انسان شناسی(20) زمینه های مطالعاتی خاص انسان شناسی: انسان شناسی سیاسی و حقوقی

مایرون جی. آرونوف- ترجمه ی زهره دودانگه

در حالی که ریشه های ذهنی و روش شناختی انسان شناسی سیاسی می تواند به منتسکیو و الکسی دو توکویل – که سیاست و حکمرانی را به عنوان ساخت هایی فرهنگی مد نظر قرار دادند- منسوب شود، الیزابت کولسون تاریخ انسان شناسی سیاسی مدرن را سال 1940 و انتشار "سیستم های سیاسی افریقا (1940)" ویرایش می یر فورتس و ادوارد اوانس پریچارد تعیین می کند. اثر ادمون آر. لیچ تحت عنوان نظام های سیاسی سرزمین های مرتفع برمه (Political Systems of Highland Burma) (1954) و اثر مایکل جی.اسمیت تحت عنوان "دولت در زاریا (Government in Zazzau) (1960)" مطالعات برجسته ای بودند که به میزان قابل توجهی در رویکرد های مفهومی خالص تر سهم داشتند. ماکس گلاکمن از دو طریق در توسعه این رشته سهم منحصر بفردی داشت، اول به عنوان پایه گذار مکتب پرنفود منچستر و دوم توسط تمرکز خود بر نقش مناقشه، امری که برای تغییر سیاسی در پارادایم غالب کارکردگرایی، تفسیری را ارائه نمود و سپس در دانش انسان شناسی نفوذ کرد (رویکرد کارکردگرا جوامع را در حالت تعادل تصور می کند). از مطالعه سنتی  جوامعِ بدون دولت تا تحلیل معاصر از روابط پیچیده جوامعِ دارای دولت در عصر جهانی شدن، تمرکز تئوریک اصلی انسان شناسی سیاسی - چنانکه آبنر کوهن در اثر خود "انسان دو وجهی (1974)" معرفی نمود- بر روابط دیالکتیک میان اقدام نمادین و روابط قدرت بوده است.
دو اثر کلیفورد گیرتز تحت عنوان تفسیر فرهنگ ها (1973) و   (1980) نگارا: دولت نمایشی در قرن نوزده بالی (Negara: The Theatre State in Nineteenth-Century Bali)  آثار مهمی بودند که رویکرد نشانه شناختی/هرمنوتیکی را به کار بستند. ف.جی.بیلی (F.G. Bailey ) در اثر خود تدابیر و غنایم (Stratagems and Spoils) (1969) یک رویکرد جایگزین را ارائه داد، رویکردی که تئوری بازی ها را برای تحلیل سیاست های بازیگر محور به کار می بندد. مشکل مشروعیت دغدغه ی اصلی انسان شناسی سیاسی است. این دغدغه در آثاری چون "آیین، سیاست و قدرت" از دیوید کرتزر -که نقش تشریفات مذهبی را در  حفظ و یا تضعیف رژیم ها تحلیل میکند-دیده می شود. علاوه بر این نقش سیاسی سمبل ها، اسطوره ها و راهبردهای بلاغی کانون اصلی توجه تحلیل ها هستند. مقالات موجود در نااستواری قدرت (1986) –کتاب اصلی سری های انسان شناسی سیاسی که توسط مایرون جی.آرونوف در دهه های 1980 و 1990 ویرایش شده است- با موضوع تلاش برای تغییر قدرت به اقتدار و به چالش کشیدن مشروعیت قدرت های استقرار یافته در گستره ی وسیعی از زمینه های فرهنگی سر و کار دارند. اگرچه عملکردگرایی امیل دورکیم اولین گام های توسعه انسان شناسی سیاسی را تحت سلطه داشت، ولی نفوذ فکری ماکس وبر و کارل مارکس در طول این مرحله از تکامل رشته آشکارتر بود. انسان شناسان سیاسی معاصر که تاکید پیشکسوتان خود بر اموری چون انسجام و توافق را کنار گذاشته اند، بیشتر تمایل دارند که بر منازعه ی سیاسی و فرهنگی تمرکز کنند.
تحلیل های خود بازتابنده انتقادی (Self-reflexive critical analyses) درباره روش های میدانی سنتی و مفهوم فرهنگ و تاثیرات علمی مطالعات فمنیستی، پست مدرن، انتقادی حقوقی و فرهنگی (در میان سایر مطالعات) تاثیری قابل توجه بر توسعه ی این رشته داشته است.¬ این گرایش ها توسط PoLAR (نشریه انسان شناسی سیاسی و حقوقی، منتشر شده توسط انجمن انسان شناسی سیاسی و حقوقی، واحدی از انجمن های انسان شناسانه امریکا) با نمونه نشان داده شده و در چندین رده و با تمرکز بر این رشته (انسان شناسی سیاسی) توسط نشریات اصلی متعدد دانشگاهی منتشر شده است. تحلیل های معاصر تر در این زمینه شامل این موارد است: تاثیر ذهنی قاعده بندیکت اندرسون از جامعه تخیلی؛ مفاهیم عادت واره (habitus) ، دوکسا (1) و سرمایه اجتماعی از پیر بوردیو که نشان می دهند که چگونه قدرت در متن زندگی هر روزه ثبت شده است. تحلیل گفتمان میشل فوکو و دغدغه ی وی درباره راه های متعددی که توسط آن ها قدرت در ساختار تمامی زمینه های زندگی اجتماعی دخیل است. مفهوم هژمونی آنتونیو گرامشی و ایده ی یورگن هابرماس درباره حوزه عمومی و تاکید وی بر ابعاد جنسیتی در سیاست و فرهنگ.
در میان بسیاری از حوزه های مورد توجه انسان شناسان سیاسی معاصر، سیاست هویت جمعی (طبقه، جنسیت، نژاد، تمایل جنسی، قومیت و ملیت)، حافظه جمعی ( ابتکار سنت، یادبود و به یادگار نگاه داشتن)، جامعه مدنی، فعالیت جمعی (اعتراض سیاسی ویژه)، دموکراسی (و دموکراسی سازی)، جهانی سازی و محلی سازی و مطالعات حقوقی (در میان سایر مطالعات) به چشم می خورند. محو نمودن مرزهای میان رشته ای به یک زایندگی پر ثمر متقابل در پژوهش علمیِ انسان شناسی، مطالعات فرهنگی، تاریخ، علم سیاست، جامعه شناسی و مطالعات زنان  منجر شده  تا زمینه های مطالعاتی غنی و متنوعی را فراهم آورد.
 
Myron J. Aronoff
پانوشت:
1-    دوکسا ( آیین)  (Doxa)یک نقطه نظر خاص، یعنی نقطه نظر حاکمان است که خود را به مثابه نقطه نظری جهانشمول ارائه و تحمیل می کند، فقط نقطه نظر کسانی  که به دلیل حاکمیتشان بر دولت آن را حاکم کرده اند و با ساختن دولت این نقطه نظر را به نقطه نظری جهانشمول بدل نموده اند. (عقل عملی، 1994، ص. 129)
مقاله به صورت زیر ارجاع داده شود:
•    MLA Style:   "anthropology." Encyclopædia Britannica. Encyclopaedia Britannica Ultimate Reference Suite.  Chicago: Encyclopædia Britannica, 2010.
•    APA Style:   anthropology. (2010). Encyclopædia Britannica. Encyclopaedia Britannica Ultimate Reference Suite.  Chicago: Encyclopædia Britannica.
 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

دودانگه، زهره / معاونت روابط عمومی

مطالب نویسنده