فمینیسم در فیلم «ورود آقایان ممنوع »

زهره محمدیان مغایر

چرا نمی توانم باخانم دارابی همذات پنداری کنم؟
در بسیاری از نقدها این فیلم را کمدی ای فیلنامه محور و خوش ساخت دانسته اند که پس از دوره نسبتا طولانی کمدی های سخیف اخیر، نقطه ای روشن است. کارگردانی "رامبد جوان" و شناخت و تجربه او در طنز نیز نمایان است. بازی "ویشکا آسایش" در این فیلم جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر را از آن او کرد . تهیه کننده فیلم نیز "منیژه حکمت" است که پیشتر فیلم به یادماندنی زندان زنان را در کارنامه دارد .  به استناد جداول اکران و فروش ، "ورود آقایان ممنوع" مورد توجه بینندگان نیز قرار گرفته است... اما نقدها رویه دیگری نیز دارند و آن موضوع حساسیت برانگیز فیلم است : زنان فیمینیست.
        روشن است که این مطلب نقدی صرفا سینمایی نیست. قصد آن است تا به موضوعی که فیلم آن را دستمایه شوخی های خویش قرار داده نگاهی دوباره  بیاندازیم برای یافتن پاسخ این سوال : آیا فیلم" ورود آقایان ممنوع" فیلمی ضدزن است؟ آیا در نهایت فیلم  قصد دارد فیمینیسم را به تمسخر بگیرد؟
        شوخی های فیلم بر اساس تضاد بین شخصیت ها شکل گرفته اند و اصلی ترین تضاد حول دو شخصیت محوری فیلم شکل می گیرد : خانم بیتا دارابی و آقای وحید جبلی. اولی مدیر مدرسه دخترانه است وپایبند به عقاید فیمینیستی و زشت روی و ترشروی و قدبلند و متعصب و افراطی. . او مخالف عشق و ازدواج است. در سکانسی از فیلم او به صراحت می گوید که عشق تنها بین مادر و فرزند است و خدا و بنده اش. در اکثر  موقعیت هایی که پیش رویش قرار می گیرند مدافع برتری زنان و اثبات این امر است. مهم ترین مبارزه او در فیلم نیز تلاش برای پیروزی در المپیاد شیمی است که مدارس دخترانه و پسرانه در آن شرکت دارند.او تا کنون به هیچ مردی اجازه نداده تا به مدرسه اش وارد شود.دانش آموزان مدرسه اش در توصیف این  افراطی گری معتقدند او به دلیل شکست در عشق از همه مردان متنفر است و آن ها را در زیرزمین خانه اش حبس می کند و شکنجه می دهد...
        شخصیت مقابل او معلم شیمی جوان و کوتاه قد و مهربان و ساده دل و حواس پرت مدرسه است. او اولین مردی است که به این  مدرسه دخترانه  پا می گذارد. با ورود او تقابل آقای جبلی و خانم دارابی  به آسانی شکل می گیرد و فیلمنامه بر این اساس موقعیت ها یی خنده دار می آفریند. در نهایت خا نم دارابی تصمیم می گیرد تغییر کند و این تغییر ابتدا در چهره و لباس او (دریافتی جدید از زنانگی) و سپس در رفتارش نمایان می شود. او در آخرین سکانس ها کاملا تسلیم می شود و می رود تا پیشنهاد آقای دکتر را  بپذیرد...
