، دیرین اقلیم شناسی ف گاه باستان شناسی ، جانور باستان شناسی ، قوم باستان شناسی ، مطالعات مربوط به اقتصاد جوامع پیشین و حتا اسطوره ها و افسانه ها و آیین های باستانی مورد استفاده قرار می گیرند . باستان شنای چشم انداز رویکردی دو سویه است که هو سر آن دارد تا طبیعت را بشناسد ، هم فرهنگ تا تا بتواند تعامل بین آن دو را مورد مطالعه قرا دهد. که در اینجا بر متقابل بودن این تاثیرات تاکید می شود چون در غیر این صورت آنچه حاصل این مطالعات است چیزی به جز باستان شناسی چشم انداز است .
 


-    رضالو، رضا  باستان شناسی و محیط زیست تپه گزنک ساوه  از دیدگاه باستان شناسی چشم انداز  دانشگا تربیت مدرس منتشر نشده  1380
-    نیکنامی ، کمال الدین  مبانی نظری باستان شناسی پهن دشت  تهران ، باستان شناسی ، بهار و تابستان  شماره ی 3 ، ص 11 تا 24 بهار و تابستان 1385
-    لباف خانیکی ، میثم  باستان شناسی زمین سیما ، باستان شناسی ، شماره ی 4 ، ص 113 تا 126 شماره ی 4 پاییز و زمستان 1385
-    علیزاده ، عباس تئوری و عمل در باستان شناسی  تهران ،سازمان میراث فرهنگی کشور ،1386
-    علیزاده ، عباس  شکل گیری حکومت های عشایری و کوهستانی عیلام باستان  شهرکرد سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان چهار محال و بختیاری ،1387
-    لسترنج  جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی ، تهران ، انتشارات علمی فرهنگی ، 1373
-    رنفریو کالین ، بان ، پل   مفاهیم بنیادی در باستان شناسی ، ترجمه ی پورفرج،اکبر عدیلی ، سمیه  تهران انتشارات سمیرا 1390
-    فاگان ، برایان سرآغاز در آمدی بر باستان شناسی  ، ترجمه ی شاملو ، غلامعلی  1382
-    مجید زاده ، یوسف  تاریخ سیاسی بین النهرین ،تهران ، مرکز نشر دانشگاهی ،1376



فهرست منابع انگلیسی :
-Aston Michael Interpreting the landscape archaeology and local history Rutledge New York and London 2002
- Ammerman.j.Albert SURVEY AND ARCHAEOLOGICAL RESEARCH Annual Review of Anthropology Vol.10 p 63-88 1981
-Bulback David   Post Anthropological Anthropology Anthropological Forum vol 10 p 43-71 2000
- Campana. Stefano, Piro Salvatore Seen the Unseen Geophysics and Landscape Archaeology London, CRC PRESS, 2009
-Cooper.a.Malcolm , Firth. Antony,Carman.John , Weatley.david,Managing Archaeology, London and new york ,routledge,2005
- Evans G. John Environmental Archaeology and Social Order Routledge London AND New York 2003
-Fleming Andrew post processual landscape archaeology a critique Cambridge archaeological Journal vol 16 p267-280 2006
- Gamble Clive Archaeology the Basic's London Routledge 2001
- Hodder Ian Theory And Practice in Archaeology London and New york Routledge 1992
-- Hodder Ian, Archaeological Theory Today, Cambridge,  polity press with Blackwell publisher ,2001
     - Johnson .H. Matthew on particularism Of English Landscape Archaeology international jornal of historical archaeology, vol9, nom2, p111-122, June 2005  
- Johnson .H. Matthew, IDEAS OF LANDSCAPE, LONDON, BLACKWELL PUBLISHING 2007
-Kuijt.Ian life in Neolithic Farming Communities New York. Boston .Dordrecht. London. Moscow Kluwer academic publishers 2002
- Mehrer.w.mark, wescott L.Konnie GIS AND Archaeological Site Location Modelling London and new york CRC PRESS 2006
-Mortazavi, Mehdi Irresponsibity In Archaeology, Estonian Journal of Archaeology, vol. 14,nom.2 ,p 143-152,2010
-Parrington. Michael, Remote Sensing, Annual Review of Anthropology, vol.12, p 105-124 1983
-Renfrew. Colin Geography Archaeology and Environment, the geographical journal, vol.149, nom.3 p 316-333, November 1983
- Shaw & jamson, a dictionary of archaeology, Oxford Blackwell publisher, 1999
- Thomas. Julian, Understanding the Neolithic, London and New York Routledge, 2002
- Thomas. Julian, Archaeology And Modernity, London and New York Routledge, 1982
 

آرمان وفایی دانشجوی دوره کارشناسی ارشد باستان شناسی،دانشگاه سیستان و بلوچستان است.
armanvafaei@ymail.com

 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی