انسان شناسی(14): زمینه های مطالعاتی خاص انسان شناسی:مطالعات موزه

انیلد شیلدکروت ترجمه ی زهره دودانگه

تصویر: موزه بریتانیا
موزه ها- به عنوان مکان هایی برای مجموعه های سازمان یافته شده، مطالعه و نمایش اشیا- مدت ها پیش از گسترش انسان شناسی به عنوان یک رشته دانشگاهی نهادینه شدند. از قرن ششم پیش از میلاد در اور و قرن سوم پیش از میلاد در اسکندریه و قرن سیزدهم میلادی در چین موزه ها به جمع آوری اشیایی پرداخته اند که زندگی روزمره در فرهنگ های گوناگون –گذشته و حال- را به تصویر می کشیدند.  امروزه بسیاری از این مجموعه های گسترده با رشته انسان شناسی پیوند یافته اند، به ویژه آن هایی که دارای نمونه های اسکلت (بقایای انسان و ...) بوده و شواهدی درباره تکامل و تنوع گونه ی انسان ارائه می دهند، آن هایی که دارای مصنوعات باستان شناسی بوده و شواهدی از فرهنگ های گذشته را فراهم می نمایند و نیز آن هایی که دارای مصنوعات قوم نگارانه ای هستند که شیوه زندگی مردم امروز را توصیف می کنند.
جمع آوری مصنوعات  از سرزمین های دور و فرهنگ هایی که در معرض ناپدید شدن بود از حدود قرن پانزدهم، در طول دوره ی اکتشاف و با مسافرت های مکتشفان غرب، مبلغان، فرماندهان مستعمرات، سربازها، تجار و گردشگران آغاز شد. مجموعه های انسان شناسانه در قرن نوزدهم، در موزه های اروپا و امریکای شمالی -که مصنوعاتی را از مردم تحت استعمار در سراسر دنیا به دست آورده بودند- به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرد. در بریتانیا موزه بریتانیا (British Museum) (1753)، موزه باستان شناسی و مردم شناسی دانشگاه کمبریج (1884)، موزه پیت ریورز (Pitt Rivers Museum) متعلق به دانشگاه آکسفورد (1884) و موزه ویکتوریا و آلبرت (Victoria and Albert Museum) (تاسیس 1852) در میان سایر موزه ها شمار بسیار زیادی از مصنوعات را در مستعمرات واقع در افریقا، اقیانوسیه و آسیا به دست آوردند. موزه ها تقریبا در هر کشور اروپایی، مانند موزه مردم شناسی در برلین (1829؛  که پیش از این  Museum für Völkerkunde خوانده می شد)، موزه انسان در پاریس (1878؛ که پیش از این موزه مردم نگاری تروکادرو Trocadéro Museum of Ethnography  خوانده می شد) و موزه های قوم نگاری در لایدن (هلند)، استکهلم، رم و سایر مکان ها  تشکیل شده اند تا از اشیای سودمندِ خارجی که به عنوان بخشی از تاریخ تمدن غربی مطرح نیستند، محافظت کنند.
در ایالات متحده بیشتر مصنوعات مردم نگاری در موزه های تاریخ طبیعی جای داده شدند. در میانه قرن نوزدهم، زمانی که مفهوم انتخاب طبیعی انگاره ی تکامل را تایید کرد، یک توجیه نظری برای تجمیع و طبقه بندی مصنوعات انسان شناسی توسط حیوانات منقرض شده و سایر نمونه های تاریخ طبیعی پدید آمد. اشیای مردم نگاری  به عنوان شواهدی  از پیشرفت نوع انسان از مرحله وحشیگری  به سوی تمدن محسوب می شدند. همراه با نشان دادن زندگی مردم در نمایشگاه های جهان و محل های نمایش استعماری، این اشیا جایگاه علم انسان شناسی را به عنوان یک دانش تجربی تایید کرده و تمایزات میان غربی ها و سایر مردم را به رسمیت شناختند. موسسه اسمیت سونین (The Smithsonian Institution) (1846) مجموعه های زیادی از سرخپوستان را از اداره مردم شناسی به دست آورد.  موسساتی چون موزه عمومی میلواکی (Milwaukee Public Museum) (1882)، موزه تاریخ طبیعی پیبادی (Peabody Museum of Natural History) (1866) در دانشگاه ییل، موزه تاریخ طبیعی و فرهنگ برک (, the Burke Museum of Natural History and Culture) (1885) در دانشگاه واشنگتن، و موزه باستان شناسی و مردم شناسی دانشگاه پنسیلوانیا (1887) در فیلادلفیا شامل مصنوعاتی هستند که از ابتدا با دید انسان شناسی مورد توجه قرار گرفتند. اولین موزه ی امریکا که به طور کامل به انسان شناسی اختصاص یافت، موزه باستان شناسی و قوم شناسی پیبادی در دانشگاه هاروارد (1866) بود که در سال 1901 موزه مردم شناسی لاوی (Lowie) (اکنون موزه مردم شناسی  فوب اپرسون The Phoebe Apperson) در دانشگاه کالیفرنیا از آن پیروی نمود. موزه فیلد در شیکاگو (1893) –به عنوان موزه کلمبیایی شیکاگو- تاسیس شد تا مجموعه های جمع آوری شده برای نمایشگاه جهانی کلمبیایی توسط فردریک دبلیو. پاتنام (Frederic W. Putnam) - اولین مدیر موزه پیبادی در هاروارد-  و دستیار وی فرانتس بوآس را در خود جای دهد.