        در سینمای ایران فیلم های متعددی با محوریت  زنان بر روی پرده رفته است. این فیلم ها به افکار و مشکلات و بعضا خصایص و یا عصیان زنان پرداخته اند اما تا کنون فیلمی بر محور نظرات یک شخصیت فیمینیست در این سینما آفریده نشده بود. خانم دارابی در سراسر فیلم آشکارا عقاید زن مدارانه خود را بیان می کند. او از حضور فعال زنان در جامعه می گوید و ازحقوق زنان و حق رهبر بودن و ...  و شاهدیم که تمامی عکس العمل ها و تصمیم های او بر این پایه است. معلمان مدرسه و دانش آموزان و به ویژه مردان فیلم از جمله مدیر مدرسه پسرانه رقیب از این خصلت به مثابه یک نقطه ضعف بهره می گیرند تا بتوانند خانم دارابی را مجبور به گرفتن برخی تصمیم ها کنند. حال باید پرسید : آیا خانم دارابی نماینده واقعی یک زن فیمینیست است؟آیا  شخصیت سازی اولین زن فیمینیست سینمای ایران حقیقی و منطبق آراء چنین زنانی است؟
        همه آنچه تا کنون در مورد فیلم نگاشته شده است حاوی شرحی بلند یا اشاراتی کوتاه  به موضع گیری فیلم در مورد زنان بوده اند. برخی معتقد بودند که فیلم نگاهی آرام و توام با طنز دارد و قصدش حمله به فیمینیسم نیست و برخی نیز بالعکس فیلم را انتقاد ، تمسخر و یا هجوی علیه فیمینیسم پنداشته اند. عده ای و از جمله کارگردان و بازیگران، فیلم  را شوخی با یک فیمینیست افراطی می دانند نه حمله به مدافعان حقوق زنان. به عنوان نمونه مانی حقیقی گفته است: " نگرانی اصلی من در طول تولید فیلم این بود که نکند احقاق حقوق و حق زنان در جامعه مورد تمسخر قرار گیرد و خط خیلی روشنی میان طلب حقوق زنان با دیدگاه‌های افراطی در زمینه کشیده نشود که خوشبختانه در نهایت این اتفاق نیافتاد و تنها دیدگاه افراطی مورد نقد قرار گرفت."( Eskardnews.com)
      همه آراء ضدونقیض در این مورد را می توان بار دیگر با ارجاع به تئوری های فیمینیستی و سکانس هایی از فیلم بررسی نمود ، با این یادآوری که معترفم در ساختار طنز گه گاه چاره ای جز پررنگ نمودن خصایص یک کاراکتر نیست.
        برجسته ترین خصلت خانم دارابی ضدمرد بودن اوست. او عشق، تشکیل خانواده ، مادرشدن و تربیت فرزند را نفی می کند. به این ترتیب آیا او یک فیمینیست رادیکال است؟ حقیقت این است که فیمینیست های رادیکال هیچ کدام از این پدیده ها را نفی نمی کنند بلکه به شیوه های انجام و اجرای آن ها در جوامع و در کل به الگوهای از قبل تعریف شده جنسیتی معترضند و درصدد تعریف مجدد این گونه روابط با تاکید بر حذف انقیاد و سلطه ای هستند که در فرآیند شکل گیری و سپس گسترش جوامع به صورت ویژگی ذاتی این گونه پدیده ها نمایان گشته اند. "فیمینیسم هرگز به معنی تنفر از مردان نبوده است بلکه هدف آن متعادل کردن حقوقی است که به سوی مردان گرایش پیدا کرده است."(فیگز،1995،ص 289) فیلم در این خصوص آشکارا کلیشه ضدمرد بودن فیمینیست ها را که یکی از بزرگترین کج فهمی ها نسبت به این گونه نظریات است را بازسازی می کند. شاگردان خانم دراربی دلیل آن را شکست عشقی او می دانند و تحلیل می کنند : "همه کارهای او از درد ترشیدگی است!" در اینجا فیلم کج فهمی دیگری را احیاء می کند که بر طبق آن زنانی فیمینیست می شوند که از عشق مردان عمیقا سرخورده شده اند. به این ترتیب فیمینیسم نه یک تئوری برای تبیین که رفتاری دفاعی از سوی رانده شدگان  است. باید گفت فیمینیست ها نه راهبه اند و نه طردشده. آنان در حوزه های جامعه شناسی و روانشناسی و انسان شناسی و باستان شناسی یافته هایی دارند و با یاری آن یافته ها مصرند تا برای زنان فرصت هایی برابر با مردان در دانش و قدرت و تجارب زندگی روزانه بطلبند و بیافرینند.

        کشمکش اصلی خانم دارابی همان مسئله اولیه و اساسی فیمینیسم است : تساوی یا تفاوت یا برتری؟ به عبارت دیگر آیا زنان و مردان مساوی اند یا متفاوت اند و یا زنان از مردان برترند؟ دارابی در صدد اثبات برتری است و این جنگ بین زنان و مردان فیلم را شعله ور می کند. دارابی این برتری را در مسابقه والیبال به گروه مردان مقابلش نشان می دهد. درگیری های لفظی دارابی با مدیر مدرسه پسرانه که ادعا می کند هوش پسران از دختران بیشتر است نیز بر سر اثبات همین برتری است. مدیر مدرسه پسرانه به این ترتیب آشکارا از تفاوت گویا اثبات شده و پذیرفته شده بین مغز زنان و مردان دفاع می کند .حقیقت این است که این تفاوت که خود در بخش ها و زیربخش های دیگری تکثیر شده است (مثل تفاوت در نقش ها ، مشاغل ، مدیریت ، میزان مشارکت سیاسی، حوزه های فعالیت چون عمومی و خانگی و میزان پیوند با طبیعت و یا فرهنگ و...) به لحاظ قدمت یک شیوه تاریخی مسلم فرض شده است. این تفاوت گذاری ریشه در تفاوت های فیزیولوژیک زن و مرد دارد که امری طبیعی و نمایان است. فیمینیست های پسامدرن با دستیابی به خوانشی نو از این گونه تفاوت های بیولوژیک میان زنان و مردان اذعان می دارند "به دلیل وجود سیستم های عصبی،عاطفی،حسی متفاوت و حتی سیستم های متفاوت سازمان یافتگی و رویکرد به زندگی و اولویت بخشی هایی که هریک ازجنسیت ها می توانند در زندگی خود به دلیل همان قابلیت ها و موقعیت های بیولوژیک بدهند، زنان و مردان اغلب نمی توانند فرهنگ یکسانی داشته باشند. بنابراین  برخلاف نظر بسیاری از جامعه شناسان،  نبود زنان در حوزه هایی چون حوزه های خشونت سازمان یافته ( ارتش، پلیس، ....) و یا حضور گسترده آن ها در حوزه های محبت سازمان یافته (آموزش و پرورش، پزشکی و بیمارستان و (… را نباید صرفا به حساب تقسیم کار یک جامعه پدر سالار و سلطه مردانه گذاشت بلکه باید در این امر اثری از حساسیت های بیشتر زنانه برای مثال نسبت به  محبت کردن به دیگران در برابر رقابت کردن و سلطه بر آنها را نیز دید". (فکوهی،1389 ) اما سخن بر سر این است که آیا تفاوت های جنسی باید منجر بدان شود که زنان مقامی فرودست و مردان مقامی فرادست بیابند؟ "این مقام ثانوی زن را می توان با این واقعیت توضیح داد که ... زنان به لحاظ فیزیولوژی شان، نقش اجتماعی شان و خصایص شان به طبیعت نزدیک تر تصور شده اند... و مردان نزدیک تر به فرهنگ و مناسب تر برای نقش های عمومی و مشارکت سیاسی ارزیابی شده اند."(فریدمن،1386،صص 19 و 20) فیمینیست ها در صدد کنار زدن تفاوتی هستند که به سبب تفاوت های بیولوژیک زنان را تنها انسان هایی در مقام دوم و وابسته به نقش های خانگی می داند ، در فیلم اما در این مورد نیز بار دیگر بر تصورات پیشین صحه گذاشته می شود و به عنوان مثال مدیر مدرسه پسرانه به خانم دارابی که سعی در اثبات برتری دختران مدرسه اش دارد می گوید: اگر آن ها در المپیاد اول هم بشوند آخرش چه؟