بوآس در سال 1895 با حمایت پاتنام به موزه ی تاریخ طبیعی امریکایی (1869) پیوست. پیش از اینکه او تمام وقت خود را برای کار در دانشگاه کلمبیا در سال 1905 اختصاص دهد، پارادایم حاکم بر موزه را از رویکرد تکاملی-که در آن اشیایی از بسیاری از فرهنگ ها بر اساس فناوری هایی خاص گروه بندی می شدند- به یک رویکرد فرهنگ منطقه ای تغییر داد که بر تاریخ ها و محیط های محلی تمرکز می کرد. همزمان بوآس در این موزه امریکایی یک برنامه پژوهشی وسیع برای موزه انسان شناسی ایجاد کرد که مطالعه ی مصنوعات را به مکتوبات، تصاویر، صفحات موسیقی و سایر جنبه های غیر مادی فرهنگِ مرتبط پیوند می داد.
در سده ی بعدی، همچنان که موزه های دارای مجموعه های انسان شناسانه به عنوان نهادهای پژوهشی توسعه پیدا کردند، بسیاری از انسان شناسان که در این موزه ها کار می کردند از کار مبتنی بر مجموعه ها، رویگردان شدند. باستان شناسان و انسان شناسان فیزیکی به استفاده از مجموعه ها برای مطالعه ادامه دادند، اما تا اواخر قرن بیستم که گرایش به تاریخ انسان شناسی و موزه ها و مطالعه ی فرهنگ مادی و انسان شناسی هنر تجدید حیات یافت، انسان شناسان فرهنگیِ معدودی به صورت فعال با مجموعه ها کار می کردند. نمایشگاه هایی که در میانه قرن بیستم توسعه یافتند به انعکاس رویکرد فرهنگ منطقه ای بوآس یا مدل ساختاری-عملکردی که در بریتانیا گسترش یافته بود، ادامه دادند و در این راه بر نهادهای اجتماعی تمرکز کرده و از اشیا برای توصیف معانی انتزاعی استفاده می کردند.
یک چهارم پایانی قرن بیستم شاهد تغییرات بزرگی در عملکرد انسان شناسی در موزه ها بود. حقوق شهروندی و جنبش های ضد استعماری در دهه 1960 میلادی آگاهی از سیاست های جمع آوری و ارائه را افزایش داد. مسایل اخلاقی که در گذشته نادیده انگاشته شده بود بر عملکرد موزه ها تاثیر گذاشت. در آغاز قرن بیست و یکم بیشتر انسان شناسانی که در موزه ها کار می کردند، نیاز به ترکیب نقطه نظرات مختلف در نمایشگاه ها و محل نگهداری کلکسیون ها و لزوم اتکا به تخصص مردمِ متعلق به فرهنگ های مختلفی که در این نمایشگاه ها نمایش داده می شوند و نیز متخصصان موزه را درک کرده بودند. در همان زمان، بسیاری از موزه های جدید- مانند مرکز فرهنگی اومیستا (U'mista Cultural Centre ) (1980) در خلیج آلرت، بریتیش کلمبیا، کانادا - در جوامعی که شیِ در معرض نمایش را خلق کرده بودند- تاسیس شد. انسان شناسان در موزه ها به مسایلی چون اصول اخلاقی جمع آوری کلکسیون، دسترسی به کلکسیون ها و اطلاعات مرتبط با آن ها و مالکیت و بازگرداندن مجموعه ها به موطن اصلی نیز اهمیت می دادند.
از دهه 1930 میلادی؛ توجه هنرمندان غربی به نقاب ها و کنده کاری های فرهنگ های غیر غربی جلب شد. این آثار نه به خاطر مفاهیم فرهنگی، بلکه به خاطر شکل و کیفیت های زیبایی شناسی خود مورد ستایش قرار گرفتند. زمانی که انسان شناسان موزه همچنان در درجه نخست به زمینه های فرهنگی مصنوعات اهمیت می دادند، مرز میان هنر و مصنوعات رو فرسایش گذاشت. مجموعه های انسان شناسی شامل آثار هنرمندان غیر غربی و نیز مصنوعات فرهنگ های غربی است. مصنوعاتی که کنش میان فرهنگ های سراسر جهان را ارائه می کنند- شامل چیزهایی که از مواد و یا اشیای صنعتی بازیافت شده و برای فروش به گردشگران ساخته شده اند- نیز بخشی از موضوعات پذیرفته شده توسط انسان شناسان موزه ها هستند.
 
Enid Schildkrout

مقاله به صورت زیر ارجاع داده شود:
•    MLA Style:   "anthropology." Encyclopædia Britannica. Encyclopaedia Britannica Ultimate Reference Suite.  Chicago: Encyclopædia Britannica, 2010.
•    APA Style:   anthropology. (2010). Encyclopædia Britannica. Encyclopaedia Britannica Ultimate Reference Suite.  Chicago: Encyclopædia Britannica.

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

دودانگه، زهره / معاونت روابط عمومی

مطالب نویسنده