باید بروند در خانه بنشینند و بچه بزرگ کنند! در این میانه گویی مادرشدن مجازاتی است برای زنان. خانم دارابی و مردان فیلم در هیچ کجای فیلم برای این گونه  اعتقاداتشان استدلالی ندارد و تنها بر روی آن ها پای می فشرند. فیلم به این ترتیب پاسخی برای پرسش های به وجود آمده ندارد اما نظریات فیمینیستی متاخر می گویند زنان و مردان مساوی اما متفاوتند و خصایص زنانه به اندازه خصایص مردانه مهم و باارزشند. در دنیایی که هر کدام از دو جنس نیمی از آن را می سازند آیا باید ویژگی های یک نیمه غالب و ملاکی برای سنجش نیمه دیگر باشد؟
          آیا پس از این بررسی ها می توان گفت فیلم "ورود آقایان ممنوع" فیلمی ضدزن است؟باید گفت آری. نمی توان انکار کرد بسیاری از دیالوگ هایی که در فیلم می شنویم و رفتارهایی که می بینیم برای بسیاری از زنان آشناست. ما زنان  به طور دردناکی شنیده ایم که : آخرش چه؟! فیلم بازگویی تصور عمومی است به ویژه آن چه از زبان آقای مدیرمدرسه و دانش آموزان خانم دارابی  می شنویم. فیلم و در کل رسانه ها در وحله اول بازتاب دهندگان تصور عمومند اما از یاد نبریم که فیلم ها را به مثابه متونی حامل معنا نیز می توان نگریست. فیلم ها از طریق نشانه های بصری و کلامی دست به تولید معنا می زنند ؛ و فرآیند پیچیده تولید معنا منطبق بر ساختارهای درون هر جامعه است. بازتولید ساختارهای موجود آن هم در مورد موضوعی حساس و آمیخته به روابط قدرت (حقوق زنان و نظریات فیمینیستی ) هیچ کمکی به اصلاح وضع موجود در جهت حساسیت زدایی و یا حداقل توجه به واقعیات پیرامون در مورد این گونه مسائل نمی کند. زنانی که از سالن سینما بیرون می روند  نتوانسته اند با بیتا دارابی همذات پنداری کنند چرا که او زنی افراطی است که سرش به سنگ می خورد و تغییر رفتار می دهد و مردان نیز از چهره واقعی فیمینیست آگاه نشده اند. سازندگان اولین کاراکتر زن فیمینیست سینمای ایران پرداخت خو را از ابتدا با طنز و هجو آغاز کرده اند اما پرداخت این چنین موضوع نمی تواند مایه اعتراض باشد اگر این طنز  کمکی در جهت به تفکر واداشتن و بازنگری بود.
        می دانیم که امروزه در بسیاری از جوامع فیمینیسم یکی از چندپهلوترین و حساسیت برانگیزترین واژه هاست. هنر در این میانه بهترین راه خواهد بود به سوی  حساسیت زدایی از این واژه و بهبود بخشیدن روابط زنان و مردان در دنیایی که متعلق به هردوی آن هاست تا در نهایت یک فیمینیست بتواند به آسودگی خود را فیمینیست معرفی کند وتنها او را زنی ضدمرد ندانند . به همه این دلایل این فیلم نمی تواند الگوهای ذهنی و رفتاری  مناسبی در اختیار مخاطبین بگذارد.


منابع:
1-  فریدمن ، جین . فیمینیسم . فیروزه مهاجر، انتشارات آشیان، تهران،1386
2-  فکوهی ، ناصر. پرسش از فرهنگ:آیا می توان از فرهنگ جنسیتی نام برد؟ روزنامه شرق ، دوشنبه 11 مرداد 1389
3- فیگز ، کیت. زنان و تبعیض ، اسفندیار زندپور و به دخت مال امیری . نشر گل آذین . تهران، ،1385چاپ دوم.



 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی